سايت خبري تحليلي انديشه ها : در نخستين جلسه دادگاه اميرانتظام چه گذشت؟ / قاضي: اطمينان مي‌دهم حقي از شما ضايع نخواهد شد/ بازرگان: اگر كسي بايد محاكمه شود، آن من هستم
سه شنبه، 26 اسفند 1399 - 17:58 کد خبر:95440
سايت خبري تحليلي انديشه ها:
حجت‌الاسلام گيلاني [رئيس دادگاه]: جناب آقاي اميرانتظام! دادسراي محترم انقلاب اسلامي به شما اتهاماتي وارد كرده است كه بايد پاسخ‌گوي آن مطالب باشيد و من اين اطمينان را مي‌دهم كه هيچ حقي در اين‌جا از شما ضايع نخواهد شد. / بازرگان: اگر بايد كسي محاكمه شود من هستم، زيرا از تمام اين جريانات كه به عنوان اتهام براي آقاي اميرانتظام ذكر شده است شريك بوده‌ام و تمام اين جريانات با نظارت خود بنده بوده است. / محمدي گيلاني [خطاب به اميرانتظام]: «شما ميل داشتيد كه وكيل بگيريد؟» اميرانتظام: «بله من بسيار مايل بودم كه در جريان دادگاه براي خودم وكيلي مي‌داشتم.» گيلاني: «از لحاظ مصوبه شوراي انقلاب داشتن وكيلي آشنا به قوانين اسلامي براي شما اشكالي ندارد، ولي من فكر مي‌كنم كه در اين جو شما احتياجي به وكيل نداشته باشيد.» اميرانتظام [خطاب به نماينده حقوقي دادگاه]: «من از اول شروع بازداشتم ممنوع‌الملاقات بوده‌ام.» ...
 

پايگاه خبري تحليلي انتخاب (Entekhab.ir) :

در نخستين جلسه دادگاه اميرانتظام چه گذشت؟ / قاضي: اطمينان مي‌دهم حقي از شما ضايع نخواهد شد/ بازرگان: اگر كسي بايد محاكمه شود، آن من هستمسرويس تاريخ «انتخاب»؛ ساعت ده صبح سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۵۹ نخستين جلسه محاكمه عباس اميرانتظام در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي مركز به رياست حجت‌الاسلام محمد گيلاني و با حضور جمعي از خبرنگاران خارجي و داخلي تشكيل شد. مهندس بازرگان كه به عنوان شاهد در اين جلسه حضور پيدا كرده بود، طي سخناني به دفاع تمام‌قد از اميرانتظام پرداخت. مشروح اين دادگاه را كه فرداي آن روز در روزنامه اطلاعات منتشر شد در ادامه مي‌خوانيد:

 

رئيس دادگاه: اطمينان مي‌دهم كه هيچ حقي از شما ضايع نخواهد شد

حجت‌الاسلام گيلاني [خطاب به متهم]: جناب آقاي اميرانتظام! دادسراي محترم انقلاب اسلامي به شما اتهاماتي وارد كرده است كه بايد پاسخ‌گوي آن مطالب باشيد و من اين اطمينان را مي‌دهم كه هيچ حقي در اين‌جا از شما ضايع نخواهد شد. البته جاي تاسف است كه اين صحنه به وجود آمده است لكن اميرانتظام شيعه و مولايش اميرالمومنين مي‌باشد و هيچ‌گونه نقصي براي انسان وارسته نيست كه در دادگاه اسلام حاضر شود و از خود دفاع نمايد. پس اين اطمينان به شما داده مي‌شود كه پس از قرائت كيفرخواست آزادانه مختار باشيد كه از خود دفاع بفرماييد و من در اين‌جا به عنوان مرشد اخلاقي به شما نصيحت مي‌كنم كه در دفاعيات‌تان واقعيت‌ها را بيان كنيد كه «النجات في‌الصدق».



