سايت خبري تحليلي انديشه ها : سابقه تحزب در 4 كشور همسايه
سه شنبه، 27 آبان 1399 - 18:18 کد خبر:94065
كشور هاي عراق، تركيه، افغانستان و پاكستان ۴ كشور همسايه ما هستند كه مشتركات فرهنگي، اعتقادي و تاريخي زيادي با هم داريم، در چند دهه اخير در اين ۴ كشور مسلمان احزاب از گروه ها و جناح هاي مختلف فعاليت گسترده تر، منسجم تر و جدي تري براي بازيگري در اسمان سياسي وطن خود داشتند، علي رغم ايران ما كه در اين زمينه عميقا جاي كار دارد.


سايت خبري تحليلي انديشه ها:

مقدمه
كشور هاي عراق، تركيه، افغانستان و پاكستان ۴ كشور همسايه ما هستند كه مشتركات فرهنگي، اعتقادي و تاريخي زيادي با هم داريم، در چند دهه اخير در اين ۴ كشور مسلمان احزاب از گروه ها و جناح هاي مختلف فعاليت گسترده تر، منسجم تر و جدي تري براي بازيگري در اسمان سياسي وطن خود داشتند، علي رغم ايران ما كه در اين زمينه عميقا جاي كار دارد.
انچه كه اهميت داشتن احزاب كارامد و پر فعاليت را در كارزار سياسي يك حكومت بيش از پيش نشان مي دهد در چند مورد بسيار مهم خلاصه مي شود:
۱- وجود چند حزب با تفكرات مختلف كه هر كدام پايگاه اجتماعي خود را دارند و مجدانه به دنبال كسب قدرت سياسي هستند موجب جلوگيري از ديكتاتوري و يكجانبه گرايي در ساختار يك حكومت مي شود و راه براي كسب قدرت هر گروه بسته به خواست مردم فراهم مي شود.
۲-طبيعتا وجود اراء و نظريات مختلف درباره چگونگي حكومت كردن در حوزه هاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي ... و مسائل بنيادين جامعه كه در واقع ارزشهاي ان محسوب مي شود، باعث رونق و گرم شدن تنور انتخابات شده و مشاركت سياسي مردم را كه به منزله دميدن روح در كالبد حكومت است و مقبوليت انرا به نمايش ميگذارد، بالا مي برد.
۳-هنگامي كه ملاك اصلي براي راي دادن در يك انتخاب سياسي حزب باشد با چند فايده مهم مواجه مي شويم:
عملكرد نامزد يا نامزد هاي مورد حمايت حزب در انتخابات گذشته‌ ملاك خوبي براي انتخاب يا عدم انتخاب او خواهد بود و شهروند اگاه با بررسي كارنامه اقدامات چنين نامزدي به خوبي مي تواند انتخاب كند چون هيچ مفري براي انداختن تقصيرات و قصورات به گردن ديگري وجود نخواهد داشت.
وقتي حزبي مدام نامزد هاي بي صلاحيت و ناكارامد را به مردم معرفي و از انان حمايت كند، با توجه به عدم رضايت مردم از برنامه ها و اقدامات نامزد ها حزب به سرعت محبوبيت و مقبوليت خود را در ميان پايگاه اجتماعي خود از دست داده و چه بسا از صحنه سياست يك كشور حذف شود، در چنين حالتي مي توان مطمئن بود كه احزاب براي حفظ اعتبار،ابرو و حيات خود هم كه شده از افراد شايسته و با صلاحيت حمايت كنند و كمتر دست به سياسي بازي بزنند.
افراد با استعداد كه توانايي يك سياستمدار خوب شدن را دارند مي توانند با عضويت در حزب و تلاش مجدانه به مقامات عاليه نائل شوند و از سوي حزب به عنوان نامزد مورد حمايت معرفي شوند.
در مجموع حزب گرايي در ساختار سياسي يك كشور و اقبال مردم به حزب مورد پسندشان ما را ياري مي كند تا حكامي صالح تر و كارامد تر داشته باشيم كه نسبت به اقدامات و عملكردشان پاسخگو هستند و در صورت بي كفايتي و ناكارامدي توسط مردم از صحنه سياسي حذف مي شوند و درصورت اثبات لياقت مورد حمايت مردم بوده و مي توانند سالها به كشور و ملت خود خدمت كنند.
براي نهادينه كردن اين امر مهم در جامعه نياز به اگاهي بخشي و دادن اطلاعات به مردم داريم، در اين راستا دست به نوشتن يادداشتي درباره سابقه تحزب در ۴ كشور همسايه زديم تا چه بسا با الگوگيري از اين كشور ها بتوانيم از اين عنصر ارزشمند و سازنده براي اباد كردن وطن عزيزمان ايران استفاده كنيم.

