تماس با ما   |  پیوندها   |  درباره ما   |  RSS   |  جستجوی پیشرفته  
  صفحه اول     ارسال خبر به اندیشه ها     خبرنامه پیامکی  
یکشنبه، 24 شهریور 1398 - 14:04   
 
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها
 
   جنبش تشکیل حزب یا عضویت در احزاب  
  سخنرانی شهید بهشتی پیرامون نقش تشکیلات در پیشبرد انقلاب اسلامی ایران
اگر در جامعه‌ای حزب و تشکیلات رسمی نباشد، مسلمان در آن جامعه گروه‌هایی پیدا می‌شوند، اطراف هر شخصیتی و هر صاحب نفوذی، افرادی گردمی آیند و به جای آنکه احزاب و سازمان‌های متشکل باشند باندهای خطرناک فاقد تشکل و مسولیت وا نضباط تشکیلاتی بوجود می‌آیند که خطرشان برای وحدت چندین درجه بیشتر است،
  احزاب قدرت تفکر حزبی خود را با ارائه نظرات به موقع اثبات کنند
  ظهور احزاب سیاسی در عصر مشروطیت در ایران
در یک قرن گذشته، همچنان که نام جمهوری دموکراتیک برای تعریف نظام های توتالیتر مارکسیست به کار رفت، سازمان های حکومتی با نام احزاب نـیز در ایـن نـظام های اقتدارگرا به ماشین ادارۀ حکومت ها تبدیل شدند و نظام های تک حزبی نازیست، فاشیست و کـمونیست، مظهر اقـتدارگرایی جوامع مدرن صنعتی در قرن گذشته شدند. ولی چنین تجربیات سختی نیز، تأثیری در تعریف رابطۀ جدایی ناپذیر میان احـزاب سیاسی آزاد و دمـوکراسی نـداشت و وجود نظامی مردم سالار ولی فاقد احزاب همچنان ناممکن تلقی شد.
  هیج کشور توسعه یافته بدون نظام حزبی در جهان وجود ندارد.
  تصور اینکه قدرت احزاب در برابر قدرت حکومت است، اشتباه است
 
   آخرین مطالب  
  ‌ بررسی ایرادات قانون اساسی
  متهم بانک سرمایه: ۱۰۰ میلیارد تومان از اتهام خیانت در امانت مربوط به هادی رضوی است
  پناهیان و ایده «پول‌ها را جمع کنیم تا به جیب صهیونیست‌ها نرود» / پس از حوزه علمیه، «دبیرستان» پناهیان هم از راه رسید / «دبیرستان» پناهیان چقدر درآمد خواهد داشت؟ / از شهریه ۱۰ میلیونی «دبیرستان» تا برنامه ریزی برای تاسیس «دبستان» / آیا مدافع شفاف بودن آرای نمایندگان، درمورد فعالیت‌های اقتصادی خود شفاف‌سازی می‌کند؟
  چرا اماراتی ها تمایلی به مذاکره با شوروی برای جلوگیری از فروش تسلیحات به ایران نداشتند؟ / ابوظبی می گوید ایران از اعراب در برابر شوروی دفاع خواهد کرد
  قوام السلطنه؛جادوگر سیاست ایران تصاویر
  قوام السلطنه؛جادوگر سیاست ایران تصاویر
  برخی اقدامات و خدمات تاریخی و ماندگار احمد قوام السلطنه
  نواقص اساسی در قانون اساسی
  معرفی برادران رشیدیان و نقش آنها در کودتای ٢٨ مرداد
  تغییرات قانون اساسی در دوره پهلوی
  مجبور کردن شاه به همراهی با کودتای ٢٨ مرداد
آمریکا حامی کودتا بود نه طراح کودتا
  انگلیس اینگونه طراح اصلی کودتای ٢٨ مرداد بود

  اگر واقعا رای شفاف نمایندگان مجالس را می خواهید ساختار نظام حزبی در انتخابات را حاکم نمائید
  نقش طیب و شعبان جعفری در سقوط مصدق/ نیروهای شعبون در اختیار حکومت بودند
  دلایل صدرالساداتی از مفقودشدنشان
  پاسخ نماینده شجاع مجلس به یک منبری جسارت کننده به نمایندگان مردم
  طرفداری باهنر از شیوه رای مخفی نمایندگان مجلس
  رای مخفی و پنهان یکی از نقاط بارز انتخابات در نظام جمهوری اسلامی ایران است
  کلیپ بسیار دیدنی رویارویی عبدالحمید ریگی(برادر عبدالمالک) با مادر خانم خود
  دخترمان را در خواب کشتند و سر پسرمان را بریدند / تصویر
ادامه آخرین مطالب
- اندازه متن: + -  کد خبر: 92560صفحه نخست » جنبش تشکیل حزب یا عضویت در احزاب جمعه، 1 شهریور 1398 - 07:58
سخنرانی شهید بهشتی پیرامون نقش تشکیلات در پیشبرد انقلاب اسلامی ایران
اگر در جامعه‌ای حزب و تشکیلات رسمی نباشد، مسلمان در آن جامعه گروه‌هایی پیدا می‌شوند، اطراف هر شخصیتی و هر صاحب نفوذی، افرادی گردمی آیند و به جای آنکه احزاب و سازمان‌های متشکل باشند باندهای خطرناک فاقد تشکل و مسولیت وا نضباط تشکیلاتی بوجود می‌آیند که خطرشان برای وحدت چندین درجه بیشتر است،
  

سایت خبری تحلیلی اندیشه ها:

سخنرانی شهید بهشتی پیرامون نقش تشکیلات در پیشبرد انقلاب اسلامی ایران
موضوع بحث این جلسه ، نقش تشکیلات در پیروزی و پیشبرد انقلاب اسلامی ایران است.