متن كيفرخواست

[كيفرخواست صادره از سوي دادسراي انقلاب اسلامي مركز توسط آقاي ميرمهدي عضو حقوق‌دان دادگاه به شرح زير قرائت شد:]

موارد اتهامي

۱- توطئه و تماس‌هاي پي‌درپي و مكرر در حدي بسيار گسترده و صميمي با عوامل آمريكايي و جاسوسان حرفه‌اي (سيا) در جهت به سازش كشاندن خط اصيل انقلاب و ارائه اطلاعات و بعضي نقطه‌ضعف‌هاي انقلاب اسلامي و حكومت نوپاي آن به عوامل دشمن.

۲- اعلام مخالفت با اساس و محور اصلي انقلاب بدين بيان كه نگراني خود را از نفوذ مذهب در سياست براي عناصر دشمن اعلام مي‌دارد كه به تعبيري دقيق‌تر خود نوعي محاربه با ايدئولوژي اسلام و قرآن است.

۳- زمينه‌سازي و توطئه با همكاري عوامل و عناصر دشمن سرسخت، آمريكاي جهان‌خوار، جهت از بين بردن نهاد‌هاي انقلابي و به تعبير متهم تشكيلات موازي با دولت.

۴- زمينه‌سازي و اقدام در جهت انحلال مجلس خبرگان بدون هيچ‌گونه وجهه قانوني كه اين عمل خود نوعي مخالفت با انقلاب و امام و امت تلقي مي‌شود.

دلايل اتهامات

۱- كاتم يكي از ايادي با تجربه آمريكاست، و از سال‌ها قبل و به قول آقاي اميرانتظام در كودتاي ۲۸ مرداد نيز سنگ حمايت از ايران را به سينه مي‌زده و اكنون نيز بعد از انقلاب اسلامي دوباره سر و كله‌اش پيدا شده از همان زمان با متهم آشنايي دارد. در گزارش به سفارت آمريكا در تهران خاطرنشان مي‌سازد كه اميرانتظام در ملاقات با كاتم گفت كه او (متهم) آرزو مي‌كرد كه با سفارت تماس بگيرد، ظاهرا اين آرزو بعد‌ها برآورده مي‌شود.

۲- آقاي اميرانتظام نه تنها در كمال صميميت به ضعف دولت موقت آن هم در برابر دشمن ديرين و قسم‌خورده ملت ايران و ملل مستضعف جهان اعتراف مي‌كند بلكه از مشكلات نداشتن توانايي و عدم قدرت جهت كنترل «سيستم‌هاي غيررسمي يعني كميته‌هاي انقلاب» سخن به ميان مي‌كشد و بعد از تقاضاي «تبادل اطلاعات» از دشمن به خاطر آسان كردن حركت به طرف عادي كردن روابط دوجانبه مورد تشكر و قدرداني قرار مي‌گيرد و بار ديگر به خاطر ارسال وسايل مخابراتي به آمريكا تقدير مي‌شود.

