تماس با ما   |  پیوندها   |  درباره ما   |  RSS   |  جستجوی پیشرفته  
  صفحه اول     ارسال خبر به اندیشه ها     خبرنامه پیامکی  
یکشنبه، 27 مرداد 1398 - 23:17   
 
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها
 
   جنبش تشکیل حزب یا عضویت در احزاب  
  احزاب قدرت تفکر حزبی خود را با ارائه نظرات به موقع اثبات کنند
  ظهور احزاب سیاسی در عصر مشروطیت در ایران
در یک قرن گذشته، همچنان که نام جمهوری دموکراتیک برای تعریف نظام های توتالیتر مارکسیست به کار رفت، سازمان های حکومتی با نام احزاب نـیز در ایـن نـظام های اقتدارگرا به ماشین ادارۀ حکومت ها تبدیل شدند و نظام های تک حزبی نازیست، فاشیست و کـمونیست، مظهر اقـتدارگرایی جوامع مدرن صنعتی در قرن گذشته شدند. ولی چنین تجربیات سختی نیز، تأثیری در تعریف رابطۀ جدایی ناپذیر میان احـزاب سیاسی آزاد و دمـوکراسی نـداشت و وجود نظامی مردم سالار ولی فاقد احزاب همچنان ناممکن تلقی شد.
  هیج کشور توسعه یافته بدون نظام حزبی در جهان وجود ندارد.
  تصور اینکه قدرت احزاب در برابر قدرت حکومت است، اشتباه است
  احزاب و نقد قدرت
 
   آخرین مطالب  
  نقش احزاب در قدرت سیاسی زنان
  احزاب قدرت تفکر حزبی خود را با ارائه نظرات به موقع اثبات کنند
  ماجرای نخستین لایحه مطبوعات و توقیف بیش از ۱۰ روزنامه و نشریه
  یادداشت‌های علم، یکشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۵۱ / شاه: خبرنگار گاردین آن‌قدر پدرسوختگی کرده که حدی بر آن متصور نیست
  روح‌الله حسینیان: مرحوم هاشمی گفت در جلسه سران ۳ قوه، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح نتوانست ثابت کند سعید امامی جاسوس بوده است
  روایت سفارت آمریکا در سال ۱۳۶۵ از اظهارات آیت الله هاشمی در مورد مک فارلین و ماجرای گروگان‌های آمریکایی و فرانسوی در لبنان
  ظهور احزاب سیاسی در عصر مشروطیت در ایران
  ۴ سال پس از فاجعه منا؛‌ چرا اطلاعات برچسب‌های روی تابوت با اجساد مطابقت نداشت؟/ قاضی شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تهران پاسخ می‌دهد
  نقشه مخفیانه و فوق العاده خطرناک ژاپن در ماههای پایانی جنگ جهانی دوم چه بود؟ / طراحی موشک های حاوی طاعون برای زمینگیر کردن آمریکایی ها
  ماجرای ارتش فرضی بریتانیا در جنگ جهانی دوم چه بود؟
احزاب مردمی شاه کلید توسعه پایدار هستند
  هیج کشور توسعه یافته بدون نظام حزبی در جهان وجود ندارد.

  دکتر مصدق: اعتراف می‌کنم که راجع به استعفا خطای بزرگی مرتکب شدم
  تصور اینکه قدرت احزاب در برابر قدرت حکومت است، اشتباه است
  رضا حسنی‌خو مدیرعامل استقلال برادر احسان علیخانی است +عکس
  دو چیز در دربار ایران اسباب ترقی است؛ واسطه داشتن از خواجه‌ها و زن‌ها یا قوم‌وخویش معتبر
  چرا ظریف گفت برجام پشتوانه مقاومت است؟
  حدادی:به قول علی دبیر،نان دلم را می‌خورم
  احزاب و نقد قدرت
  بدن‌سازی، غذا، طلوع بدریخت‌انگاری؛ روایتی از یک اختلال
  نقشه شورای وحدت برای انتخابات ۹۸؛ سوار شدن بر موج نارضایتی مردم
ادامه آخرین مطالب
- اندازه متن: + -  کد خبر: 90148صفحه نخست » آخرین اخبارشنبه، 29 دی 1397 - 14:02
سیزده به‌درهای «نابغه موشکی ایران» چگونه می‌گذشت؟
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها: میزان نوشت: سیزده به‌درها همه‌ فامیل جمع می‌شدند توی حیاط خانه‌شان. حاجی خودش فرش و موکت پهن می‌کرد توی حیاط. برای بچه‌ها تاب درست می‌کرد. بساط کباب و منقل راه می‌انداخت و سر به سر همه می‌گذاشت.
  