در قشرهای مختلف و سنه‌های مختلف و مناطق مختلف جامعه انسان‌های با استعداد فراوان هستند. صاحبان استعدادها و نیروها و توان‌های ارزنده ، کم و بیش در هر جامعه‌ای پیدا می‌شود. بر حسب مقایسه‌ای که در دیدارها و مطالعات عینی و مشاهدات در جامعه‌های مختلف داشتم، مردم ایران را دارای سطح خوبی از استعداد یافتم. جوان‌های ما از نظر استعدادهای گوناگون نسبت به بسیاری از جوامع دیگر، رسیده‌تر و آماده‌تر هستند. زمینه‌های آنها چه از نظر یادگیری و چه از نظر عمل برای شکفته شدن مساعدتر است.
طرز شناخت و پرورش استعدادها در یک جامعه ،اینکه استعدادها را چگونه باید شناخت و بعد از شناختنش چگونه باید پرورش داد، مسئله اساسی و مهم هر جامعه است. در جامعه‌ای که استعداد انسان‌ها به هدر برود و بجای پیدا کردن راه باز و شکوفایی همواره به سد و مانع شکفتگی برخورد کنند، در جامعه‌ای که صاحبان ارزش‌ها و استعدادها به جای تشویق شدن همواره عقب رانده شودند، در جامعه‌ای که انسان بجای حرکت در خط انسان‌تر شدن و رشد کردن ، به سوی خطوط انحرافی و تملق و چاپلوسی و جلب نظر افراد یا گروه‌های معین کشانده شود نمی‌توان امیدوار بود که استعدادها بارور شوند.
کشف استعدادها در یک جامعه و میدان شکفتگی دادن به استعدادهای آن جامعه راهی دارد که بشریت آن را در طول تاریخ زندگی خود تجربه کرده است. ما که از نظر شناخت استعدادها، حداکثر یک مدار ومحدود و میدان محدود اطلاعاتی داریم ، چگونه می‌توانیم برای پوشش استعدادها و بکار گرفتن آنها، برنامه‌ریزی کنیم. ما هم اکنون در این مقطع از انقلاب اسلامی خود به افراد گوناگونی نیاز داریم، به معلم‌های لایق و با ایمان به قاضی با ایمان ، لایق، کاردان، به سخنران مخلص با ایمانی که از اعماق وجدان و قلبش حرف بزند و براستی پیامی که به آن معتقد است به جامعه منتقل کند، به قلم بدستانی که بتوانند در خدمت آرمان اسلام و انسانیت این مردم قلم بزنند، به هنرمندانی که بتوانند هنر خود را در خدمت آرمان اسلامی و انسانی بشریت قرار دهند ، به کسانی که بتوانند ازعهده مدیریت سالم صنایع، در جهت قطع وابستگی‌های اقتصادی ما به بیگانگان ، کار کنند و همچنین به کسانی که بتوانند در سمت‌های اداری جامعه مانند بخشدار ، شهردار و فرماندار و سایر پست‌ها با آرمان‌های اسلامی و تعهد اسلامی و انسانی عمل کنند، به شدت نیازمندیم. آیا این فراد در جامعه ما نیستند؟ چرا، هستند و شاید بیش از نیاز ما نیز باشند، اشکال کار اینجاست که ما آنها را نمی‌شناسیم.
ما در مدت این شانزده سال در این زمینه مقداری عمل کردیم، توانستیم عده‌ای از جوان‌ها و افرادی که قبلاً به جرم مسملان بودن کنار گذاشته شده بودند، شناسایی کرده و به میدان کار دعوتشان کنیم. بسیاری از آنها در این مدت در تجربه عملی نشان دادند که انسان‌هایی مؤمن، مخلص ، جدی و لایق هستند. خصلت انقلاب این است که انسان‌های نو می‌طلبد، انسان‌هایی را می‌طلبد که بتوانند با فرهنگ جدید انقلاب کار کنند. آنهایی که با رسوبات فرهنگ پیش از انقلاب شکل گرفته‌اند به زحمت می‌توانند خود را با نیازهای دوره پیروزی انقلاب منطبق کنند.
بنابراین، استعداد و کاردانی ، لیاقت و کارآیی هست ولی باید آنها را کشف کرد و شناخت. چگونه بشناسیم؟ آیا شناخت‌های موضعی کافی است؟ چه بسا در هر منطقه و محلی افراد با لیاقت مسلمان بقدر کافی باشد و ما از آن بی‌اطلاع باشیم. چه باید کرد تا افق دید و شناسائی استعدادها گسترده‌تر شود؟ این سئوالی است که باید به آن جواب داد؟
ما اجمالاً در دوره مبارزه در راهپیمایی‌های چند میلیونی برای سرنگونی رژیم دورنمای جالبی را دیدیم. بعضی اوقات مطالبی که به فکر اداره کنندگان راهپیمائی‌ها و تظاهرات نمی‌رسید، مجموع این جمعیت پرشور و با احسای به حرکت در آمده از خود خلاقیتی نشان می‌داد و می‌آفرید، چیزی را که قبلا در آفرینش آن ناتوان بود. پس معلوم شد که استعدادهای ناشناخته فراوانند و باید آنها را شناخت.