پاكستان

قبل از استقلال پاكستان احزاب و گروه هايي در اين سرزمين شكل گرفته بود كه بعد از استقلال هم فعاليت آن ها ادامه يافت؛ اما درسال هايي كه حكومت نظامي در اين كشور تشكيل مي شود فعاليت احزاب متوقف مي گردد. چنانچه از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ و از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۵اين ممنوعيت فعاليت وجود داشت. مهمترين احزاب پاكستان در حال حاضر به اين شرح معرفي مي شوند:

حزب مسلم ليگ
اين حزب در درسامبر ۱۹۰۶ با عنوان حزب مسلم ليگ سراسر هند، با رهبري محمدعلي جناح تأسيس شد، و تا زمان استقلال پاكستان فعاليت داشت. پس از استقلال در سال ۶۲ حزب مسلم ليگ پاكستان شكل گرفت كه ابتدا به گروه قيوم معروف بود. اين حزب قديمي ترين حزب پاكستان است و از جمله اهداف اين حزب ايجاد يك كشور با سيستم اسلامي توأم با سازندگي و پيشرفت واقعي است كه در پرتو آن، تمامي روابط دركشور بر اساس عدل و انصاف باشد، تا مردم پاكستان را به صورت يك ملت پيشرفته در آورد.
حزب مسلم ليگ در انتخابات سال ۱۹۹۰ درمقابل حزب مردم بي نظير بوتو به پيروزي رسيد و رهبر آن نوازشريف، نخست وزير شد.

حزب مردم پاكستان
در سال ۱۹۶۷ به وسيله ذوالفقار علي بوتو با اين هدف تأسيس شد، كه پاكستان را به يك كشور فدرال، متكي بر چهار اصلِ دين اسلام، نظام جمهوري، سوسياليسم و مردم سالاري، تبديل كند. اين حزب در سال۱۹۷۰ در اولين انتخابات عمومي، اكثريت كرسي هاي مجلس ملي را در پاكستان غربي به دست آورد. رهبر حزب مردم به دنبال شكست ائتلاف اين حزب با حزب عوامي ليگ پاكستان شرقي، بعد از استقلال بنگلادش رئيس جمهور شد. پس از تصويب قانون اساسي در سال ۱۹۷۳ و اعلام سيستم پارلماني ذوالفقار علي بوتو به مقام نخست وزيري برگزيده شد و اكثريت كرسي ها را در انتخابات سال ۷۷ به دست آورد. با كودتاي ضياءالحق، ذوالفقار علي بوتو رهبر حزب مردم بازداشت و بعد محاكمه و اعدام شد(۱۹۷۹).
با وجود اختلاف داخلي در انتخابات سال ۱۹۸۸ اكثريت كرسي ها به حزب مردم تعلق گرفت و بي نظير بوتو نخست وزير شد. اين حزب رقابت فشرده اي با حزب مسلم ليگ پيدا كرد و متناوباً به قدرت رسيد.
حزب مردم شاخه اصلي در ۹ مارس ۱۹۹۷ بي نظير بوتو را رهبر مادام العمر معين كرد.

