پیوندها   |  درباره ما   |  RSS   |  جستجوی پیشرفته  
  صفحه اول     ارسال خبر به اندیشه ها     خبرنامه پیامکی  
سه شنبه، 21 آبان 1398 - 14:51   
 
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها
 
   قانون اساسی با تغییرات سال 1368  
متن کامل قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی همراه با تغییرات سال 1368
متن کامل قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی همراه  با تغییرات سال 1368
 
   احزاب  
  سخنرانی شهید بهشتی پیرامون نقش تشکیلات در پیشبرد انقلاب اسلامی ایران
  احزاب قدرت تفکر حزبی خود را با ارائه نظرات به موقع اثبات کنند
 
   آخرین مطالب  
  استقلال ستودنی شورای عالی قضایی در قانون اساسی دهه اول انقلاب تا سال 68
  تامین 70 درصد برق اروپا از انرژی های تجدیدپذیر تا سال 2040
  افزایش اختیارات رهبر و کاهش اختیارات دولت و رئیس حمهور در تغییرات گسترده در قانون اساسی سال 68
  آقای پناهیان و موضوع پوشاک
  تقاضای جهانی برق تا سال ۲۰۴۰ میلادی ۵۸ درصد افزایش خواهد یافت
  کاندیداها صرفا از طرف احزاب نامزد شوند و مردم فقط به نمایندگان احزاب رای دهید
  آینده انرژی خورشیدی در ایران چگونه خواهد بود؟
  نیروگاه‌ خورشیدی رکورد بازدهی ۹۷ درصد را شکست
  تغییرات اساسی در قانون اساسی سال 68
  بی سوادی پزشکان تهدیدی برای بیمار و جامعه است!!
  «الصرخی»؛ عامل حمله به کنسولگری ایران در کربلا کیست؟
  نیروی بادی فراساحلی صنعت یک تریلیون دلاری می‌شود
  فیلم تاثیر نفت بر بودجه ارتش و خاطرات عبدالمجید مجیدی
  فیلم آینده طراحی شده توسط انرژی خورشیدی
  آیا دوران طلایی تجدیدپذیرها نزدیک است؟
  آینده درخشان انرژی خورشیدی
  قانون اساسی سابق جمهوری اسلامی ایران (پیش از بازنگری 1368)
  مجلس به دنبال تغییر قانون‌اساسی/ ۱۵۱ نماینده در صدد تغییر قانون اساسی با هدف دو مجلسی کردن نظام سیاسی کشور هستند
  قانون 10 ساله‌ای که زیر تیغ بازنگری رفت /روزی که مردم رای به حذف شورای رهبری و نخست وزیری دادند!
  ساختار قضائی ترکیه(براساس قانون اساسی اصلاحی سال 2010)
ادامه آخرین مطالب
- اندازه متن: + -  کد خبر: 91974صفحه نخست » آخرین اخبارسه شنبه، 28 خرداد 1398 - 23:56
انتخابات غیرحزبی، مجلس قبیله ای
  
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها:

فراز و فرود پارلمان در ایران در گفت وگو با علی ططری رییس مرکز اسناد مجلس

نویسنده: دکتر رضا پورحسین
 

انتخابات غیرحزبی، مجلس قبیله ای

مجلس شورای ملی پس از سقوط حکومت قاجار با چالش های بزرگی ازجمله دخالت های بیرون مجلس مواجه شد که استقلال آن را با خطر جدی مواجه کرد، خطری که تاثیر آن در عصر پهلوی دوم بیشتر خودش را نشان داد. سال هایی که می توانست سرعت توسعه سیاسی را در کشور چند برابر کند عملا به برهه ای از زمان تبدیل شد که حاصلی جز کودتای 28 مرداد در پی نداشت و جامعه مدنی را با سرخوردگی بزرگی رو به رو کرد. رویدادی که حاصل مجلسی بود که در حمایت از دولت ملی هیچ اقدامی انجام نداد. در راستای بررسی این برهه از تاریخ مجلس شورای ملی گفت وگویی با علی ططری رییس مرکز اسناد مجلس شورای ملی داشته ایم که در ادامه می خوانید.