در دوران مبارزه برای سرنگونی رژیم و متزلزل کردن بنیان رژیم خائن مزدور بیگانه و برافکندن آن، حرکت سیل‌آسا و خروشان مردم لازم بود. ولی در دوران سازندگی نمی‌توان با حرکت‌های میلیونی کشور را ساخت. در دوران سازندگی، هر فرد و هر گروهی با ید مسئولیت خاصی را که از عهده او برمی‌آید، به عهده بگیرد. قبل از پیروزی همه ما باید نترس ، بی باک مشتاق به شهادت راه می‌افتادیم و حرکت می‌کردیم از رویارویی با عم�'ال بیگانه نمی‌ترسیدیم. شعارها از مرکز دلها می‌آمد و دل‌ها در دادن شعارها هماهنگ شده بودند، شعورها در یافتن شعارها با هم هم‌آهنگی و هم اندیشی داشتند، اینها سهل و آسان بود، در عین حال که پر عظمت و پر بها بود، البته چندان هم آسان بدست نیامده بود ولی پس از بدست آمدن، تحقق یافتنش آسان بود، ولی آیا برای ساختن روستاها نیز می‌توانستیم چنین عمل کنیم؟ آیا برای تبدیل تهران آلوده مضطرب پنج میلیونی به شهر دو میلیونی آرام می‌توان گفت: ای مردم حرکت کنید به سوی جائی که در انتظار شماست؟ این کار عملی و کار‌ساز است؟!
بدون شک برای دوران سازندگی ، نیازهای جدیدی است باید بعد از شناسائی استعدادها آنها را گروه‌بندی کرد، تا معلوم شود هر کس و هر گروهی در کجا می‌توانند قرار بگیرند. و بعد از گروه بندی باید به آنها میدان شکفتگی داد. چه کسانی می‌توانند برای شکفتگی این استعدادها میدان باز بدهند. وجود یک مدیریت‌ هماهنگ و همفکر و منسجم، با شاخه‌ها و رشته‌های فراوان به سوی مراکز تصمیم‌گیری و اجرائی در دوران سازندگی بعد از پیروزی انقلاب لازم است. ولی مسلماً کسانی که امروز و دیروز همدیگر را یافته‌اند و هر کدام دارای اندیشه و طرز فکر مخصوص خود هستند نمی‌توانند به آسانی با هم یک مجموعه هماهنگ منسجم بوجود آورند. بنابراین در این مرحله از جامعه ما این سئوال مطرح می‌شود که ما از چه راهی می‌توانیم قبلاً یک دوره ‌آمادگی برای همفکری، همکاری و همشناسی و هم ارزی، یکدیگر را درست ارزیابی کرده و بوجود آوریم؟
پاسخ ما به این سئوال این است که فقط از راه تشکیلات و تشک�'ل خواهیم توانست چنین محیطی را ایجاد کنیم، ما به یک تشکیلات نیرومند هماهنگ خل�'اق منسجم که در آن استعدادها همدیگر را بیابند، نیازمندیم. ما به محیطی که محل تلاقی استعدادها و محل شناسائی متقابل استعدادها باشد و استعدادها در آنجا زمینه‌ای برای شکوفائی پیدا کنند و به محیطی مناسب برای همکاری و هماهنگی احتیاج داریم. چنین تشکیلات وسیع مؤثر و منسجم می‌تواند تا حدود زیادی هر دو مطلب را تأمین کند و استعدادها را در سطح گسرده‌تری بشناسد، در کل تهران یک مرکزیت می‌داند چند نفر آماده برای اشتغال وجود دارد یا چقدر افراد نزدیک به مرحله اشتغال داریم. در هر شاخه چه کسانی را داریم که ساخته شده‌اند و چه کسانی آماده برای ساخته‌شدن هستند و هم چنین می‌داند که اینها چگونه می‌توانند هماهنگ کار کنند، این هنر یک تشکیلات است.
جامعه ما در این مرحله که می‌خواهد انقلابش پیش برود، سخت به تشکل نیازمند است. در یکی دو ماه اخیر زمزمه پر خطری در نوشته‌ها و سخنرانی‌ها به چشم می خورد که می‌گویند تحزب و تشکل ، تشکیل احزاب و گروه‌ها ،‌جامعه ما را به تفرق و جدائی تهدید می‌کند. این یک مسئله جد�'ی است که باید مردم ما با آن جدی برخورد کنند.
مسئله گروه، گروه شدن حزب، حزب و دسته دسته شدن براستی می‌تواند خطر آفرین باشد و مل�'ت ما را که در یک مسیر مشترک و یگانه و تحت رهبری واحد حرکت می‌کند، به گروه‌ها و دسته‌ها یمختلف با رهبری‌های گوناگون و مسیرهای گوناگون تبدیل کند. ولی اگر قرار باشد مردم ما متشکل نشوند، اگر این نیروی مردمی توده‌ای که همواره بار انقلاب بر دوششان بوده و نیروی انقلاب بودند، سازماندهی نداشته باشند، هدایت شبکه‌ای و شکل یافته نداشته باشند، چطور می توان آنها را بکار گرفت؟ آیا مردم می‌توانند راه متناسب با حرکت خود را آگاهانه و با اطمینان و به راحتی پیدا کنند؟ مسلماً «هر کسی باید مدتی سرگردان باشد، به این در و آن در بزند تا به حرف این و آن گوش بدهد و مدت‌ها برای جمع‌بندی مطالبی که شنیده است زحمت بکشد و تازه معلوم نیست نتیجه‌ای بدست می‌آورد یا نه. پس این هم خطری است.
از طرف دیگر اگر در جامعه ما فقط خودمان بودیم، اگر قرار می‌شد متشکل نباشیم ، هیچکدام متشکل نمی‌شدیم و مسئله‌ای هم رخ نمی‌داد. در حالیکه امروز واقعیت عینی در جامعه ما چیز دیگریست. امروز اگر توده مسلمان با ایمان در خط اسلام راستین متشکل نباشند، دیگرانی هستند که ما بخواهیم و نخواهیم از سال‌ها پیش در خط تشکل افتاده‌اند و تجربه سازماندهی و سازمان یابی دیرینه دارند. تنها ایرادی که هست در اقلیت‌ هستند ولی همین اقلیت در کمین نشسته‌اند تا در اولین فرصت شما توده به پا خواسته را طعمه خود قرار دهند.