حزب جماعت اسلامي
در ماه اوت ۱۹۴۱ توسط يك گروه هفتاد و پنج نفره از علاقمنداني كه دعوت سيد ابوالاعلي مودودي را اجابت كرده بودند در لاهور تشكيل شد. هدف غايي و ايده آل جماعت اسلامي عبارت بود از «اين كه نظام زندگي بشري در تمامي ابعاد خود به پرستش خداوند و پيروي از ارشادات پيامبر او قيام نمايد». اما هدف ميان مدت و اجرايي جماعت آماده كردن يك گروه سازمان يافته و منظم از مسلمانان مخلص بود كه قابليت پيشبرد اسلام و به پيروزي رساندن آن در شبه قاره را داشته باشند.
جماعت اسلامي پس از تشكيل در سال ۱۹۴۱ به سرعت در سرتاسر شبه قاره هند گسترش يافت. با اين حال سرعت گسترش آن در حدي نبود كه جماعت را قادر سازد تا در سير وقايعي كه منجر به تقسيم شبه قاره شد به دخالت مستقيم بپردازد. وقتي شبه قاره تجزيه شد، جماعت اسلامي هم به دو جماعت اسلامي در هند و پاكستان تقسيم شد. مودودي همراه با ۳۸۵ نفر از ديگر اعضا، پاكستان را انتخاب كردند و اين مرحله ي جديدي در زندگي سياسي و روشنفكري مودودي بود كه طي آن وي افكار احياگرانه و اصول گرايانه ي خود را به پيش برد. در پاكستان، جماعت اسلامي به عنوان يك حزب تمام و كمال وارد صحنه سياسي گرديد. تشكيل پاكستان و جدايي آن از هند به خاطر اسلام و با هدف پيشبرد فرهنگ اسلامي در شبه قاره بود. برنامه ي كلي جماعت عبارت بود از اسلامي كردن پاكستان از طريق فعاليت هاي ديني، لذا از سال ۱۹۴۱ خط مشي ديني سياسي را در پيش گرفت كه در آن واقعيات سياسي و موضوعات اجتماعي در بستري از يك حركت اصلاح طلبانه ي اسلامي -كه هدف بزرگ تر جماعت بود- معني مي يافتند..
در سال ۱۹۸۵ نيروهاي مسلح تحت فرماندهي ژنرال ايوب خان كه مخالف دخالت دين در سياست بود، كنترل اوضاع را در پاكستان به دست گرفتند.
در طول يك دهه پس از كودتاي ايوب خان ساختار سياسي پاكستان تحت كنترل گروهي از نخبگان اقتدارگرا و ديوان سالار قرار گرفت كه به شدت با جماعت اسلامي و متحدين آن مخالف بودند. دفاتر جماعت تعطيل و فعاليت هاي آن محدود شد و چاپ مطالب رهبران آن در نشريات متعلق به دولت ممنوع گرديد. مودودي دو بار در زمان حكومت ايوب خان به زندان افتاد و در نتيجه جماعت اسلامي تلاش هاي خود را بر روي بركناري ايوب خان و برقراري يك فضاي سياسي مطلوب كه در آن قادر به انجام فعاليت هاي ديني باشد متمركز ساخت و نهايتاً به ائتلافي از احزاب سياسي غير مذهبي و سكولار كه خواهان اعاده دموكراسي بودند، پيوست. در حقيقت دوران ايوب خان هر چه بيشتر جماعت اسلامي را سياسي كرد و آن را به سمت تبديل شدن به يك حزب سياسي به معناي اخص خود سوق داد، به نحوي كه نتيجه اين تحول را در دوره ي بعد از ايوب خان مي توان به وضوح مشاهده كرد. در سال ۱۹۷۰ جماعت اسلامي در انتخابات پارلمان شركت كرد، اما تنها موفق به كسب تعداد معدودي كرسي گرديد.
تجزيه پاكستان شرقي(بنگلادش) و به قدرت رسيدن ذوالفقار علي بوتو در سال ۱۹۷۱ باعث تشديد فعاليت هاي سياسي جماعت اسلامي گرديد. محتواي سوسياليستي برنامه هاي سياسي حزب مردم پاكستان به رهبري بوتو، جماعت اسلامي را به مقابله با دولت در موضوعات متعدد كشانيد و دوباره ائتلافي بين احزاب اسلامي و سكولار صورت گرفت كه رهبري آن با جماعت اسلامي و تحت لواي يك جنبش اسلامي بود. مودودي شخصاً نقش برجسته اي در اين خصوص ايفاء نمود. وي اگرچه در سال ۱۹۷۲ از اميري جماعت اسلامي كناره گيري كرده بود، اما در سال ۱۹۷۷ پس از دستگيري امير وقت جماعت اسلامي مجدداً به صحنه برگشت و رهبري مخالفان بوتو را در دست گرفت. نهايتاً در جولاي ۱۹۷۷ دولت بوتو كه وجهه ي مردمي خود را كاملاً از دست داده بود در اثر كودتاي نظامي ژنرال ضياءالحق سقوط كرد.
كاملاً طبيعي بود كه اسلام گرايي و توجه به شعائر اسلامي كه در جامعه رشد كرده بود، نمي توانست از سوي ضياءالحق كه به دنبال كسب مشروعيت براي دولت خود بود مورد غفلت قرار گيرد. بدين ترتيب مودودي در حكومت ضياء در منصب يك دولتمرد ارشد قرار گرفت. توصيه هاي او از سوي رهبران كشور مورد عمل قرار مي گرفت و نظرات و ارشادات او تيتر بزرگ روزنامه ها را تشكيل مي داد. مودودي اين موقعيت را تا زمان مرگ خود در سال ۱۹۷۹ حفظ كرد.

دوران يازده ساله حكومت ضياء(۸۸-۱۹۷۷)
دوره اي از موفقيت و نفوذ سياسي بي سابقه اي براي جماعت اسلامي بود. در اين مقطع، جماعت به نيروي سياسي و عقيدتي عمده اي در رأس هرم قدرت پاكستان مبدل گرديد. رهبران جماعت مناصب مهم دولتي را اشغال كردند و نظرات ايشان عموماً در برنامه هاي دولت ملحوظ شد. سياست هاي ضياءالحق در خصوص استقرار نظام سياسي جديدي مبتني بر تعاليم اسلام و حاكم كردن شريعت اسلامي در شئون مختلف اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي پاكستان از تعاليم جماعت اسلامي دانسته شده است. با اين حال علي رغم نفوذ فوق العاده در سطوح بالا، جماعت اسلامي نتوانست پايگاه اجتماعي خود را توسعه داده و خارج از كانال هايي كه توسط دولت براي آن فراهم مي گرديد، اعمال نفوذ سياسي كند. در نتيجه همچنان كه محبوبيت مردمي ضياءالحق كاهش مي يافت جماعت اسلامي نيز شاهد افول اقبال سياسي خود گرديد. پس از مرگ ضياء جماعت اسلامي تنها موفق به كسب ۸ كرسي در انتخابات پارلماني ۱۹۸۸ و۱۹۹۰ گرديد. در انتخابات سال ۱۹۹۳ حتي موقعيت بدتري پيدا كرد و تنها ۳ كرسي به دست آورد. در اين انتخابات جماعت اسلامي تحت عنوان يك جبهه جديد سياسي به نام جبهه اسلامي پاكستان وارد صحنه انتخابات شد كه به هر حال موفقيتي در پي نداشت. در انتخابات متعدد بعدي نيز وضعيت كم و بيش به همين شكل بود.
با اين حال علي رغم عملكرد ضعيف انتخاباتي نبايد از نظر دور داشت كه جماعت اسلامي هنوز يك نيروي سياسي قدرتمند با نفوذ اجتماعي و فرهنگي قابل توجه در صحنه سياسي پاكستان به شمار مي رود.