۳- آقاي اميرانتظام به بي‌دانشي و عدم تخصص مردم اشاره مي‌كند و در ملاقات مورخ ۵۸.۴.۱۷ با سفارت آمريكا مي‌گويد كه «اين مردم حتي دانش و تخصص اداره مملكت را ندارند» آن‌گاه اضافه مي‌كند كه «دولت موقت به كرات سعي كرده است كه اين افراد دست از مزاحمت بردارند» مي‌بينيم كه متهم دخالت مردم قهرمان را در امور و حضور آن‌ها در صحنه سياست مزاحمت تلقي مي‌نمايد. بعد از آن در همين مذاكره به درد دل نشسته و اطلاعاتي را كه از تشتت و اختلاف آراي رهبر انقلاب و مردم از يك سو و دولت موقت از سوي ديگر دارد در كمال صداقت در اختيار دشمن گذاشته مي‌گويد: «همه از امام گرفته تا كميته‌ها و پاسداران انقلاب و دادگاه‌هاي انقلاب بر ضد دولت موقت كار مي‌كنند» آن‌گاه اضافه مي‌كند كه آن‌ها «عوامل مذهبي ارتجاعي مي‌خواهند زمان را هزار سال به عقب برگردانند» روشن است اين كلام تا چه حد شبيه همان نغمه‌اي است كه شاه مقبور به خاطر خود و تاج و تختش بار‌ها تكرارش كرد و تلخ‌تر از همه اين‌كه متهم تنفر خود را به دادگاه انقلاب و كميته‌ها و پاسداران كه سربازان جان‌به‌كف و ايثارگر انقلاب بودند حتي براي دشمن پنهان نكرده است و گويي موضع رهبر انقلاب را نسبت به پاسداران و ديگر نهاد‌هاي انقلابي به كلي ناديده گرفته است و بر كسي اين حقيقت عريان پوشيده نيست كه عوامل شيطان بزرگ با چه ديدي پاسداران انقلاب و ديگر نهاد‌هاي انقلابي را نگريسته و چه وحشت عظيمي از آنان در دل دارند.

۴- آقاي اميرانتظام قبل از عزيمت به استكهلم به عنوان سفير جمهوري اسلامي ايران، خوش‌بيني خود را از ادامه ارتباط با سفارت آمريكا اعلام مي‌كند و اضافه مي‌نمايد كه «حتي ارتباط ساده‌تر نيز خواهد شد» و بي‌گمان مفهوم ساده بودن ارتباط را از خود متهم بايد پرسيد. جمله بعدي شايد معني را دقيق‌تر بيان مي‌كند او مي‌گويد: «آن‌جا، يعني استكهلم بهتر از واشنگتن و تهران مي‌توانيم حرف‌هاي خود را بزنيم» آن‌گاه آرزو مي‌كند كه در مورد تعيين سفير براي آمريكا خود نامزد اين مقام باشد. محتويات پرونده روشن مي‌سازد كه چه انگيزه‌اي متهم را به تصدي مقام سفارت در آمريكا تا اين حد راغب و مشتاق ساخته است.

۵- كار به جايي مي‌رسد كه آقاي «ونس» در گزارش خود به سفارت آمريكا در تهران از قول متهم چنين مي‌گويد: «انتظام خيلي نگران نفوذ مذهب بر سياست بود» و به دنبال آن اطلاعاتي را كه از آقاي اميرانتظام گرفته به عنوان سوغاتي براي سفارت خود ارسال داشته و اضافه مي‌كند كه «اصطكاك‌هاي قابل ملاحظه‌اي بين گروه‌هاي مذهبي راديكال افراطي اطراف خميني و كساني كه صرفا مسلمانان خوب در نهضت آزادي خوانده مي‌شوند و هم‌اكنون دولت را اداره مي‌كنند وجود دارد» عجبا ملت مسلمان بعد از قرن‌ها و سال‌ها محروميت به نام «الله» و با تكيه بر اسلام راستين براي راندن شيطان بزرگ قد برافراشته و اجراي احكام حيات‌بخش اسلام را خواستار شده‌اند آن‌گاه متهم به نام يكي از مجريان دولت انقلابي جمهوري اسلامي ايران از نفوذ مذهب در سياست اظهار نگراني مي‌نمايد و راستي آيا اين خيانت به آرمان يك امت نيست و آيا خود هدر دادن خون جوانان صادقي نيست كه با فرياد «الله اكبر» در برابر گلوله دژخيمان و عوامل مزدور آمريكايي جان سپردند و باز هم آيا خوش‌خدمتي‌ها درفشاني‌هاي مزبور مخالف با موتور محركه انقلاب يعني ايدئولوژي اصيل اسلامي نيست؟ راستي مصداق يصدون عن سبيل‌الله سد شدن در راه اجراي احكام اسلامي كدامين افرادند؟