بنابراین ما نمیـوانیم بگوئیم متشکل نمی‌شویم و هیچ تشکلی در جامعه نباشد. تشکل‌های دیگر هست، همه متشکل می‌شوند جز ما مسلمان‌های در خط راستین اسلام، آیا این درست است؟! آیا این خطر تفرقه را بر طرف می‌کند و وحدت کلی جامعه را از خطر تحزب و گروه گروه شدن می‌رهاند؟!
از این گذشته اگر در جامعه‌ای حزب و تشکیلات رسمی نباشد، مسلمان در آن جامعه گروه‌هایی پیدا می‌شوند، اطراف هر شخصیتی و هر صاحب نفوذی، افرادی گردمی آیند و به جای آنکه احزاب و سازمان‌های متشکل باشند باندهای خطرناک فاقد تشکل و مسولیت وا نضباط تشکیلاتی بوجود می‌آیند که خطرشان برای وحدت چندین درجه بیشتر است، شما نوجوان‌ها و جوان‌ها تجربه باند بازی را در این کشور ندیده‌اید ولی ما دیده‌ایم، در آن ایام که احزاب نیرومند سایسی و اجتماعی بخصوص در خط اسلام در جامعه ما نبود و اگرهم بود بسیار ضعیف و کم بود، این کشور میدان تاخت و تاز باندها شده بود. دوستانی که در ادارات و وزارتخانه‌ها بوده‌اند، تجربه باندهای حاکم و محکوم را کاملاً دیده‌اند و لمس کرده‌اند، در آن زمان حزب و تشکیلات نبود ولی در وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌ها ، چهر‌ه‌هایی پیدا می‌شدند که قدرت جذب افراد را داشتند و در واقع باندهایی بوجود می آوردند که این باندها دائماً « بر سر قدرت کشمکش داشتند. اسمش را هم این بود که حزبی نیست که وحدت جامعه را به خطر اندازد در حالیکه باندها مجبور نیستند. باندها مصداق کامل فرصت‌طلبان هستند هر جا طعمه‌ای بود رو می‌آیند و هر جا خطری بود زیر می‌روند. کسانی هستند در کمین فرصت‌ها و قدرت‌ها و طعمه‌ها، در محیط اجتماعی نشسته‌اند و مانند کرکس با چشم‌های تیز‌بین نگاه می‌کنند تا ببینند کجا لاشه‌ای هست!
آیا خطر این باندها برای وحدت جامعه بیشتر است یا احزاب و دسته‌های منظم که دارای تشکیلات، خطوط و مواضع، مسئولان و مسئولیت‌های مشخصی هستند؟ پس تشکیلات لازم است. و خطر تشکیلات از بی تشکیلاتی برای وحدت جامعه کمتر است. اما دغدغه‌ ما از بین نمی‌رود. بالاخره اگر قرار باشد بساط حزب بازی و گروه گرایی و انحصارطلبی در جامعه ما گسترده شود وحدت مسلمان در خطر خواهد بود و این یک واقعیت است. پس چه باید کرد؟ما د راین زمینه در اسلام و قرآن تعلیم زیبایی داریم و آن این است که می‌فرماید: ای مؤمنان ، ای تک ـ تک مردان و زنان با ایمان، ای مجموعه‌های بوجود آمده از مردان و زنان با ایمان راه اسلام راه مسابقه در خیرات است، مسابقه بگذارید در خود ساختن و محیط ساختن و الگوی مطلوبتر و اسلامی‌تر شدن ، گروه گروه باشید، اما در یک مسابقه مثبت، نه در یک مسابقه تخریبی منفی رمز کار در اینجاست و این را باید درست کرد.
اگر گروه‌ها بر این چند چیز که می‌گویم بنا بگذارند، وحدت به خطر نخواهد افتاد:
▪ضرورت صداقت گروه‌ها
۱ـ بنا بگذارند بر صداقت و راست بگویند، هر اندیشه‌ای که دارند صاف و صریح با مردم در میان بگذارند و به مردم دروغ نگویند نفاق نداشته باشند. منافق و دو رو و چند چهره نباشند. مواضع عقیدتی و سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی خود را همچنین مواضعشان را در برابر نهادهای حاکم با صراحت بیان کنند. اگر اسلام را قبول دارند، با صراحت بگویند که دین ما اسلام است و اگر اسلام را قبول ندارند بگویند ما ضد اسلام هستیم، اگر استقلال را قبول دارند، بگویند ما براستی خواهان تحقق یافتن شعارها نه شرقی ، نه غربی هستیم. نه اینکه زیر پوشش مبارزه با آمریکا یا نه، واقعا در خط مبارزه با آمریکا جدی باشند ولی با شوروی لاس سیاسی بزنند و یا بر عکس. با صراحت بگویند خط ما این است که می‌×واهیم ایرانی باشیم و جامعه اسلامی ما روی پای خود بایستد و به هیچکس متکی نباشد. اگر درباره مسائل زندگی زن در جامعه نقطه نظرهایی دارند با صراحت بگویند. اگر قرار است زن جامعه سالامی و جمهوری اسلامی زنی باشد با فضیلت با کرامت ، حتی در لباس پوشیدن، نیز رعایت این موارد را بنماید با صراحت بگویند واگر هم لباس را شکل اهری می‌دانند و معتقدند که باید سراغ محتوی رفت و می‌گویند زن باید نجیب و عفیف، شجاع و با تقوا و درس‌خوانده باشد، ظاهر آن مهم نیست، بی‌حجاب بودن آن مهم نیست و ارزشی ندارد ، این را هم صریحا بگویند، وقتی گفتند: مردم می‌فهمند که این گروه و این سازمان چه موضعی دارد اگر موضع آنها را قبول کنند که به آن سمت می‌روند و اگر قبول نکنند از آن رو گردان می‌شند. و مسئله‌ای پیش نمی‌آید، اگر جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن را قبول داشته باشد صادقانه بگوید قبول دارم، اگر جمهوری اسلامی را قبول دارد و قانون اساسی را قبول ندارد، بگوید من اصل جمهوری اسلامی را قبول دارم، ولی قانون اساسی این نظام به علت اینکه اصل ولایت فقیه در آن گنجانده شده است مترقی و پیشرفته نیست و به قرون اولیه مربوط است، قبول ندارم. صریحا بگوید چون در این قانون اساسی گفته شده ، باید بساط سرمایه‌داری و تبعیض اقتصادی در جامعه جمهوری اسلامی ایران برچیده شود، ما این قانون اساسی را قبول نداریم. ما یک قانون اساسی می‌خواهیم که به ما امکان هر نوع فعالیت استثمارگرانه را بدهد. شما با اصولی که در این قانون اساسی آورده‌اید ما چگونه می‌ـوانیم یک سرمایه‌دار استثمارگر باشیم. بنابراین ف این قانون اسسای به درد ما نمی‌خورد!