جمعيت العلماي اسلام
گروهي حنبلي مذهب و رسته ي اصحاب حديث، معتقد به مكتب ديوبندي كه نزديك به وهابيت مي باشند شكل گرفته است. اين حزب در سال ۱۹۴۵ با رهبري مولانا شيبر احمد عثماني براي حمايت از تأسيس پاكستان به وجود آمد و در سال۱۹۵۰ مجدداً احيا شد و بر تدوين قانون اساسي مبتني بر اصول و ضوابط اسلامي تأكيد مي نمود. در انتخابات سال ۱۹۷۷ در اتحاد ملي پاكستان در مقابل حزب مردم قرار گرفت و در انتخابات بعد از ضياءالحق آراء قابل توجهي نداشت.

جمعيت العلماي پاكستان
كه يك حزب اسلامي عامه پسند، سني مذهب و معتقد به سنت ها است در سال ۱۹۴۸ تأسيس شد. اين حزب كه رهبري آن را مولانا شاه احمد نوراني به عهده دارد مدعي است كه از اصول مترقيانه اسلام پيروي مي كند. جمعيت علماي پاكستان در انتخابات سال ۱۹۷۰، هفت كرسي در مجلس به دست آورد و در انتخابات سال ۱۹۷۷ جزو اتحاد ملي در مقابل حزب مردم قرار گرفت. اين حزب در سال ۱۹۸۱ به نهضت اعاده دموكراسي پيوست و در سال ۱۹۹۰به اتحاد دموكراتيك اسلامي ملحق شد. جمعيت العلماي پاكستان در سال ۱۹۹۱ در اعتراض به سياست نوازشريف در جنگ خليج فارس از اتحاد كناره گيري كرد.

حزب عوامي ملي
كه در سال ۱۹۶۸ تأسيس شد از منافع دهقاني و كارگري حمايت مي كند و در زمان شوروي سابق  به مسكو گرايش داشت. مركز فعاليت اين حزب ايالت سرحد شمال غربي پاكستان است. حزب عوامي ملي در فوريه ۱۹۷۵ به اتهام فعاليت هاي تروريستي و خرابكارانه و فعاليت در جهت انفصال استان بلوچستان و سرحد شمال غربي ممنوع از فعاليت شد. رهبر اين حزب در دسامبر ۱۹۷۷ از زندان آزاد گرديد، اما در سال ۱۹۷۹ در دوران ضياءالحق فعاليت او دوباره  ممنوع اعلام شد. حزب عوامي ملي طرفدار فدراليسم و سوسياليسم است كه از دخالت شوروي در افغانستان و دولت دست ناشنده ي آن حمايت نمود. اين حزب بعد از انتخاباتسال  ۱۹۸۸ با حزب مردم دولت ائتلافي در سرحد شمال غربي پاكستان تشكيل داد و با استعفاي پنج وزير آن از كابينه دولت ايالتي سقوط كرد و با عزل بي نظير بوتو در اوت سال۱۹۹۰ اكثريت آراء را در انتخابات ايالتي سرحد شمال غربي به دست آورد. رهبر اين حزب آقاي اجمل ختك مي باشد در انتخابات سال ۱۹۹۳ سه كرسي در مجلس فدرال به دست آورد.  نهضت قومي مهاجر نهضت قومي مهاجردر سال ۱۹۷۸ با شعار حمايت از اردو زباناني كه از هند به پاكستان مهاجرت كرده اند تشكيل شد. اين نهضت خواهان آن است كه اين مهاجرين به عنوان يك قوم در كنار سندي ها، پنجابي ها، بلوچ ها و پتان ها محسوب شوند.