۶- وزير امور خارجه آمريكا در گزارش خود به «سفارت آمريكا» در تهران كه نتيجه ملاقات ايادي آمريكايي را گزارش مي‌كند چنين مي‌گويد كه اميرانتظام گفت «عادي كردن روابط با آمريكا بايد به آهستگي پيش رود تا سوءظن كساني را كه نظر خوبي نسبت به آمريكا ندارند برنينگيزد» و به دنبال آن به نقل از متهم اضافه مي‌كند: «مسلما الان خيلي زود است كه بشود با آيت‌الله خميني ملاقات كرد» ملاحظه مي‌شود كه متهم به عنوان دلال صميمي چه تمهيدات و راهنمايي‌هايي جهت بازگرداندن آمريكا به ايران انقلابي نموده است به همين منظور حتي آقاي اميرانتظام آرزو مي‌كند كه وسايل اعزام دانشجويان ايراني را به آمريكا و كشور‌هاي انگليسي‌زبان فراهم نمايد. ونس در گزارش خود به سفارت آمريكا اضافه مي‌كند: «خود او يعني اميرانتظام شخصا مي‌خواهد كه دانشجويان زيادي به آمريكا و كشور‌هاي انگليسي‌زبان بروند» در همين صفحه به گزارشگر فوق مي‌گويد «انتظام يادداشت كرد و گفت در ملاقات آينده‌اش در تهران در هفته آينده مسئله را فقط به "خاطر جلب رضايت خاطرها" حل خواهد كرد.»

۷- مسلما متهم به عنوان كسي كه مدعي است سال‌ها در سياست گام برداشته از نقش فعال و ضداستعماري روحانيون مبارز در تاريخ ايران آگاه بوده و مي‌داند كه استعمارگران از روحانيت چه سيلي‌ها خورده‌اند و چه تلاش‌هايي داشته‌اند روحانيت مبارز را به زانو درآوردند معذالك با آگاهي از اين حقايق تاريخي و با اطلاع از نيرنگ‌هاي استعمار براي شكستن چنين سدي اكنون مي‌بينيم كه براي خوش‌خدمتي به آمريكاي خون‌خوار چگونه اظهار نظر مي‌كند. در گزارش ونس به لانه جاسوسي از قول آقاي اميرانتظام چنين مي‌خوانيم:

«انتظام بدين حقيقت اقرار كرده كه روحانيون در انتخابات آينده بيش از نيمي از كرسي‌هاي مجلس را به دست خواهند آورد و به آمريكا و ديگران تذكر داد كه مجبور خواهد بود مدت ۴ سال با روحانيون درگير باشند.»

(ص ۲۱ پرونده) و نيز توجه دادگاه محترم به اظهارات ديگر متهم جلب مي‌شود كه مي‌گويد: «عادي كردن روابط مي‌بايست با دقت صورت گيرد».

۸- آقاي اميرانتظام كه اين همه تلاش براي عادي كردن روابط ايران و آمريكا مي‌كند و در عين اين‌كه به شدت نگران تنفر ملت ايران از آمريكا مي‌باشد، در مورد فلسطين اين‌گونه به اظهار نظر مي‌نشيند شخصي به نام «ناس» در گزارش خود به واشنگتن از قول آقاي اميرانتظام مي‌گويد «او (اميرانتظام) افزود كه دفتر فلسطين در اهواز موجب نگراني دولت موقت شده است. سپس با جنباندن سر گفت: متاسفانه دولت هيچ كاري در برابر اين دفتر نمي‌تواند بكند چراكه باز شدن اين دفتر با تمايل خميني انجام شده است».