جامعه بدون صداقت نمی‌‌تواند در خط سعاد پیش برود. البته جامعه هم باید قدری امکان صداقت را بدهد. متأسفانه در جامعه ما برای افراد صریح‌اللجهه مقداری جو فشار بوجود آمده است که خیلی خطرناک است. چرا بعضی‌ها از اینکه افراد و گرو‌ها ، مواضع خود را صادقانه بیان کنند وحشت دارند؟ چه عیبی دارد، چه کسی از صداقت ضرر می‌بیند؟! از صداقت نترسید، بگذارید موضع‌ها مشخص و صریح و بی‌پرده و صاف گفته شود. تا افراد راه خود و جهت و همراهان خود را بشناسند، این خیلی بهتر است. اگر گرو‌ها صادق باشند و راست بگویند، وضع مردم در رابطه با آنها روشن است، می‌فهمند که با هر گروهی چه رابطه‌ای باید داشته باشند. رابطه تولی ، یا تبری، یا احتیانا بی‌تفاوتی هر چند که من نمی‌یابم که یک مسلمان در برابر فرد یا گروهی بی‌تفاوت باشد! رابطه باید تولی یا تبری باشد، منتهی درجات ولاء و براء فرق می‌کند.
▪ضرورت روابط گرو‌ه‌های معتقد به اصول اسلامی
۲ـ گروه‌هایی که به اصل اسلام و اصول اسلام معتقد هستند و خطوط اساسی اسلام را پذیرفته‌اند،‌باید به یکدیرگ احترام بگذارند و باه م برخورد تخریبی منفی نداشته باشند.
در این زمینه مثال‌های عینی هست که یکی از آنها را می‌گویم برادرها و خواهرهای مجاهدین انقلاب اسلامی یک سازمان سیاسی نظامی تشکیالتی هستند. برادرها و خواهرهای «حزب جمهوری اسلامی» نیز ی سازمان اسلامی، سیاسی و با تربیت نظامی هستند. من در طول این مدت ناظر خیلی از روابط بین این دو سازمان بودم. این دو سازمان قدردان یکدیگر هستند، و به یکدیگر حسادت نمی‌ورزند. هر وقت مسئله‌ای پیش می‌اید که لازم است با هم فکر کنند، با هم می‌نشینند و مشورت می‌کنند، اگر توانستند کاری را مشترک انجام دهند که غالبا انجام می‌أهند و اگ رنتوانستند خیلی صریح و برادرانه می‌گویند که در این جا نقطه نظرهای ما یکی نیست. دیگر در مقابل هم صف‌آرائی نمی‌کنند، یکدیگر را تخریب و تخطئه نمی‌‌کنند. ممکن است از یکدگیر انتقاد کند، اما انتقادشان سازنده و روشنگر است. همچنین انجمن‌های اسلامی دانشجویان، کانون‌های اسلامی دانش‌آموزان شوراهای اسلامی کارگران، روابط‌شان با این گروه‌ها و در میان خودشان ، مقدار زیادی در همین خط است. منتهی از نظر تشکیلاتی و سازمانی مختلف و چنددسته هستند. اما آیا این ضد وحدت اینهاست یا کمک به وحدت اینها؟ ما می‌بینیم در انتخاب‌ها راهپیمائی‌های پرشکوه و بزرگ، در تظاهرات و فعالیت‌های دیگر سعی می‌:ند ستاد هماهنگ مشترکی تشکیل دهند و با یکدیگر کار کنند. وحدت اینها به مراتب آسانتر است از وحدت افراد پراکنده و باندها، برای اینکه مسئول‌های اینها مشخص هستند در نتیجه مسئول‌های مشخص می‌توانند سریعا «با یکدیگر تماس پیدا کنند، خط مشی مشترک و برنامه مشترک را تنظیم و اجرا کنند. و از این واحدها متعدد وجود دارد. چرا؟ برای اینکه مسابقه اینها مسابقه مثبت است. هر گروهی می‌کوشد تا راه نیکو بودن، نیکو شدن و محیط نیکوساختن را بهتر بشناسد و قاطعانه و تواناتر این راه را بپیماید. در چنین راهی افراد با هم کشمکش نمی‌کنند، گروه‌ها می‌توانند با هم در یک خط قرار گیرند و متشکل‌تر شوند. نیروهائی هستند متشکل و مکمل یکدیگر.
دراین حالت هیچیک از گروه‌ها انحصارطلب نیستند و می‌گویند آنچه در جامعه هست، زمینه کار و عمل باید بصورت میدان باز مسابقه برای همه ما در آید. و افراد تنگ نظر، انحصارطلب و نفی کننده یکدیگر و مخرب نیستند، بلکه سازنده جذب کننده و تکمیل کننده یکدیگرند.