نهضت قومي مهاجر
در انتخابات سال ۱۹۸۸، ۱۴ كرسي به دست آورد و در ائتلاف با حزب مردم دولت فدرال را تشكيل داد. در ايالت سند به دنبال استعفاي سه وزير اين حزب، دولت ايالتي سقوط كرد. حزب نهضت قومي مهاجردر سال ۱۹۸۹ ارتباط خود را با حزب مردم قطع كرد و مدعي شد حزب مردم به توافق خود عمل نكرده است. الطاف حسين رهبر نهضت قومي مهاجر ، دولت نوازشريف را در سال ۱۹۹۲ متهم كرد كه قصد از بين بردن اين تشكل را دارد. اين حزب انتخابات سال ۱۹۹۳ را تحريم كرد و مدعي شد مورد تهديد ارتش قرارگرفته است. خشونت هاي قومي در سال ۱۹۹۴ در ايالت سند ادامه يافت و دولت، نهضت قومي مهاجررا مسؤول خشونت ها اعلام كرد. به همين دليل رهبران اين حزب از جمله الطاف حسين به زندان محكوم شدند. در سال ۱۹۹۵ مذاكرات بين دولت و نهضت قومي مهاجر با بن بست مواجه شد و طرحي كه براي توافق تهيه شده بود به امضا نرسيد.
 حزب جهاد گروه شيعي است كه رهبري آن با آقاي مرتضي پويا است؛ اين حزب هم جزئي از اتحاد دموكراتيك اسلامي بود، ولي در سپتامبر ۱۹۹۱ از اين اتحاد خارج شد.  نهضت فقه جعفري پاكستان نهضت فقه جعفري پاكستان، در سال ۱۹۷۹ به رهبري شهيد عارف حسين حسيني تشكيل شد و در سال ۱۹۸۷ به عنوان يك حزب سياسي به ثبت رسيد. عارف الحسيني در اوت ۱۹۸۸ در پيشاور توسط تروريست هاي وهابي به قتل رسيد و رهبري نهضت به  سيد ساجد علي نقوي واگذار شد. اين نهضت در سال ۱۹۹۰ با حزب مردم ائتلاف كرد و در سال ۱۹۹۳ از آن خارج گرديد. شيعيان پاكستان تشكيلات ديگري هم دارند كه عبارت اند از :سازمان دانشجويان اماميه، سازمان اماميه صفدر نقوي، سازمان اصغريه، سپاه محمد(ص) كه در اوج درگيري هاي سال ۹۴ اعلام موجوديت كرد، وفاق علما و جامعة المنتظر لاهور.

افغانستان
براساس قانون احزاب افغانستان، حزب سياسي اين گونه تعريف شده است كه جمعيت سازمان يافته اي از اشخاص حقيقي است كه طبق احكام اين قانون و اساسنامه مربوط به خود براي نيل به اهداف سياسي در سطح ملي يا محلي فعاليت مي كند.
در اين قانون آمده است كه اساس سيستم سياسي دولت افغانستان مبتني بر دموكراسي و تعدد احزاب سياسي است و اتباع افغانستان كه در سن راي دهي يعني 18 سالگي قرار داشته باشند بدون در نظرداشتن قوميت، نژاد، زبان، جنسيت، دين، تحصيل، شغل، نسب، دارايي و محل سكونت در كشور مي توانند آزادانه حزب سياسي تاسيس كنند.
حزب سياسي مطابق احكام اين قانون بصورت آزادانه فعاليت مي كنند و در برابر قانون داراي حقوق و وجاهت قانوني هستند.
احزاب سياسي نمي توانند، اهدافي را تعقيب كنند كه ناقض مباني دين مقدس اسلام باشد و از استفاده قدرت يا تهديد منع شده اند.
همچنين احزاب از دامن زدن به تعصب قومي، نژادي، زباني يا مذهبي منع شده اند و نمي توانند آزادي هاي فردي را تهديد كنند.
در قانون احزاب سياسي افغانستان ، داشتن تشكيلات نظامي و يا تباني با نيروهاي مسلح از سوي احزاب ممنوع است و تأكيد شده كه منابع تامين مالي حزب بايد بطور شفاف و واضح مشخص باشد.
در آخرين آيين نامه تدوين شده براي تاسيس و ثبت احزاب سياسي آمده است كه هنگام ثبت حزب بايد حداقل 10 هزار عضو با هويت مشخص در فهرست اعضا باشد و نيز اساسنامه و اهداف حزب را هم شفاف بيان شود.
در حال حاضر 63 حزب سياسي در افغانستان ثبت شده اند كه شمار زيادي از آنها تنها نام هايي در وزارت دادگستري هستند .
در عرصه سياسي حضور بسياري از اين نام ها محسوس نيست اما هستند احزابي كه نقش مهم در حوزه سياست كشور ايفا مي كنند.

حزب جمعيت اسلامي افغانستان
يكي از احزاب سياسي قدرتمند افغانستان است كه فعاليت خود را در سال 1348 خورشيدي به رهبري برهان الدين رباني آغاز كرد و در سال هاي جهاد عليه اتحاد جماهير شوروي سابق ، نقش مهمي ايفا كرد و «احمدشاه مسعود» قهرمان ملي افغانستان يكي از فرماندهان اين حزب بود.
اين حزب در تاريخ معاصر افغانستان اثر گذار بود و در حد فاصل سقوط دولت نجيب الله رئيس جمهوري اسبق افغانستان تا سقوط طالبان در مجامع بين‌المللي به عنوان تشكيلات مشروع حاكم در افغانستان شناخته مي ‌شد.
جمعيت اسلامي افغانستان در جنگ هاي داخلي اين كشور پس سقوط دولت نجيب الله يكي از طرف هاي اصلي درگيري بود كه با حزب اسلامي به رهبري گلبدين حكمتيار، حزب وحدت اسلامي به رهبري عبدالعلي مزاري و حزب جنبش ملي به رهبري ژنرال دوستم جنگ هاي خونيني را براي تقسيم قدرت در كابل پشت سر گذاشتند و ويراني كابل در كارنامه هاي اين احزاب ثبت شده است.
جمعيت پس از سقوط طالبان توسط آمريكا و ناتو در سال 2001 در سال 1384 مجوز فعاليت خود را در دولت حامد كرزي گرفت.
اين حزب در دولت حامد كرزي حضوري فعال داشت تا اين كه برهان الدين رباني در 20 سپتامر 2011 برابر با 29 شهريور 1390 در حال كه رياست شوراي عالي صلح را بر عهده داشت در جريان يك حمله تروريستي در منزلش در كابل شهيد شد و گروه طالبان مسئول اين حمله شناخته شد.
پس از شهادت رباني پسر ارشدش «صلاح الدين » رهبري حزب جمعيت اسلامي را بر عهده گرفت.
در حال حاضر اين حزب يكي از اجزاي بدنه اصلي دولت وحدت ملي را تشكيل مي دهد و رهبر اين حزب وزير امور خارجه افغانستان است .
اما ميان مواضع اين حزب با رئيس جمهوري فعلي يعني محمد اشرف غني بر سر تغيير ساختار دولت اختلاف نظر وجود دارد .
اين حزب خواستار تغيير نظام رياستي دولت به نظام پارلماني است.