با توجه به موارد يادشده درمي‌يابيم كه آقاي اميرانتظام يعني معاون نخست‌وزير دولت انقلابي ايران در دادن اطلاعات به دشمن سرسخت يعني آمريكا هيچ‌گونه احتياط نكرده و سخنان او با جاسوسان سيا به گونه‌اي بوده كه گويي با دوستان صميمي و انقلابي ايران درد دل مي‌كند، فلذا تعجب‌آور نيست كه مي‌بينيم متهم در انحلال مجلس خبرگان پيش‌قدم مي‌شود و پيشنهاد انحلال مجلس خبرگان را طرح و تعقيب مي‌نمايد و همان‌گونه كه اوراق پرونده حكايت دارد جمعي به پيشنهاد آقاي اميرانتظام در انديشه انحلال مجلس خبرگان مي‌افتند و در اين خصوص از آقاي اميرانتظام بايد پرسيد:

۱- آيا انگيزه شما در انحلال مجلس خبرگان چه بود؟

۲- شما به عنوان پيشنهادكننده با چه اختيار قانوني و بنا بر چه استدلالي در مقام انحلال مجلس خبرگان برآمديد؟

آقاي اميرانتظام در حاشيه نامه‌اي كه جهت انحلال مجلس خبرگان تنظيم شده و قرار بر اين بوده است كه به ناگهان از راديو و تلويزيون قرائت شود در تاريخ ۵۸.۷.۱۸ در قسمتي از نامه چنين مي‌نويسد: «قرار گذاشته بوديم كه بلافاصله پس از تصويب (انحلال مجلس خبرگان) آن را از طريق جرايد و راديو و تلويزيون به اطلاع مردم برسانيم و به همين دليل بود كه جلسه تا ساعت ۱۰.۳۰ شب به درازا كشيد. ما حتي روزنامه‌ها را آماده نگاه داشته بوديم كه در همان ساعت شب بتوانند مصوبه دولت را به صورت فوق‌العاده چاپ كنند. جلسه دولت تمام شد و طرح هم تصويب شد، ولي ان‌قلتي كه روي طرح گذاشتند عبارت از آن بود تا اطلاع امام منتشر نشود. معني اين كار يعني نفي مطلب بود، چون متاسفانه مهندس بازرگان با همه خصوصيات عالي و قدرت فوق‌العاده در قبول شرايط سنگين زمان فاقد جسارت كافي است» و در قسمت ديگري از نامه چنين مي‌نويسد: «فردا بازرگان و عده‌اي از افراد هيأت دولت به ديدن امام رفتند و طرح را مطرح كردند پر واضح بود كه امام آن را رد خواهد كرد در حالي كه اگر قبلا اعلام شده بود شانس رد كردن آن ده درصد بود، ولي در عوض سي‌وشش ميليون مردم كه به دليل وضع خاص زمان فكر مي‌كنند به جاي پياده شدن قانون اسلام، آخونديسم بر مملكت حكومت خواهد كرد بپا مي‌خاستند و تحت رهبري امام بازگشت بازرگان را از ايشان مي‌خواستند.»

با عنايت به موارد يادشده دادگاه محترم انقلاب اسلامي توجه دارد كه تمامي اين تمهيدات در جهت به سازش كشاندن انقلاب اسلامي بود و انحراف آن در جهت منافع دشمنان اسلام و پاسخ به آواي شوم هميشگي جغد استعمار يعني جداسازي دين از عرصه سياست. از سويي مشخص است كه هدف از انحلال مجلس خبرگان عدم تحقق پي‌ريزي ستون اول حكومت انقلاب يعني تدوين قانون اساسي اسلامي و ايجاد تزلزل در گام‌هاي استوار جامعه نوپاي انقلابي بوده است و پرواضح است كه از اين همه چه كسي سود مي‌برد. با توجه به دلايلي كه فوقا اشاره رفت و با امعان نظر به محتويات پرونده و ساير قرائن و امارات كه موارد جرم را روشن‌تر مي‌سازد مجرميت متهم محرز و مسلم است لذا از دادگاه عدل اسلامي تقاضا مي‌شود با توجه به موازين و اصول اسلامي حكم عادلانه و مقتضي در خصوص متهم را صادر فرمايند. دادستان انقلاب اسلامي مركز

 

بازرگان: اگر كسي بايد محاكمه شود من هستم

[پس از اتمام قرائت كيفرخواست] حجت‌الاسلام گيلاني خطاب به حاضرين: «از آقاي بازرگان كه هم‌اكنون در جلسه دادگاه حضور دارند و قبلا براي اقامه شهادت از ايشان دعوت شده است مي‌خواهيم پشت تريبون قرار گيرند و مطالب خود را بيان دارند.»