مجلس ششم، نخستین مجلس شورای ملی در عصر پهلوی اول بوده است. مهم ترین تغییرات این مجلس نسبت به عصر قاجار چه بود؟

در راستای بررسی این مساله ابتدا باید به مقوله انتخابات رجوع کنیم. از ابتدای برگزاری انتخابات در ایران از سال 1285 هجری شمسی که نخستین انتخابات مجلس شورای ملی است و به نحوی یک انتخابات صنفی است، تا به امروز که 34 دوره از ادوار مجلس شورا برقرار شده است، انتخابات ها مشکلاتی داشته اند. برخی از این مشکلات به قوانین انتخابات و برخی نیز به ساختار سیاسی کشور ما مربوط بوده است. انتخابات مجلس ششم شورای ملی شاید آخرین انتخاباتی بود که در چند حوزه به صورت سالم برگزار و سبب شد تا اشخاصی همچون آیت الله مدرس و دکتر مصدق راهی مجلس شوند. از دوره چهارم مجلس شورای ملی شاهد دخالت هایی در انتخابات هستیم. این دخالت ها در دوره های پنجم و ششم دچار شیب تندی می شود و در انتخابات مجلس هفتم شورای ملی عملا فضاحت بار می شود بطوری که چند نفری هم که به درستی انتخاب شده بودند، استعفا می دهند. شخصی همچون موتمن الملک با دیدن این وضع از صحنه سیاسی کنار می ‎کشد. انتخابات مجلس در این دوره را عملا رضاشاه مدیریت کرد. این روند تا انتخابات مجلس سیزدهم ادامه داشت. انتخابات مجلس هشتم و نهم شورای ملی به صورت علنی تحت مدیریت تیمورتاش بود و شائبه های زیادی در مورد آن دوران وجود دارد، حتی اسامی نمایندگان به طور علنی عوض می شده است. از انتخابات دهم،وزارت دربار نقش تعیین کننده ای در انتخابات دارد و دیگر شاهد صحنه گردانی تیمورتاش نیستیم. وزارت دربار مجری برگزاری انتخابات مجلس شورای ملی شد و فهرست مورد تایید حاکمیت را ارایه داد. در غالب انتخابات این دوره نفرات مجلس قبل دوباره وارد مجلس شدند و تغییرات بسیار انگشت شماری در اسامی نمایندگان دیده می شود که آن هم به دلیل درگذشت نمایندگان یا مغضوب شدن آنها بوده است. مهندسی انتخابات به صورت علنی از مجلس ششم شورای ملی دیده می شود. حاکمیت هنوز تجربه کافی برای کنترل انتخابات نداشت. دموکراسی نیم بند که از زمان مشروطیت آغاز شده بود، از دوره مجلس هفتم با شکست سختی مواجه شد. تبعات آسیب هایی که از این دوران بر کشور وارد شد هنوز هم وجود دارد. تا مجلس پنجم یک گفتمان و اراده ای در مجلس وجود داشت که دموکراسی نیم بندی را با خود یدک می کشید. ورود رضاشاه به عرصه سیاست ایران قطعا نقاط مثبت و منفی داشت و عملکرد او در برخی از جهات مثبت و در برخی جهات مخرب بوده است، اما با قطعیت می توان گفت در عرصه قوه مقننه کل عملکرد او منفی بوده و به ضرر دموکراسی نوپای ایران تمام شده است. رضاشاه بیشتر به قوه مجریه اهمیت می داد و اعتقاد داشت هر آنچه دولت به عنوان لایحه به مجلس ارسال می کند، مجلس صرفا باید تایید کند. هنوز هم دیده می شود که مثل آن دوران، مجلس به سخره گرفته شده و در جریان انتخابات دخالت می شود.