حزب اسلامي افغانستان
گلبدين حكمتيار در سال 1356 حزب اسلامي افغانستان را تاسيس كرد و در سال 1358 در همان سال حمله شوروي به اين كشور دچار انشعاب شد.
شماري از اعضاي آن به رهبري «يونس خالص» خود را شاخه دوم خواندند و هر كدام از شاخه ها نام حزب اسلامي را با پسوند رهبرشان يدك مي كشيدند و به همين نام معروف بودند.
حزب اسلامي افغانستان به رهبري حكمتيار را مي توان از جمله احزاب هميشه مخالف نام برد چرا كه در تمام مدت فعاليت اش با دولت هاي حاكم در اين كشور در نبرد بوده است.
اين حزب از زمان تاسيس با دولت سردار محمد داود تا زمان خروج اشغالگران شوروي و تشكيل دولت مجاهدين و حتي بعد از حاكميت طالبان بر كابل و تا استقرار دولت حامد كرزي بعد از سقوط طالبان با همه در نبرد بوده است .
حزب اسلامي گلبدين حكمتيار در زمان جهاد مردم افغانستان عليه اتحاد جماهير شوروي از قدرتمندترين احزاب سياسي- نظامي اين كشور بود كه بيشترين كمك نظامي از طرف آمريكا، عربستان و پاكستان را بدست مي آورد.
وي در بين پشتون هاي «غلجائي» از نفوذ بالاي برخوردار بود كه اكثر طرفداران حزب اسلامي از استان هاي شرق و جنوب افغانستان هستند.
بعد از خروج اشغالگران شوروي سابق حزب اسلامي حكمتيار با حزب جمعيت اسلامي افغانستان براي گرفتن كامل قدرت وارد جنگ شد و در كابل جنگ هاي خونيني را در تاريخچه خود دارد و امروز در افكار عمومي مسئول اصلي ويراني كابل محسوب مي شود.
گلبدين حكمتيار پس از حمله نظامي آمريكا به افغانستان در تشكيل دولت حامد كرزي به جنگ عليه دولت افغانستان ادامه داد و بهانه اين اقدام را حضور نظاميان خارجي در كشورش اعلام كرد و گفت كه تا زماني كه يك نظامي خارجي در كشور باقي است خواهد جنگيد.
وي پس از سال ها هدايت درگيري ها در پهنه كشورش با تلاش و گفت وگوهاي پنهاني و آشكار دولت وحدت ملي دريكم مهر ماه سال 1395 با دولت مستقر در افغانستان توافق نامه صلحي را امضا كرد و از داعيه جنگ عليه نظاميان خارجي دست كشيد و در حال حاضر در كابل حضور دارد و پذيرفته است كه در روندي مردم سالارانه در ساختار قانوني سهم خود را از قدرت كسب كند.

جنبش ملي اسلامي افغانستان
اين جنبش يكي از احزاب اثر گذار افغانستان است و رهبري آن را يكي از فرماندهان دولت نجيب الله و از طرفداران اتحاد جماهير شوروي سابق بر عهده دارد كه بعد از خروج سربازان شوروي ازدولت نجيب الله جدا شد و شرايط را براي سقوط شمال افغانستان به دست مجاهدين را فراهم كرد.
جنيش ملي اسلامي در سال 1371 به رهبري «عبدالرشيد دوستم» تأسيس شد و پس از جدا شدن از دولت مورد حمايت شوروي سابق در پيروزي مجاهدين نقش مهم و كليدي را بازي كرد و سقوط دولت نجيب الله را تسريع كرد.
پس از آن كه احزاب سياسي مجاهدين هر كدام بخشي از كابل را در كنترل خود گرفتند جنبش ملي اسلامي در ابتدا متحد جمعيت اسلامي افغانستان به رهبري برهان‌الدين رباني و احمدشاه مسعود بود اما بعد از مدتي از آنها جدا شده و با حزب اسلامي گلبدين حكمتيار متحد شد.
جنبش ملي در زمان جنگ هاي داخلي مواضع خود در كابل را از دست داد اما شمال افغانستان را در كنترل داشت تا زماني كه طالبان توانست بخش هاي مهمي از استان هاي شمال را در حوزه استحفاظي اين جنبش تصرف كند.
جنبش ملي در سال 2001 ميلادي در نبرد عليه طالبان تحت رهبري آمريكا نقش مهمي در شكست طالبان در شمال اين كشور بازي كرد.
دوستم در دولت وحدت ملي كه اكنون در افغانستان حاكم است نقش معاون اول رئيس جمهوري را در انتخابات به دست آورده است.
در حال حاضر به اساس برخي اختلاف هاي دروني و اتهامي كه براي شكنجه يكي از افراد با نفوذ ازبيك عليه دوستم مطرح شد او كشور را ترك كرده است و در تركيه بسر مي برد.

