سايت خبري تحليلي انديشه ها : مبارزه با ويروس انگليسي
یکشنبه، 3 اسفند 1399 - 19:12 کد خبر:95432
سايت خبري تحليلي انديشه ها:
وقتي پس از چندماهي تأخير در ميانه آلودگي زمستاني هواي تهران، راهي انگلستان بودم، نمي‌دانستم با ظهور كروناي انگليسي با پروازي كه گويا از روي اكراه بر اثر فشار مسافران سرگردان منتظر در انگلستان ترتيب داده شده بود، برمي‌گردم. هواپيمايي ملي هما نيز سنگ تمام گذاشت. حداقل از هر مسافري 10 ميليون تومان هم اضافه دريافت كرد. مشاهده خيل عظيم مسافران منتظر در صف تحويل بار، به جز تعداد زياد كودكان غيرقابل شمارش زير هشت سال، همه با تست منفي معتبر «پي‌سي‌آر» در دست، در نوع خود بي‌نظير بود. البته تعدادي افراد مثل من هم بودند كه واكسن هم دريافت كرده بودند. پس از دو ساعت انتظار در صف تحويل بار، در گيشه صدور بليت، از همه تعهد با اسم و امضا گرفتند كه براي يك هفته با هزينه شخصي در هتل نزديك فرودگاه قرنطينه و دو بار به فاصله سه روز با هزينه شخصي تست «پي‌سي‌آر» كرونا بشويم؛ اما اگر وضع اين‌همه خطرناك بود، پس چرا شركت هواپيمايي هما پيش‌قدم نشده و براي حفظ رعايت فاصله اجتماعي مسافر كمتري نپذيرفته يا اگر اين بچه‌هاي قد و نيم‌قد كه تست كرونا هم لازم ندارند، ناقل ويروس باشند، چه تضميني براي انتشار‌نيافتن ويروس نوع انگليسي است؟ ابتدا در هواپيما پرسش‌نامه‌اي به دست ما دادند كه زير آن نوشته بود اين ورقه را به مأموران بهداشت ارائه بدهيد كه تست بشويد، نتيجه تست در منزل به شما اعلام خواهد شد. اگر مثبت بوديد، در منزل خود را قرنطينه كنيد؛ اما اگر اين پرسش‌نامه درست است، پس آن امضاي كذايي براي قرنطينه يك‌هفته‌اي چه معنايي دارد؟ اين دوگانگي باعث شد كه عده‌اي در هواپيما با هم شرط‌بندي كنند كه كدام اتفاق در انتظارشان است؟ به خانه مي‌روند يا با هزينه شخصي در هتل قرنطينه مي‌شوند؟ بعد از شش ساعت كه هواپيما به زمين نشست، همه ذوق داشتند تا هرچه زودتر بارهاي دستي خود را بردارند و پا به وطن بگذارند؛ اما هنگام خروج، پاي اولين پله هواپيما اوضاع را متفاوت ديدند. پاسپورت‌ها به دست مأموران ملبس به لباس تيره حفاظتي لابد در مقابل ويروس انگليسي، بازرسي و به گرو گرفته مي‌شدند و مسافران بدون پاسپورت از ميان اسكورت مأموران پليس به داخل اتوبوس‌هاي كهنه از انبار بيرون كشيده‌شده هدايت مي‌شدند و از اجراي اين عمليات دليرانه گازانبري پليسي و واكنش‌هاي مسافران پريشان‌احوال و مضطرب عكس و فيلم گرفته مي‌شد. از قيافه هاج‌و‌واج خودم بشخصه شايد علاوه بر فيلم‌برداري از نماي دور چند عكس شخصي تكي هم گرفتند. قبل از سوارشدن به اتوبوس از مأموران اجازه خواستم تا از تنها مأمور بهداشتي كه خانمي نحيف‌الجثه به‌عنوان ناظر عمليات در كناري ايستاده بود، به‌عنوان يك پزشك بپرسم آيا اين شيوه درستي براي مبارزه با ويروس كروناي انگليسي است؟ ايشان با مظلوميت گفتند: اين‌طوري دستور دادند! ما بي‌تقصيريم! ما را با اسكورت پليس، دم در هتل باشكوهي پياده كردند. هنگامي كه در صف انتظار پذيرش در سرسراي هتل بودم، متوجه شدم كه ما وارد هتل پنج‌ستاره نووتل شده‌ايم. آقايي با صداي بلند و مقتدرانه‌اي اعلام كرد كه اينجا يك هفته ميهمان ما خواهيد بود و نفري چهار‌ميليون‌و‌نيم نيز هزينه شما خواهد بود و هزينه دو بار تست كرونا را هم بايد جداگانه بپردازيد! با وجود تعداد زياد مسافران، ساعت دو‌ونيم صبح بود كه راهي اتاقم در طبقه دوم هتل شدم. همه درهاي اتاق طبقه خالي از مسافر، باز بود و كارت الكترونيكي كه به من داده بودند، چراغ‌هاي اتاق با در باز را روشن نمي‌كرد؛ حتما اگر در اتاق هم بسته بود، باز نمي‌شد. مجددا برگشتم و كارت ديگري گرفتم كه اين بار شانس آوردم چراغ‌ها روشن