احزاب و افراد موثر در مجلس در عصر پهلوی اول چه کسانی بودند؟ مهم ترین قوانینی که در این عصر تصویب شد چه قوانینی بود؟

تصوری که از احزاب در ممالک توسعه یافته وجود دارد را نباید از احزاب در ایران داشته باشیم. احزابی مثل اعتدالیون، دموکرات، تجدد و ترقی بیشتر ساختاری شبیه به فراکسیون داشته اند و نمی توان آنها را با نام حزب حساب کرد. با این وجود که مرحوم علی اکبر سیاسی حزب ایران جوان را از مجلس ششم بنیان نهاد و فهرست نمایندگان را تهیه کرد، اما باز هم کارکرد کاملا حزبی در ایران نداشت. در آن دوران هر کدام از رجال سیاسی یک فراکسیون ایجاد می کردند و نام حزب بر آن می گذاشتند اما هیچ کدام کارکرد حزبی نداشتند. بزرگ ترین چالش امروز ما نبود حزب کارآمد است. این معضل در منابع و خاطرات همه رجل سیاسی آن دوران دیده می شود. همگی این اشخاص گفته اند که ما بدون حزب نمی توانیم در مجلس و جامعه اهداف خود را پیش ببریم. اگر حزبی با کارکرد حزبی وجود داشته باشد بهترین نامزدهای خود را در سراسر کشور برای کاندیداتوری انتخاب می کند. حزب بر عملکرد آن نماینده نظارت می کند تا احیانا دچار انواع فساد نشود. اگر نماینده دچار خطا شود کل حزب دچار چالش می شود. مرحوم رضازاده شفق، نماینده ادیب دوره چهارم مجلس، در کتاب خاطرات مجلس می نویسد: «من نمی دانم چگونه چهارده دوره است مجلس را بدون حزب پیش برده ایم؟!» مگر می شود بدون حزب انتخابات سالم برگزار کرد؟ به همین دلیل انتخابات یا به عرصه دخالت دولت یا آوردگاه قومی و قبیله ای بدل می شود. این احزاب را نمی توان با احزاب انگلستان یا امریکا که کارکرد سیاسی مشخصی دارند، مقایسه کرد. در تمامی انتخابات امریکا جناح مقابل شکست خورده به حزب برنده تبریک می گوید و نیروهای خود را نیز در اختیار آن قرار می دهد. در کدام برهه از تاریخ کشور ما چنین اتفاقی رقم خورده است؟ غالب این جریان ها در آن دوران به منزله مغازه و دکان بودند برای اینکه افراد به اهداف شخصی خودشان برسند و متاسفانه هنوز هم این روال ادامه دارد. تاسیس حزب قدرتمند سبب می شود تا 70درصد در مساله دموکراسی پیش برویم. حتی مشکلات اقتصادی ما نیز به نحوی با نبود حزب قدرتمند در کشور مرتبط است. انتخابات در حال حاضر مشکلات جدی از جمله شائبه دخالت و نظارت استصوابی دارد. اگر احزاب قدرتمندی در کشور حضور داشته باشند بسیاری از این مشکلات حل خواهد شد. متاسفانه در نبود احزاب قدرتمند لابی گری ها بیشتر شده و برخی اشخاص هزینه های گزافی برای دستیابی به منویات شخصی و حفظ سمت خود مصروف می دارند.

بسیاری از قوانین موجود در عصر پهلوی اول به تصویب مجلس رسیده است؛ قوانین حقوقی، اداری، مسائل مربوط به آموزش و پرورش و قوانین پلیسی که مربوط به اوزان و مقیاس ها و لباس و... در آن دوران مصوب شده است. این قوانین بر اساس نیاز آن روزها و در شرایطی که مملکت در حال توسعه و پیشرفت بود، به تصویب رسید، در نتیجه باید قوانین در راستای منویات حاکمیت تدوین و مصوب می شد. دولت بسیاری از قوانین این دوره را کارشناسی کرده و در قالب لایحه به مجلس می فرستاد، لذا در این دوران کمتر طرحی از سوی نمایندگان مطرح شده که البته باید در نظر داشت که این گفته به آن معنا نیست که قوانین ضعیفی در این دوره تصویب شده است. بسیاری از قوانین آن دوره هنوز هم اصلاحیه نخورده است و پابرجا مانده است. این قوانین در حوزه قضایی و تجارت به وفور قابل مشاهده است. بسیاری از حقوقدانان بزرگ در آن دوره بر تصویب و نگارش این قوانین نظارت داشته اند. بیشتر قوانین مصوب این برهه زمانی را نمی توان زیر سوال برد زیرا رجل باسواد و مجربی در دولت حضور داشتند که با کارشناسی این لوایح را به مجلس ارایه می دادند. افرادی همچون فاطمی، قمی، علی اکبر داور، تیمورتاش و تدین اشخاصی مسلط و دانا بودند که نتیجه کار آنها این قوانین و مصوبات مهمی بوده که امروزه نیز به کار برده می شود. به طور مثال علی اکبر داور بانی دستگاه قضایی مدرن ایران بوده است و هنوز هم اثرات عملکرد او از این حیث قابل توجه است.