▪تشکیل جبهه اسلامی گروه‌های در خط امام
۳ـ گرو‌ه‌ها باید با تمام توان خود بکوشند تا یک نقطه عالی هدایت کننده برای مجموعه خود، درجبهه اسلامی واقعی بوجود آورند. زیرا توافق‌های موقتی برای کارهای ضربتی غالبا «کارآئی لازم را ندارد، بخصوص در این مقطع فعلی انقلاب ما، چون ما هم اکنون در مقطع بسیار حساسانقلابمان قرار گرفته‌ایم. مقعطی که نوجوانان ما می‌توانند طعمه هر نوع تفکرات انحرافی قرار گیرند و خدای نکرده منحرف شوند. نمی‌ـوان گفت تک تک و جدا بمانند آنها حتما «باید در مجموعه‌ای واقع شوند. همینطور جوان‌های ما ، مردم عادی ما و کارکنان مؤسسات شکل گرفته و سازمان یافته ما ، ما در شرایطی هستیم که باید نیروهایمان متشکل شوند، این تشکل‌ها می‌ـواند در سازمان‌های متعدد اسلامی که در خط اصیل اسلام باشند بوجود آید. اما برای مواقع حساس یک فرماندهی مشترک ضرورت دارد این فرماندهی مشترک امروز به برکت نعمت وجود امام، هست و حضور دارد. البته ممکن است امام در همه مسائل نتوانند دستورهای فور یو رهنمودهای فوری بدهند ، اما لااقل در مواقع خطر ، حضوئر امام ، حضور وحدت است. ولی فقط این کافی نیست بلکه باید با یک نوع تشکل گسترده‌تر و تشکیل جبهه اسلامیا زگروه‌های مسلمان متعهد در خط امام ، یک مرکزیت وسیع و بالا و هدایت کننده و با ظرفیت رهبری قویتر و عالیتر بوجود آید. و مردم باید حضور فعال خود را در صحنه اداره و سیاست‌ جامعه آزاد شده خود حفظ کنند.
۴ـ همه کسانی که به قانون اساسی رأی داده‌اند. باید ملتزم باشند که این قانون اساسی را به عنوان مبنای هر گونه حرکت و وحدت بشناسند و مورد احترام و عمل قرار دهند. مردم عزیز ایران کمترین بی‌اعتنایی به قانون اساسی خود را تحمل نکنید. در جامعه‌ای که به قانون اساسی مصوبه آن ملت بی‌اعتنایی شود، این خطر وجود دارد که مجددا استبدادها و دیکتاتوری‌ها در شکل‌های جدید و با ظاهرهای زیبای فریبنده در افق ایران آزاد شده رخ بنماید و آزادی ، استقلال و مردمی بودن این نظام را به خطر افکند. نسبت به حفظ قانون اساسی از هر گونه تخلف و تجاوز حساس باشید.
ما بر اساس این چهار اصل تشکیلات خواهیم داشت، ممکن است این تشیکلات گوناگون باشد ولی عامل تفرقه نیست. بنابراین چنین جمع‌بندی می‌کنیم: خر بزرگ برای شما مسلمان‌های عزیزی که با ایمان به رهبری و ایمان به اسلام فقاهت و ایمان به خط فقاهت و عدالت، حرکت کردید و رنج بردید و انقلابی را به پیروزی بر نظام حاکم رساندید، در متشکل نشدن شماست. تشکیلات ضرورت این مقطع از انقلاب اجتماعی و اسلامی ماست و عامل پیش برنده انقلاب با سرعت و توان هر چه بیشتر است.
تبلیغات ضد تشکل و ضد تحزب و ضد سازمان ‌یافتگی، حتی اگر از زبان و قلم چهره‌های مطلوب و محبوب اسلامی دیده و شنیده شود، عملا د رخط بهره‌مند شدن و منافع کسانی است که می‌×واهند خود متشکل باشند و ما متفرق!
برادران و خواهران دل آگاه بدون تشکیلات حرکت کردن را نپسندید، که در چنین صورتی،‌روز پشیمانی در برابر مان قرار خواهد گرفت، روزی که به اشتباه خود پی ببریم. می‌دانید یک گروه ۵۰ نفری متشکل می‌تواند یک جمعیت ۵۰۰ نفری بی‌تشکل را ازپا در آورد؟ و این روشن است و نیز نگوئید که احزاب و تحزب‌ها با منطق قرآن سازگار نیست. کدام منطق قرآن؟ تمام دستورات قرآنی تشکیلاتی است. همین نمازجماعتی که ما مسلمان‌ها می‌خوانیم، تمرین یک نوع تشکل است. مگر امام جماعت مساجد متعدد نیست، هر کدام با یک عده نمازجماعت می‌خوانند. آیا این نماز جماعت‌ها در مساجد گوناگون در ایام هفته کمک به تشکل است یا ضد تشکل؟ مسلما کمک به تشکل است. ما حرکت‌های میلیونی خود را از همین مساجد و جماعت‌ها و علاقه‌ها و اعتمادهائی که در مساجد بوجود آمده بود، توانستیم براه بیندازیم. و برای این مقدار تشکل، ‌مساجد و روحنایت متعهد و آگاه و رهبری فقیه مسئول کافی اس. اگر فقط تا اینجا بود،‌ واقعا کافقی بود. دیگر احتیاجی به تشکیلات نداشتیم. اما فرض بر این است که مسئولیت‌ها ما بعد ا زاین به مراتب بیشتر خواهد شد. در رابطه با این وحدت هماهنگ که یاد شد مسئله شناسائی حساب شده استعدادها و جمع آوری استعدادها و شکوفا کردن آنها در مساجد، عملی نیست. برای این مسئله راهی جز تشکل نیست بشرط اینکه چهار اصل فوق رعایت شود.