حزب وحدت اسلامي افغانستان
اين حزب در سال 1368 از تجميع و اتحاد هشت حزب كوچكتر تشكيل شد.
اغلب اين احزاب كوچك در راستاي مبارزه با ارتش شوروي تشكيل شده بودند و بيشتر آنها دران مقطع از سوي ايران حمايت مي شدند .
عبدالعلي مزاري رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان بود كه البته اين حزب در زمان جنگ هاي داخلي در كابل منشعب شد و حزب وحدت اسلامي به رهبري «محمد اكبري» از اين حزب جدا و به جمعيت اسلامي پيوست.
عبدالعلي مزاري در سال 1373 در كابل به اسارت طالبان در آمد و طالبان وي را پس از شكنجه به قتل رساند.
پس از مزاري محمد كريم خليلي رهبري حزب وحدت را به عهده گرفت.
حزب وحدت اسلامي افغانستان پس از تشكيل دولت حامد كرزي به پنج حزب تقسيم شد.
محمد كريم خليلي رهبر اصلي حزب وحدت در معادله قدرت در دولت هاي بعد از طالبان نقش داشته است و اكنون به عنوان رئيس شوراي عالي صلح افغانستان ايفاي نقش مي كند
اين احزاب به ندرت افرادي را از ديگر اقوام در تشكيلات خود دارند و مي شود ادعا كرد كه احزاب در افغانستان قومي است نه ملي .
البته در اين ميان استثنا هم هست مثلا حزب جمعيت اسلامي و حزب اسلامي در افغانستان در ميان اعضاي خود شماري از افراد شامل ديگر اقوام را دارند ، هر چند اين افراد در رده هاي اصلي و سطوح رهبري ديده نمي شوند.
افغانستان كشوري چند قوميتي است و گروهاي قومي پشتون‌، تاجيك‌، هزاره، ازبك‌، تركمن، ايماق، بلوچ‌، نورستاني، پشه‌اي‌، قزلباش‌، براهويي، پاميري و ديگر اقوام كوچك تر را خود جاي داده است .
احزاب پنجگانه اي كه بصورت مختصر به آنها پرداخته شد در دولت كنوني افغانستان نيز بر اساس قدرت سياسي خود در هيات وزيران ، ارتش و پست هاي مهم در داخل و خارج از كشور سهم دارند.

تركيه
تركيه يك كشور چند حزبي است و در تاريخ معاصر اين كشور، صدها حزب سياسي سر برآورده‌اند كه برخي از آنها به تاريخ پيوسته و حيات سياسي آنها پايان يافته است و برخي نيز هنوز در حال فعاليت هستند.

هر سال حزب‌هاي مختلفي تشكيل مي‌شود و برخي از آنها نيز بنا به دلايل مختلف از سياست كناره‌گيري مي‌كنند. طبق ماده ۶۸ قانون اساسي تركيه فعاليت احزاب سياسي بخش تفكيك ناپذير فعاليت سياسي در كشور است و هر شهروند تركيه چه زن و چه مرد مي‌تواند به اراده خود حزب سياسي تشكيل دهد و يا به حزبي بپيوندد يا با اختيار خود از حزبي جدا شود.

براي ورود به احزاب سياسي يا تشكيل آن فرد متقاضي بايد ۳۰ سال كامل داشته باشد. بر طبق اين ماده سن رأي دادن در تركيه ۱۸ سال است. هر حزبي براي حضور در لايه‌هاي قدرت ناگزير به شركت در انتخابات پارلماني  است كه طبق قانون اساسي تركيه هر حزب بايد حداقل ۱۰ درصد از كل آراء را در سطح كشور به خود اختصاص دهد.

حزب عدالت و توسعه
حزب عدالت و توسعه، حزب سياسي حاكم در تركيه از سال ۲۰۰۲ تاكنون است. اين حزب خود را جزء احزاب راست‌گرا و ميانه معرفي مي‌كند. رهبر فعلي حزب، رجب طيب اردوغان است. اين حزب از هنگام تأسيس، خود را به عنوان يك حزب طرفدار غرب و آمريكا در فضاي سياسي تركيه مطرح كرد كه از ليبراليسم و اقتصاد آزاد بازار و عضويت تركيه در اتحاديه اروپا حمايت مي‌كند. بدنه اجتماعي اين حزب طيف وسيعي از گرايش‌هاي راستگرا؛ شامل اسلام‌گراها، اصلاح‌طلبان اسلام‌گرا، محافظه كاران، ملي‌گراها، راست‌هاي ميانه و طرفداران تجارت را در بر مي‌گيرد.
اين حزب در انتخابات ۲۴ ژوئن ۲۰۱۸ ميلادي كه با حضور ۸۷ درصدي مردم تركيه برگزار شد، در قالب ائتلاف جمهور شامل حزب حاكم عدالت و توسعه و حزب حركت ملي با تصاحب ۳۴۴ كرسي، اكثريت مجلس اين كشور را به دست گرفت.