انتخابات غیرحزبی، مجلس قبیله ایمهم ترین نقاط ضعف و قدرت مجلس شورای ملی در عصر پهلوی اول چه بوده است؟

مجلس شورای ملی در دوره ششم تا سیزدهم همچون دیگر نهادهای تازه تاسیس که به وسیله مشروطیت متولد شدند دچار ضعف ها و قوت هایی است. از نقاط قوت مجلس در عصر پهلوی اول برگزاری منظم مجلس بود. در عصر قاجار در همان مدت کوتاه، 11 سال از زمان مجلس به هدر رفته بود. در این دوره، فترت ها میان دو مجلس به 10 یا بیست روز رسیده بود. انتخابات چند ماه قبل از اتمام دوره قانونی مجلس برگزار می شد. مجلس معطل نمی ماند و در سایه ایجاد نظم قابل قبول، ادارات مجلس در همان برهه زمانی میان دو مجلس نیز کار خود را انجام می دادند. در این دوران، مسائل غیرسیاسی از قبیل فرهنگ و اقتصاد و حقوق به خوبی در مجلس مورد بحث قرار گرفت و بررسی شد. این موارد را می توان از نقاط قوت مجلس شورای ملی در عصر پهلوی اول دانست. همچنین باید به این نکته توجه کرد که رضاشاه با استفاده از قدرت خود، این مجلس را تعطیل نکرد. البته وی قصد داشت تا از مجلس به عنوان یک ماشین امضا استفاده کند. مهم ترین ثمره مشروطیت برای ایران تشکیل مجلس شورا بود و این ثمره، بزرگ ترین ضربه خود را در این دوره متحمل شد. دموکراسی و پارلمانتاریسم در ایران زیر پا نهاده شد؛ عملا از دوره ششم به بعد انتخاباتی وجود نداشت. کلیدواژه انتخابات فرمایشی از همین دوران وارد ادبیات ما شد. نظارت استصوابی در این دوران به شدت وجود داشت. کسی که با معیارهای حکومت رضاشاه همخوانی نداشت نمی توانست وارد مجلس شود. همه نمایندگان از قبل انتخاب شده بودند. تعریفی که از دموکراسی و پارلمان در جهان وجود داشت در این نقطه نابود شد. تاکید دارم که سنگ بنای ناکارآمدی پارلمان که تا به امروز نیز ادامه دارد در عصر پهلوی اول گذاشته شد. نامه ها و اسناد زیادی دال بر این مهم موجود است که فهرست نمایندگان از قبل مشخص می شده است. مانند نامه ای که تیمورتاش به حوزه انتخابیه بابل نوشته و ضمن معرفی سه تن، گفته است که این سه نفر خوب هستند یک نفر را انتخاب کرده و جهت نمایندگی مجلس معرفی کنید. در این رابطه، سندی را بررسی کرده ام که به دوره یازدهم مجلس شورای ملی تعلق دارد و در آن وزارت کشور به همه حوزه های انتخابات نامه نوشته و گفته است که انتخابات را با 80 تومان برگزار کنید؛ عملا در دو- سه دوره آخر عصر پهلوی اول کاملا انتخابات تشریفاتی شده بود. با این شرایط نمی توان از کارکرد پارلمان به عنوان نماد دموکراسی انتظاری داشت. پارلمان سه وظیفه اساسی دارد: اول، وضع قانون، دوم، نظارت بر اجرای قانون و سوم، وظیفه ذاتی نمایندگی است. عملا وظیفه دوم و سوم در این دوره تعطیل بود. اولین درسی که باید از آن دوران آموخته شود این است که مقوله انتخابات به عنوان نخستین گام در برقراری دموکراسی از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ در این میان، قوانین مربوط به انتخابات و نحوه برگزاری انتخابات در درجه نخست پیگیری قرار دارد. نباید اشتباهات آن دوران تکرار شده و انتخاب مردم به سخره گرفته شود. نسبت به مشارکت حداکثری مردم ایمان داشته باشیم و به جای حذف افراد باید به تعداد آنها برای حضور در عرصه گزینش افزوده و به آنان فرصت فعالیت داده شود. در عصر پهلوی اول حذف کردن نمایندگان موجب شد که انتخابات دوره های بعد به یک امر فرمایشی و نمایشی بدل شود. به دلیل نبود شور و هیجان حضور فعال مردم در انتخابات، آنگونه شد که قوای بیگانه آمد و به کشور حمله کرد و ارتش رضاشاه با آن عظمت نتوانست بیش از 48 ساعت در برابر تهاجم بیگانه مقاومت کند، زیرا انگیزه و شور و هیجانی در جامعه وجود نداشت. انتخابات نماد دموکراسی است. باید روی انتخابات سرمایه گذاری کرد. در عصر پهلوی اول کمتر توجهی به وظایف نمایندگی وجود داشت و جنبه نظارتی از مجلس گرفته شده بود. اینها مهم ترین درس هایی است که می توان از مجلس شورای ملی در عصر پهلوی اول اخذ کرد.