شد. متوجه شدم كه اتاق‌ها پنجره شيشه‌سنگي غير قابل گشودن دارند و تهويه اتاق‌ها هم كار نمي‌كند و اتاق در‌بسته گرماي دم‌كرده كلافه‌كننده‌اي دارد. طراحي هتل بر‌اساس تهويه مطبوع بدون پنجره باز ساخته شده؛ ولي مديريت هتل بي‌مشتري پنج‌ستاره كه به مشتري صد نفر به بالا رسيده، پيش‌بيني لازم براي تأمين تهويه اتاق‌ها براي افراد در قرنطينه كروناي انگليسي را نكرده است. صداي اعتراض مسافران از اين معضل اساسي بلند مي‌شود؛ اما درنهايت چاره‌اي ندارند كه فعلا همه در اتاق‌هاي‌شان را با يك لنگه كفش باز بگذارند تا بتوانند نفس بكشند. ساعت هفت‌ونيم صبح در اتاق را مي‌كوبند كه براي تست آمده‌ايم. در حالت خواب و بيدار تست مي‌گيرند، براي «پي‌سي‌آر» و مبلغ 230 هزار تومان بابت تست دريافت كرده و خداحافظي مي‌كنند و مي‌روند. حال ماجراي پرتعب تحويل چمدان‌ها در صبح بعد بماند (چمدان من گم شده بود). قرار است روز دوم، نتيجه تست‌ها را اعلام كنند و روز سوم تست دوم را بگيرند. سر‌و‌صداي مسافران به علت هواي غير‌قابل تنفس در اتاق‌ها به‌ويژه در طول روز باعث مي‌شود كه اجازه دهند تا مسافران مشكوك به ويروس انگليسي دائما در لابي هتل در حال گفت‌وگو با همديگر يا با كاركنان هتل و مأموران حراست باشند و براي هواخوري در اطراف هتل قدم بزنند و اكسيژن لازم براي تحمل بقيه اوقات در اتاق‌هاي بدون تهويه را داشته باشند و عده‌اي معدود هم احتمالا بنا به روابطي كه داشته‌اند، بتوانند از هتل خارج شوند و بعد به طريقي متفاوت پاسپورت‌هاي خود را دريافت كنند؛ ولي به جاي اينكه نتيجه تست را به افراد اعلام كنند، دو روز بعد از تست اول اعلام مي‌كنند كه 10 نفر مثبت بوده‌اند؛ ولي نمي‌گويند آنها چه كساني هستنند تا با ديگران نلولند و بقيه را مبتلا نكنند. جو امنيتي و بي‌اعتمادي و از طرف ديگر تظاهر به همكاري، خوشدلي، كمك‌رساني و رفاقت تصنعي، پروبال مي‌گيرد. مسافران به خودشان نيز اعتماد ندارند و اغلب اعتراضات‌شان را قورت مي‌دهند. روز سوم هم فرا مي‌رسد. از تست دوم خبري نيست، مي‌گويند تست حرارت را چك مي‌كنند، آن‌هم به طور انتخابي! خبري نمي‌شود. مأموران بهداشت كه گاهي سروكله‌شان پيدا مي‌شود، هم راست نمي‌گويند يا نمي‌دانند راست چيست تا چه برسد به مأموران حراست هتل. روز پنجم فرا مي‌رسد. قول و قرار اين است كه تست دوم در اين روز انجام مي‌شود؛ ولي خبري نيست. روز ششم ديگر از تست حرف نمي‌زنند و همه‌اش وعده مي‌دهند كه تا فردا صبح خبر مي‌دهند كه ساعت دو بعدازظهر پاسپورت‌هاي‌تان را دريافت و هتل را ترك كنيد. ما قرار است فردا هتل نووتل پنج‌ستاره‌اي را ترك كنيم كه در كنار هتل ايبيس چهار‌ستاره در دوران برجام و احتمال رونق گردشگري با سرمايه خصوصي حاصله از رانت دولتي (به نقل از مشرق‌نيوز اسفند ۱۳۹۴) از سوي شركت توريستي آريا زيگورات با همكاري گروه هتلداري اكور فرانسه در زميني به مساحت 31 هزار متر با هزينه ۷۰۰ ميليارد تومان ساخته شد. با وجود تحريم و اوضاع كساد مسافر، حال كروناي انگليسي شايد نعمتي باشد براي پركردن اتاق‌هاي بي‌كيفيت با مديريت ناكارآمد براي رفع ضررها در بي‌ساماني فعلي اقتصادي؛ چون طبق اخبار رسمي، از روز دوم قرنطينه ما در هتل پنج‌ستاره كذايي، كروناي با جهش انگليسي مدت‌هاست در كشور در گردش است. البته شايد ما نيز بايد غرامت سفر خارجي خود را براي راه‌افتادن كسب‌وكار هتلداري و بيزينس گردشگري در حال ورشكستگي بپردازيم. مايه تأسف است كه چنين عملياتي فقط ريشه اعتماد در مغز آدم‌هاي اين ديار را مي‌خشكاند؛ يعني نمي‌گذارد بدن هم‌وطنان ما براي حفظ اعتماد جمعي اكسي‌توسين ترشح كند. از طرف ديگر راه را باز مي‌كند تا انواع تئوري‌هاي توطئه مخرب در مدارهاي مغزي ما بچرخد و توليدمثل كند.