بازرگان [پس از تسليم نامه‌اي در ارتباط با محاكمه اميرانتظام از سوي آقايان دكتر سحابي و صدر حاج سيد جوادي]:

بسم‌الله الرحمن‌الرحيم

چون انتخاب‌كننده مهندس اميرانتظام به معاونت نخست‌وزيري و سخن‌گوي دولت موقت من بودم اين وظيفه را در خود احساس كردم كه حق مطلب را ادا نمايم البته از مطالب مندرج در كيفرخواست اطلاعي نداشته‌ام و ندارم، همچنين در اين‌جا به عنوان وكيل‌مدافع متهم صحبت نمي‌كنم.

و، اما شهادتي كه مي‌توانم بدهم اين است كه ايشان با سمتي كه به عنوان معاونت نخست‌وزيري در كابينه دولت موقت به عهده داشت مجبور بود كه با سفرا و روزنامه‌نگاران و نمايندگان دولت‌هاي خارجي ارتباط داشته باشد، بعد هم كه ايشان با اجازه امام سفير ايران در سوئد شد و اين جريانات ادامه داشت تا اين‌كه دانشجويان پيرو خط امام موجبات بازداشت ايشان را فراهم آوردند كه من از اين موضوع بسيار ناراحت شدم. به دليل اين‌كه بازداشت ايشان به صرف اظهارات كساني بود كه فاسق شناخته شده‌اند و دشمن ما هستند، لذا در همان روز با آقاي قدوسي دادستان انقلاب تماس گرفته و دو روز بعد بازپرس پرونده اميرانتظام به نخست‌وزيري مراجعه نمود و اسنادي را كه آقايان دانشجويان خط امام ارائه داده بودند به من نشان دادند و در پي آن اين سوال را از من داشتند كه آيا من در جريان اين مذاكرات كه در اسناد ذكر شده است بوده‌ام يا خير؟ بدون اين‌كه وارد جزئيات مسئله بشوم به ايشان پاسخ دادم «اولا گزارشاتي كه در اختيار شما مي‌باشد هيچ‌يك از آن‌ها محرمانه نبوده و افرادي اين گزارشات را نوشته‌اند كه خودشان به نخست‌وزيري آمده‌اند و با آقاي اميرانتظام و يا يزدي و يا خود من گفتگو داشته‌اند و خلاصه‌اي از اين گفتگو‌ها را براي اطلاع مقامات ارشدتر از خودشان در پرونده منعكس نموده‌اند، ثانيا تمام اين مطالب يا با اطلاع بنده بوده و يا به دستور وزير خارجه بوده است.» پس از اتمام سخنانم آقاي بازپرس اظهار داشت: «اگر اين مطالب با اطلاع شما بوده است هيچ‌يك نمي‌توانسته حالت جاسوسي داشته باشد.» البته با آقاي قدوسي هم كه در اين مورد مذاكره نموده ايشان نظر خلافي بر اين نداشتند. اما حالا چه مطالب جديدي در پرونده آمده است، اطلاعي ندارم.