مجلس سیزدهم شورای ملی که مصادف با فضای باز سیاسی پس از سقوط رضاشاه شده است را چگونه ارزیابی می کنید؟

انتخابات مجلس سیزدهم در اواخر عمر حکومت رضاشاه برگزار شد و به نحوی که همه نمایندگان منصوبان حکومت رضاشاه بودند. با مقایسه اسامی نمایندگان مجلس یازدهم و دوازدهم و سیزدهم دیده می شود که نام کمتر از 10 نفر از آنها در این مدت تغییر کرده است. اتفاقی که پس از رفتن رضاشاه در مجلس سیزدهم رخ داد شکل گیری فراکسیون یا حزب اتحاد ملی بود که اکثریت مجلس را به دست گرفت و اتفاقا مخالفت جدی با حکومت و اقدامات رضاشاه داشت. این نکته بسیار جالب است که نمایندگان جسارت پیدا کرده بودند تا عملکرد رضاشاه را نقد کنند. این امر دلایلی نیز داشت زیرا غالب این نمایندگان شاهزادگان و زمینداران بزرگ عصر قاجار و مخالف رضاشاه بودند. بسیاری از زمین های این اشخاص توسط رضاشاه مصادره شده بود. دلیل دیگر این بود که پس از سقوط رضاشاه جو بسیار شدیدی ضد رضاشاه در میان مردم به وجود آمده بود و نمایندگان می خواستند خود را همسو با مردم نشان دهند، به همین دلیل اصلا نمی شد باور کرد که این مجلس منتخب رضاشاه بوده است. از سوی دیگر، باز شدن فضای سیاسی نیز به این نمایندگان جسارت داده بود تا بتوانند نظرات خود را بیان کنند. مجلس در دوره های سیزدهم تا هفدهم، آزادترین دوران فعالیت خود را در عرصه سیاست کشور تجربه کرده است، همچنین مجالس اول تا چهارم شورای ملی که نسبتا فضای باز وجود داشت. در برخی مواقع مجلس سیزدهم حتی از عنوان دیکتاتور برای رضاشاه استفاده می کرد. نطق های به شدت آتشین در این مجلس علیه دولت ایراد شد. از سویی، برخی نمایندگان نیز محافظه کار بودند زیرا می دانستند فرزند همان پادشاه بر راس قدرت حضور دارد. محمدرضاشاه یکی دو سال اول حکومت خود را زیر سایه فروغی گذراند و هنوز قدرت کافی نداشت. مجلس چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم از این فضای باز سیاسی نتوانستند استفاده کنند و رجل سیاسی قدرتمند در راس پارلمان فرصت را غنیمت نشمردند. در این برهه زمانی ملت می توانست شاهد یک جهش دموکراسی در کشور باشد، اما به چند دلیل حتی حداقل ها نیز به دست نیامد. متاسفانه این فضای باز سیاسی به کودتای 28 مرداد منتهی شد. اگر این فضای باز سیاسی جواب می داد نباید به کودتای 28 مرداد ختم می شد یا حداقل باید توانایی کنار زدن کودتا را می داشت. فضای باز سیاسی که در این دوره از آن یاد می شود، صرفا یک اسم و عنوان را یدک می کشید. برگزاری میتینگ ها، انتشار روزنامه ها، آغاز فعالیت گسترده احزاب نتیجه چشمگیری در پی نداشت! رضازاده