۱ـ تشکیلات ما باید بر اساس صداقت باشد و نه ریا و تظاهرا و مردم فریبی که از بدترین آفت‌های اجتماعی است.
۲ـ مسابقه گروه‌های متعدد ما باید در راه خیرات و نیکی‌ها و سازندگی‌ها باشد و نه مسابقه طرد و تخریب
۳ـ این گروه‌ها وقتی دیدند خطوط اصلی مشترکی دارند، باید هر چه سریعتر در یک جبهه گسترده‌تر با رهبری مورد قبول گرد هم آیند تا توانی بزرگتر بوجود آورند.
۴ـ گروه‌ها باید قانون اساسی ایران را زمینه اصلی حرکت و همکاری و هماهنگی خود قرار دهند.
پروردگار را به ذات مقدست سوگند دل‌های ما را به نور ایمان گرم و روشن ساز.▪ایمان ما را انگیزه عمل صالح قرار ده
ایمان و عمل صالح را شعار جهان‌گیر جامعه اسلامی ما بنما. خدایا ما می‌خواهیم تو و امام زمان (ع) ، رهبر و امام حرکت اسلامی‌مان‌، جامعه و خلق با ایمان مان ، از موضاع و کار ما راضی باشند، بار‌الها ما را در خطی از عمل قرار ده که همه این رضایت‌ها را در پی داشته باشد.
پروردگارا ، همانطور که در قرآ» فرموده‌ای ایمان وعمل صالح، عامل الفت و پویند واقعی دلها هستند، دل‌های ما را در پرتو ایمان و عمل صالح، روز بروز به هم نزدیکتر و یکی‌تر کن. نعمت پر ارج امام و رهبر عزیزمان را برای ادامه خط پر خطر انقلاب برای جامعه ما مستدام بدار. دشمنان کینه‌وز درون مرزی و برون مرزی انقلاب و اسلام و جامعه عزیز ما را سرکوب و سرنگون ساز.
●پاسخ به سئوالات:
▪سئوال: آیا درست است که امام حزب جمهوری اسلامی را تأیید کرده‌اند و‌ایا درست است که امام فرموده‌اند برای تقویت این حزب جایز است از سهم امام مصرف شود؟
▪▪جواب: ما در موقع تأسیس این حزب وظیفه خود می‌دانستیم که با رهبر مشورت کنیم. و چون این تصمیمات به مدت‌ها قبل از پیروزی مربوط بود (موقعی که امام نجف بودند) قرار شد یکی از برادران به آنجا برود و نظر ایشان را بپرسد و جریان را کاملا برای امام شرح دهد. متأسفانه این برادر آن موقع نتوانست وارد خاک عراق شود وامام را زیارت کند. تا یکی دو روز به حرکت امام از نجف مانده بود که اشیان را زیارت کردند، بعدها با ایشان مشورت شد. خود من در فرانسه که د رخدمتشان بودم در این مورد مشورت کردم، فرمودند خوب است، به شرطی که از مسائل جاری روزمره انقلاب باز نمانید. همینطور هم بود، وظایف روزانه انقلاب بعدها به ما فرصت نداد، دست بکار شویم. پس از پیروزی انقلاب ، امام احساس کردند که در دوره سازندگی به نیروهای متشکل ساخته شده شناخته شده احتیاج است، وقتی مجدد ا مشورت کردمی، تأیید کردند که کار را شروع کنیم. ایشان مکرر فرمودند: من آنچه می‌انم، اعتماد به شما پنج نفر از آقایان مؤسس حزب است. چون شما را از دیرگاه می‌شناسم. و تأییدی که از حزب می‌:نم به اعتبار تأیید و اعتمادی است که نسبت به شما آقایان دارم. (تکبیر)
در مورد صرف سهم امام هم عین این را فرموده‌اند: مادامی که شما لازم می‌دانید به هر مقدار و به هر مبلغ که از سهم امام برای فعالیت‌های سودمند حزب مصرف شود، اجزاه دهید، مورد قبول من نیز هست. (تکبیر)
▪سئوال: بنا به گفته شما سازمان‌ها باید مشتکل شوند واگ راین طور باشد سازمانی که مترقی‌تر است، حداکثر افراد جامعه را به خود جذب کند و چنانچه این اکثریت بجائی برسد که همه را شامل شود، ایا همان موضوع تک حزبی پیش نمی‌اید که در قانون اساسی پذیرفته نشده است؟
▪▪جواب: یک وقت است که در قانون اساسی می‌گویند احزاب متعدد ممنوع است. یعنی ممنوعیت احزاب در قانون اسسای می‌آید، جز یک حزب که به چنین سیستمی تک حزبی می‌گویند. یک وقت است که نه، قانون اسسای راه را باز می‌گذارد، و می‌گوید صد حزب هم می‌توانید باشد. اما یک مجموعه یا بک حزب می‌تواند اکثریت با همه را جذب کند و به این سیستم ، سیستم تک حزبی نمی‌گویند. چون هر لحظه ممکن است در برابر آن حزب دیگری بوجود آید. یعنی همیشه در خط مسابقه قرار دارد، هیچوقت بی‌رقیب و تنها نیست.
بنابراین خطر تک حزبی حتی در این حالت نیز وجود ندارد از این گذشته معمولا چننی وضعی واقع نشده است. ممکن است حزبیاکثریت جامعه را جذب کند و حزب حاکم شود و مقدرات مملکت را در دست گیرد. باید هم اینطور باشد، وقتی حزبی واقعاا مورد اعتماد ا کثریت بود باید هم اینکار را بکند. وظیفه‌‌اش این است که اینکار را بکند. اما تک حزبی نمی‌شود، احزب دیگر موجودیت دارند.