آقاي بازپرس از من سوال نمودند كه «در سوئد صحبت شده بود كه تبادل اطلاعات بكنيد، راجع به اين موضوع چه جوابي داريد؟» من به ايشان پاسخ دادم كه: «تبادل اطلاعات پيشنهاد خود بنده و با اطلاع وزير خارجه بوده است و اين عمل هم بدين دليل بود كه اولا از ۲۵ يا ۲۶ ايستگاه شنودي كه ما در سراسر ايران در اختيار داشتيم فقط بعضي از آن‌ها با همت همافر‌ها به كار افتاده بود. اين دستگاه‌ها قادر بود كه هر مكالمه تلفني را كه مايل باشيد در سراسر كشور ضبط نمايد، ثانيا مامورين ضداطلاعات و جاسوسي اداره هشتم ساواك متواري شده بودند و عملا دولت موقت جمهوري اسلامي ايران فاقد وسايل و اسباب‌ها و پرسنل لازم براي كشف شبكه‌هاي جاسوسي بود. به طوري كه آقاي چمران كشف كرده بودند هلي‌كوپتر‌هاي روسي در سردشت فرود آمده و مقداري وسايل را از داخل آن خارج كرده‌اند. بدين دليل ما به آمريكايي‌ها گفتيم مگر شما نمي‌گوييد كه طرفدار دولت موقت هستيد، پس اگر راست مي‌گوييد اطلاعات خود را در اختيار ما بگذاريد و در اين صورت اگر ما اطلاعاتي عليه شما به دست آورديم در اختيارتان مي‌گذاريم. اين بود كه به آقاي بازپرس گفتم اين عمل به هيچ وجه نمي‌تواند جاسوسي باشد، چون در مسلك جاسوسي تبادل اطلاعات وجود ندارد. در همين رابطه مسئول اطلاعات خاورميانه آن‌ها يك روز به نخست‌وزيري مراجعه كرد و اطلاعاتي را در مورد كشور عراق و افغانستان در اختيار ما گذاشت.

در كيفرخواست از شخصي به نام كاتم اسم برده شده است، اين آقا در زمان كودتاي ۲۸ مرداد دانشجوي آمريكايي بود كه براي تكميل تز دكتراي خويش به ايران آمده بود و آقاي اميرانتظام از سوي نهضت آزادي مامور ارتباط با ايشان بود، و در يك پيام تلويزيوني توضيح داده‌ام كه ارتباط با خارجيان هميشه خيانت و جاسوسي نيست، بلكه از طريق همين ارتباطات است كه موجبات كشف خيلي از مطالب فراهم مي‌شود.

آقاي اميرانتظام در اين ارتباط بسيار خوب توانسته بود اطلاعاتي را از وي كسب كند و در مقابل چيز‌هايي را كه لازم نيست به او گفته شود، بگويد، به همين دليل من در آن موقع مجذوب آقاي اميرانتظام شدم و در ارتباط با همين ارتباط بود كه افكار كاتم راجع به ايران عوض شد به طوري كه وقتي به كشورش مراجعت نمود كتابي به نام «ملت و مليون در ايران» نوشت و ادعاي آمريكا را كه اظهار مي‌كرد انقلاب ايران در جريانات دست چپي و توده‌اي حل خواهد شد رد نمود. اين جريانات بود كه دوستان ما با ايشان تماس داشتند و بعد از گروگان‌گيري يك روز آقاي كاتم پيش من آمد و براي دل‌سوزي مطالبي را بيان داشت. به اين دلايل بود وقتي ما آقاي سوليوان را براي مقام سفيري آمريكا در ايران قبول نكرديم به آن دولت پيشنهاد نموديم كه اگر شما ريگي در كفش نداريد يكي از اين سه تن را كه ما پيشنهاد مي‌كنيم در مقام سفارت آمريكا در ايران بگذاريد كه البته آن‌ها قبول نكردند و در اين‌جا لازم است كه توضيح دهم آقاي كاتم يكي از اين سه تن پيشنهادي براي مقام سفارت در ايران بود.