شفق در خاطرات خود درباره ویژگی های این دوره مجلس شورای ملی می گوید که نطق هایی در مجلس ایراد می شد و صحبت های آتشین علیه دولت بر زبان نمایندگان می آمد و مردم نیز از این صحبت ها استقبال می کردند بعد متوجه می شدیم که بار یا کالای این نماینده مجلس یا اقوامش در گمرک گیر کرده است و با این نطق آتشین وزیر مجبور می شود کالای این نماینده را ترخیص کند. این سخن را رضازاده شفق در سال 1334 ایراد می کند اما رویداد مربوط به دهه 20 شمسی است. رضازاده شفق یک شخص ادیب و عالم است به همین دلیل می توان به سخنان وی استناد کرد. او در ادامه می گوید برخی دیگر از نمایندگان هدف شان از این نطق های آتشین صرفا این است که قهرمان شوند. به صراحت از آن سال های مجلس سخن می گوید که هدف خاصی پیش روی نمایندگان مجلس نبوده و هر کس به فکر منافع خود بوده است. این نمایندگان در آن فضای باز سیاسی به دنبال منافع ملی نبوده اند. جنس این نمایندگان با جنس آیت الله مدرس فرق دارد. مدرس نسبت به بسیاری از نقشه های رضاشاه آگاهی یافته بود. وی هدف اصلی رضاشاه را از سرکوبی شیخ خزعل می دانست. این قبیل آگاهی ها در مجالس عصر پهلوی دوم دیده نمی شود. نفوذ بیگانه در کشور و مجلس در این برهه زمانی به شدت زیاد بود. در اسنادی که در سال 2017 دفتر مورخان وزارت امور خارجه امریکا منتشر کرده است به صراحت می بینیم که می گویند دستگاه های امنیتی این کشور در بهداشت، درمان، تئاتر و سینما نفوذ کرده و موسساتی را تاسیس کرده بودند تا به وسیله آنها نفوذ خود را در ایران گسترش دهند. از سوی دیگر «جاسوسان قرمز» نیز به صورت گسترده در کشور نفوذ کرده بودند. در توافقنامه ای که در مجلس سیزدهم تصویب شد و ایران علیه آلمان اعلام جنگ کرد، نیروهای امریکا و انگلیس و شوروی به ایران وارد و پس از جنگ همه این نیروها از ایران خارج شدند، اما شوروی به این امر تن نداد. همین نفوذها بود که در امور کارشکنی ایجاد می کرد. همین نفوذ امریکا در عرصه های مختلف از اوایل دهه 20 بود که سبب شد تا کودتای 28 مرداد را با موفقیت به سرانجام برسانند. امریکایی ها به صراحت می گویند که در میان ایلات و عشایر نیز نفوذ داشته اند. سیاسیون و نمایندگان مجلس آن دوره را نیز با خود همراه کرده و حتی روزنامه اجاره کرده بودند. تا زمان حال این موارد بر ما پوشیده بود. تصور می کردیم که امریکایی ها دو سال قبل از کودتا این امور را طرح ریزی کرده بودند. در همین اسناد امریکایی ها گفته اند که خوشبختانه مردم ایران نسبت به ما خوشبین هستند. این نیز یکی از دلایلی بود که آن فضای باز سیاسی را به نتیجه مطلوب نرساند.