سیستم تک حزبی به سیستمی می‌گویند که در قانون اساسی آن تعدد احزاب ممنوع باشد، نه به یک سیستمی که قانون آساسیش می‌گوید هر چقدر حزب می‌خواهد باشد، باشد اما عملا یک حزب توانسته است بیشتر مورد اعتماد مردم قرار بگیرد.
▪سئوال: آیا استعدادها بعد از شناخته شدن چگونه می‌توانند با خواسته‌های موجود در رابطه باشند؟
▪▪جواب: همانطور که عرض کردم یکی از خواص تشکیلات که هم اکنون نتیجه‌اش را می‌بینیم این است که یک مقدار کار هست و این استعدادها د ر میدان این کارهای آزاد تشکیلاتی شناخته می‌شوند. کسی که می‌ـواند یک حوزه حزبی یا یک منطقه حزبی را اداره کند و از خود مدیریت نشان دهد، معلوم می‌شود که در این فرد ویژگی‌های مدیریت هست و رشد می‌کند. و مدیریت را تجربه می‌کند بعد اگر مدیر کارگاهی شد، با مقداری تجربه قبلی سر کار می‌رود. معمولا در فعالیت‌های حزبی ، زمینه‌های هنری، علمی نویسندگی، گویندگی ، عملی و همه آنها وجود دارد. بنابراین یک مقدار زمینه برای با روری استعدادها وجود دارد. و این باروری در رابطه با خواسته‌های موجود است. برای اینکه اگر کسی استعدادی دارد، اما در جهت جدا از نیاز و خواست محیط، قرار دارد، این در یک تشکیلات هم نمی‌تواند، بشکفد و شکوفا شود، پیداست که حتما در رابطه با خواسته‌های موجود است که شکوفا می‌شود. علاوه بر این یک حزب سعی می‌کند این استعداد ها را زودتر به میدان‌های عمل اجتماعی هدایت کند. یعنی غیر از کارهای تشکیلاتی حزب، عمل‌های اجتماعی حزب که می‌دانید در کجا نیاز به چه کسی است، فورا او را هدایت می‌:ند، تا زودتر به میدان عمل سازنده برسد.
▪سئوال: آیا استعدادها یافراد فقط بر حسب نیازهای جامعه استعداد نامیده می‌شود. یا به تنهایی شکفتگی و باروری یک فکر نهفته با بازدهی مثبت است؟
▪▪جواب: بینش اسلامی من این است: جامعه وقتی در خط اسلام قرار دارد که به انسان‌ها امکان شکوفائی آزاد بدهد، آزادی در خط مثبت، بشرط اینکه آزادی با بی‌بندوباری عوضی گرفته نشود. در جامعه اسلامی آزادی بله، بی‌‌بندوباری نه. آزادی یعنی زمینه‌های مساعد برای شکوفائی استعدادها در جهتی که خود بدان روی دارند. این از لوازم یک نظام اسلامی است.
▪سئوال: برای شکوفا شدن استعدادها ، چه طرحی دارید؟ آیا فقط باید نیروها را شناخت یا اول باید شناخت و بعد تشویق کرد.
▪▪جواب: نه، اصولا اگر شناسای استعدادها با ایجاد زمینه برای شکوفائی آنها همراه نباشد، همان علم آکادمیک می‌شود. علمی که اثر عملی ندارد. شناخت همیشه باید زمینه عمل باشد. و بدنبال شناخت باید یک عمل متناسب بیاید. به نظر ما در یک رابطه سازمانی و تشکیلاتی الهی که از غر۱‌ها و مرض‌ها و مقام‌پرستی‌ها و انحصارطلبی‌ها مبرا است. استعدادها خود بخود زمینه عملی را در اختیار خواهند گرفت . حتی اگر به آنها داده نشود، خد خواهد گرفت. اصولا سیستم جیره‌بندی امکانات شکوفائی استعدادها چیز بدی نیست. استعدادها باید طوری در نظام قرار گیرند که بتواند امکانات شکوفائی را از نظام دریافت کنند.
پژوهشگر: شهید آیت الله دکتر بهشتی
منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی
   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
پربحث ترین
 
  مجبور کردن شاه به همراهی با کودتای ٢٨ مرداد
  تغییرات قانون اساسی در دوره پهلوی
  معرفی برادران رشیدیان و نقش آنها در کودتای ٢٨ مرداد
  برخی اقدامات و خدمات تاریخی و ماندگار احمد قوام السلطنه
  قوام السلطنه؛جادوگر سیاست ایران تصاویر
  قوام السلطنه؛جادوگر سیاست ایران تصاویر
  نواقص اساسی در قانون اساسی
  ‌ بررسی ایرادات قانون اساسی
  چرا اماراتی ها تمایلی به مذاکره با شوروی برای جلوگیری از فروش تسلیحات به ایران نداشتند؟ / ابوظبی می گوید ایران از اعراب در برابر شوروی دفاع خواهد کرد
  متهم بانک سرمایه: ۱۰۰ میلیارد تومان از اتهام خیانت در امانت مربوط به هادی رضوی است
  پناهیان و ایده «پول‌ها را جمع کنیم تا به جیب صهیونیست‌ها نرود» / پس از حوزه علمیه، «دبیرستان» پناهیان هم از راه رسید / «دبیرستان» پناهیان چقدر درآمد خواهد داشت؟ / از شهریه ۱۰ میلیونی «دبیرستان» تا برنامه ریزی برای تاسیس «دبستان» / آیا مدافع شفاف بودن آرای نمایندگان، درمورد فعالیت‌های اقتصادی خود شفاف‌سازی می‌کند؟
 
   پایگاه های دیگر  
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما:09125391656 ::  پیوندها ::  نسخه موبایل:09124030118 ::  RSS ::  نسخه تلکس
© اندیشه ها1389
طراحی و اجرا: خبرافزار