و، اما راجع به توطئه انحلال مجلس خبرگان بايد عرض كنم آن طرح در هيأت وزيران مطرح شد و با امضاي ۱۷ نفر از ۲۲ نفر هيأت دولت به تصويب رسيد البته اين جلسه با حضور آقايان رفسنجاني، خامنه‌اي و مهدوي كني بوده است. لازم به ذكر است وقتي كه اين طرح تصويب شد آقاي رفسنجاني پيشنهاد نمود كه قبل از اجراي اين طرح به حضور امام ارائه شود تا ايشان نظر خودشان را اعلام دارند.

همچنين قرار شد كه قبل از تصويب اين طرح از سوي امام به هيچ وجه اين طرح به اطلاع عموم نرسد و در آن مجمع همه اين پيشنهاد را قبول نمودند. وقتي اين طرح به حضور امام امت رسيد ايشان اظهار داشتند: «من به سمت ولايت فقيه اين وكالت را مجددا به مجلس خبرگان مي‌دهم كه به كار خود همچنان ادامه دهند.»

نماينده حقوقي دادگاه: «آيا به آقاي اميرانتظام دستور داده شده بود كه جريان اين طرح را در اختيار جاسوسان خارجي قرار دهد؟»

بازرگان: نه ما به هيچ وجه چنين دستوري را نداده‌ايم و اگر اين اطلاعات به دست آن‌ها رسيده است از چگونگي رسيدن اين اطلاعات به دست آن‌ها خبري ندارم.

نماينده حقوقي دادگاه: «به نظر شما اگر مجلس خبرگان منحل مي‌شد، تكليف قانون اساسي به كجا مي‌انجاميد؟»

بازرگان: در همان اوايل كار امام پيشنهاد كرده بودند كه همان طرح پيش‌نويس قانون اساسي كه تنظيم شده است با دو اصلاح كه يكي لزوم شيعه بودن رياست‌جمهوري و ديگري الزام مرد بودن قاضي، براي رفراندوم در اختيار مردم قرار گيرد كه البته پس از مشاوره ايشان فرمودند كه مجلس خبرگان به صورت ۷۰ نفري و خيلي خلاصه برگزار شود، ولي اين مجلس خلاصه مدتش به داراز انجاميد به طوري كه امام از كندي كار اين مجلس نگران بودند، لذا ما تصميم گرفتيم كه همان نظر اول امام را به اجرا بگذاريم؛ و جريان انحلال مجلس خبرگان بدين صورت بوده است. به نظر من حال اگر بايد كسي محاكمه شود من هستم، زيرا از تمام اين جريانات كه به عنوان اتهام براي آقاي اميرانتظام ذكر شده است شريك بوده‌ام و تمام اين جريانات با نظارت خود بنده بوده است.

حجت‌الاسلام محمدي گيلاني: «جناب آقاي بازرگان به عنوان شاهد در اين دادگاه حاضر شده بودند، ولي شاهدي كه در بياناتش از متهم دفاع نمود و اين عمل از لحاظ شرع اسلام اشكالي ندارد.»

محمدي گيلاني [خطاب به اميرانتظام]: «شما ميل داشتيد كه وكيل بگيريد؟»

اميرانتظام: «بله من بسيار مايل بودم كه در جريان دادگاه براي خودم وكيلي مي‌داشتم.»

گيلاني: «از لحاظ مصوبه شوراي انقلاب داشتن وكيلي آشنا به قوانين اسلامي براي شما اشكالي ندارد، ولي من فكر مي‌كنم كه در اين جو شما احتياجي به وكيل نداشته باشيد.»

اميرانتظام [خطاب به نماينده حقوقي دادگاه]: «من از اول شروع بازداشتم ممنوع‌الملاقات بوده‌ام.»

نماينده حقوقي دادگاه: «براي اين امر با آقاي دادستان گفتگو خواهد شد تا شما ديد و بازديد عيد داشته باشيد.»

[به علت تمام شدن وقت، پايان جلسه اعلام و ادامه آن به پايان تعطيلات نوروز موكول شد.]