انتخابات غیرحزبی، مجلس قبیله ایمجلس در سال های منتهی به کودتا چه وضعیتی داشت و چه دلایلی سبب شد تا آن فضای باز سیاسی به نتیجه نرسد؟

فضای باز سیاسی از یک سو مفید بود و از سوی دیگر مشکلاتی نیز ایجاد کرد. قانون انتخابات مجلس هنوز مشکل داشت. مرحوم معین و یحیی دولت آبادی از اوایل قرن جدید مقالاتی را نوشته بودند که قانون انتخابات مجلس شورای ملی ایراداتی دارد. دومین اولویت دکتر مصدق پس از ملی کردن صنعت نفت، اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی بود. بعضی مورخان معتقدند که این اقدام دکتر مصدق اشتباه بوده و نباید در آن برهه از زمان بحث حق رای زنان را مطرح می کرده است. به نظر من، دکتر مصدق صرفا به دنبال این مقوله نبود و قصد اصلاح و رفع ایرادات قانون انتخابات را مد نظر داشت. به نظرم، این نقطه قوت اقدامات دکتر مصدق بود. کودتا این مجال را نداد تا این اصلاح بنیادین صورت پذیرد. شاه در شهرستان ها و در میان حاکمان محلی نفوذ داشت و این شکل از انتخابات مورد تایید مصدق نبود. او برای انتخابات مجلس هفدهم فضای باز ایجاد کرد. از سال 1328 تا 1357، هفت دوره مجلس سنا بر سر کار آمد. مجلس سنا نیز در این برهه از زمان مخالف مصدق بود. مجلس سنا هم یک نیروی موثر بود و با اقدامات اصلاحی مصدق در قانون انتخابات مخالفت می کرد. حتی مجلس شورای ملی در دوره شانزدهم نیز با این نحوه برگزاری انتخابات توسط دکتر مصدق موافق نبود. دکتر مصدق در خرداد و تیر 1332، یاران خود را از دست داده بود و عملا مجلسی نیز وجود نداشت. یکی از مهم ترین نقش های قوه مقننه کمک به دولت است؛ مقوله ای که به شدت در دوره دکتر مصدق وجود نداشت. علت ایجاد کودتا، تصمیمات اشتباه رهبران ملی و مذهبی در مجلس و در عرصه سیاست بود. در آن برهه، آیت الله کاشانی چهره ای پارلمانی و رییس مجلس شورای ملی بود. جریانات اشتباهاتی که به کودتا منتهی شد، غالبا خارج از مجلس رقم خورد. دولت مصدق اشتباهاتی داشت که نبود مجلس در کنار آن، کار را برای او سخت تر کرد. مجلس هیچ وقت اقدامی موثر علیه مصدق انجام نداد. مصدق ناگزیر بود در برخی مواقع به امریکایی ها اعتماد کند. آن زمان امریکایی ها چهره موجهی از خود نشان داده بودند، اینکه در زمان حال و بدون در نظر گرفتن شرایط آن روز، مصدق را متهم کنیم، اصولی و کارشناسانه نیست. پس از کودتا چهره دیگر امریکا نمایان شد. امریکایی ها با 100 هزار دلار چهره تهران را عوض کردند و این از افتضاحات تاریخ معاصر است؛ چه شد که امریکا اینقدر تغییر موضع از خود نشان داد و با بریتانیا در این عرصه همراه شد، به نظر می رسد از ترس قدرت گرفتن طرفداران شوروی که به اصطلاح چپ خوانده می شوند و در قالب حزب توده فعالیت داشتند. در این دوران، حزب توده در صحنه سیاسی کارکرد حزبی قدرتمندی داشت. این حزب در جهت منافع ملی نبود. متاسفانه جناح چپ از بدو تولد تا انقلاب اسلامی در خدمت منافع بیگانه بود. وزرای توده ای و نفوذ این حزب در همه جای کشور سبب شد تا این نگرانی تشدید شود و برای امریکایی ها خطر شوروی حتمی شود. حزب توده با وجود گستردگی نتوانست