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها:

 

سیزده به‌درهای «نابغه موشکی ایران» چگونه می‌گذشت؟

 

شهید «حسن طهرانی مقدم» به عنوان پدر موشکی جمهوری اسلامی ایران، بیشترین نقش را در توسعه صنعت موشکی جمهوری اسلامی ایران داشته است؛ موشک‌هایی که امروز با برد ۲ هزار کیلومتری، خواب راحت را بر چشمان دشمنان جمهوری اسلامی ایران حرام کرده‌اند.

«دانشمند برجسته»، «مدیر بلند همت» و «پارسای بی‌ادعا» صفت‌هایی بودند که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای چند روز پس از شهادت «حسن طهرانی مقدم» در سال ۱۳۹۰ به او اطلاق کردند. خبرگزاری میزان بُرش‌هایی از زندگی این قهرمان کشورمان را که در کتاب «مردی با آرزوهای دوربُرد» گردآوری شده است، منتشر می‌کند.

داستان بیست و سوم

مادرش می‌گفت: «من موندم اگه وقت موشک هوا کردن به هوا اذان بشه، این حسن چی کار می‌کنه؟» بس که مُقید بود به نماز اول وقت. حتی اگر بالای کوه و روی چند متر برف هم اذان می‌شد، حاج حسن قامت می‌بست برای نماز. هر چه اطرافیان می‌گفتند چند ساعت صبر کن پایمان برسد زمین با هم می‌خوانیم، قبول نمی‌کرد. آن وقت «سُلگی» و «نواب» مجبور می‌شدند برای اطرافیان خاطره تعریف کنند.

خاطره همان موقع‌هایی که حاج حسن تصمیم گرفته بود صخره نوردی یاد بگیرد. معلمی پیدا کرده بود و از او خواسته بود توی جلسه اول بروند آنجایی که قرار است جلسه آخر ببردشان. صخره مرگ بوده گویا. آن وقت حاج حسن از آن صخره بالا رفته و از شانس، وقت اذان، رسیده روی لبه باریک پرتگاهی که عبور از آن برای بقیه مشکل بود. ولی حاجی توی همان نیم وجب جایی که زیرش تا چند صد متر پایین‌تر خالی بود، شروع کرده بود به نماز خواندن.

هر جا که مسافرت یا ماموریت بودند طوری مدیریت می‌کرد که وقت اذان به شهری، مسجدی، جایی برسند و توی راه نباشند. خیلی وقت‌ها این کار را چنان با ظرافت انجام می‌داد که هم‌سفری‌ها فکر می‌کردند که اتفاقی وقت اذان رسیده‌اند بغل مسجد. ولی وقتی بعد از چند روز مسافرت می‌دیدند که اتفاقی سر همه اذان‌ها پای‌شان روی خاک بوده و نه توی ماشین، شَست‌شان خبردار می‌شده که برنامه‌ریزی حاجی این طور است.

بس که خوش سفر بود و خوش برنامه، همه فامیل دل‌شان می‌خواست با حاجی مسافرت بروند. تنها مسافرت هم نبود. سیزده به‌درها همه فامیل جمع می‌شدند توی حیاط خانه‌شان. حاجی خودش فرش و موکت پهن می‌کرد توی حیاط. برای بچه‌ها تاب درست می‌کرد. بساط کباب و منقل راه می‌انداخت و سر به سر همه می‌گذاشت و جوک تعریف می‌کرد. آن قدر می‌خندیدند که خاطره‌اش بماند برای چند ماه آینده و هِی شنیده‌های‌شان را بگویند و دوباره بخندند. ولی وقت اذان که می‌شد همه را بلند می‌کرد برای نماز. نه بالاجبار، که با اشتیاق. کافی بود حاجی سجاده‌اش را بیاورد و آن جلو پهن کند. یکی یکی صف می‌کشیدند جلوی شیر آب حیاط که وضو بگیرند. حاجی، اما خودش همیشه دائم‌الوضو بود. می‌گفت: «حیف زمین خدا نیست که آدم بدون وضو روش راه بره؟»
   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
پربحث ترین
 
 
   پایگاه های دیگر  
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما:09125391656 ::  پیوندها ::  نسخه موبایل:09124030118 ::  RSS ::  نسخه تلکس
© اندیشه ها1389
طراحی و اجرا: خبرافزار