فراکسیون قدرتمندی در مجلس شورای ملی آن زمان ایجاد کند. در مجلس شانزدهم فراکسیون های ملی، غالب مجلس را تشکیل می دادند. تعداد نمایندگان حزب توده در این مجلس حدود 20 نفر بود اما موثر نبودند زیرا هرگاه وارد صحنه تصمیم گیری ها می شدند رقبای شان با یکدیگر متحد می شدند. در آن زمان این چنین بود هنگامی که توده ای ها دست به اقدامی می زدند، مذهبی ها و ملیون و سلطنت طلب ها علیه توده ای ها با یکدیگر متحد می شدند. آیت الله کاشانی در مجلس هیچگاه توده ای ها را اطراف خود راه نداد و همیشه در تضاد با آنها بود در صورتی که با دیگر جناح های مجلس رابطه خوبی داشت. علت اینکه امریکایی ها تمایل داشتند با آیت الله کاشانی ارتباط برقرار کنند همین ضد چپ بودن ایشان بود. در جریان انتخاب وزرای دولت بود که جبهه گیری جدی در مجلس شورای ملی به وجود آمد و همه طیف ها علیه حزب توده با یکدیگر متحد شدند. به عنوان نتیجه گیری آنچه می توان از این چند دوره مجلس در زمان حال فرا گرفت این است که باید احزاب تقویت شوند و به سوی کارکرد اصلی خود سوق داده شوند. بزرگ ترین کمبود عرصه سیاسی ما همین است. با احزاب موجود به جایی نخواهیم رسید. تجربه 112 سال پارلمان در ایران به ما می گوید که برای رسیدن به موفقیت و توسعه سیاسی باید حزب قدرتمند داشته باشیم. دلیل عمده دخالت دولت در مجلس دوران مورد بحث که به عنوان چالش اصلی وجود داشته، نبود حزب های قدرتمند است. کشور پاکستان که از نظر تاریخ پارلمان با کشور ما قابل مقایسه نیست، امروزه احزاب بسیار قدرتمندی دارد و این تحولات مثبت اخیر در این کشور ثمره تشکیل حزب قدرتمندی است که توانسته بهترین نامزد را به عرصه سیاست وارد کند. انتخابات آنها کارکرد فردی ندارد بلکه کارکرد حزبی دارد. مجالس دوره پهلوی اول به ما این درس را می دهد که با شیوه کنونی که در مجلس وجود دارد به جایی نخواهیم رسید. در عصر پهلوی دوم نیز احزاب نتوانستند از فضای باز سیاسی استفاده کنند و یک فرصت سوزی بزرگ رقم خورد و اختلافات و نفوذ بیگانه این شکست بزرگ را تشدید کرد.

انتخابات غیرحزبی، مجلس قبیله ای

دومین اولویت دکتر مصدق پس از ملی کردن صنعت نفت، اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی بود. بعضی از مورخان معتقدند که این اقدام دکتر مصدق اشتباه بوده و نباید در آن برهه از زمان بحث حق رای زنان را مطرح می کرده است.

رضازاده شفق، نماینده ادیب دوره چهارم مجلس، در خاطرات مجلس می نویسد: «من نمی دانم چگونه چهارده دوره است مجلس را بدون حزب پیش برده ایم؟!» مگر می شود بدون حزب انتخابات سالم برگزار کرد؟ به همین دلیل انتخابات یا به عرصه دخالت دولت یا آوردگاه قومی و قبیله ای بدل می شود.




 روزنامه اعتماد، شماره 4209 به تاریخ 24/7/97، صفحه 6 (سیاستنامه) 

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
پربحث ترین
 
 
   پایگاه های دیگر  
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما:09125391656 ::  پیوندها ::  نسخه موبایل:09124030118 ::  RSS ::  نسخه تلکس
© اندیشه ها1389
طراحی و اجرا: خبرافزار