حزب خلق جمهوري ‌خواه تركيه
حزب خلق جمهوري خواه تركيه قديمي‌ترين حزب سياسي جمهوري تركيه و مهمترين حزب چپ ميانه اين كشور است كه گرايش‌هاي ملي‌گرايانه، سوسيال دموكرات و لائيك دارد و عضو انجمن جهاني انترناسيونال سوسياليست و حزب سوسياليست‌هاي اروپايي است. اين حزب در نهم سپتامبر سال ۱۹۲۳ از سوي مصطفي كمال آتاترك رهبر جمهوري نوين تركيه تأسيس شد. رئيس اين حزب، كمال قليچ دار اوغلو است. در انتخابات ۲۴ ژوئن ۲۰۱۸ ميلادي تركيه حزب جمهوري خواه خلق تركيه به رهبري كمال قليچدار اوغلو به عنوان قديمي‌ترين حزب حاضر در مجلس تركيه ۲۲.۶۴ درصد آراي مردمي را كسب كرده و ۱۴۶ كرسي مجلس را به دست آورد.

حزب دموكراتيك خلق
حزب دموكراتيك خلق يك حزب سياسي در تركيه است كه در اساسنامه‌اش هدف خود را تأسيس يك دولت دموكراتيك مردمي عنوان كرده كه به مردم فرصت زندگي شرافتمندانه، بدون سركوب، استثمار و تبعيض را مي‌دهد. اين حزب در تاريخ ۱۵ اكتبر ۲۰۱۲، از سوي كنگره دموكراتيك مردمي و كردهاي چپ گرا تشكيل يافت.
در انتخابات ۲۴ ژوئن ۲۰۱۸ حزب كُردي دموكراتيك خلق تركيه به رهبري مشترك سزايي تملي و پروين بولدان كه به صورت غيرائتلافي و مستقل در انتخابات شركت كرده بود، با كسب ۱۱.۷ درصد مجموع آرا، ۶۷ كرسي مجلس ۶۰۰ نفره تركيه را در اختيار گرفت.

حزب جنبش ملي‌گرا
حزب جنبش ملي‌گرا يا حركت ملي در تاريخ ۹ فوريه سال ۱۹۶۹، با خط و مشي تركي-اسلامي تأسيس شد و در واقع حزب سياسي است كه از ملي‌گرايي تركيه دفاع مي‌كند. بنيانگذار آن سرهنگ بازنشسته آلپ ارسلان توركِش؛ رئيس سابق حزب مردم روستايي جمهوري خواه است. در سال ۱۹۹۷ با مرگ وي «دولت باغچه لي» به سمت رهبري انتخاب شد و در حال حاضر نيز به انجام وظيفه خود ادامه مي‌دهد. حاميان توركِش از وي با نام «باشبوغ»، به معني رهبر ياد مي‌كنند.

حزب حركت ملي به رهبري دولت باغچه لي و ديگر تشكيلات حاضر در ائتلاف جمهور نيز در انتخابات ۲۴ ژوئن ۲۰۱۸ با كسب ۱۱.۱ درصد مجموع آرا و با به دست آوردن ۴۹ كرسي، به عنوان حزب متفق در كنار حزب حاكم عدالت و توسعه قرار گرفت.

عراق
در زمان حكومت «صدام حسين» حزب بعث تنها حزب رسمي فعال در عراق بود و ساير احزاب و گروه‌ها به ويژه جريان‌هاي شيعي و كُردها به صورت مخفي و عمدتا در مقابل رژيم بعث فعاليت مي‌كردند. در سال ۲۰۰۳ به دنبال حمله نظامي آمريكا به عراق و فروپاشي رژيم بعث وضعيت سياسي عراق دچار تحولات اساسي شد. گروه‌هاي سياسي و جريان‌هايي كه به واسطه قدرت رژيم بعث و اقتدارگرايي آن سركوب شده بودند و يا به طور زيرزميني و خارج از عراق فعاليت سياسي خود را دنبال مي‌كردند توانستند وارد مدار قدرت شوند و طي بيش از ۱۶ سال گذشته در بدنه حاكميت به ايفاي نقش بپردازند.

اين احزاب شامل گروه‌هاي مختلفي از قوميت‌ها و مذاهب مختلف عراق و با گرايش‌هاي متفاوت اسلامي، سكولار، ملي‌گرا و كمونيستي است. احزاب و گروه‌هاي بزرگ سياسي در اقليم كردستان از جمله حزب دموكرات، اتحاديه ميهني و جريان‌هاي اسلامي همچون جريان صدر و مجلس اعلي و احزاب و ائتلاف‌هاي سني همچون وطنيه از جمله گروه‌هايي هستند كه طي سال‌هاي گذشته در ساختار قدرت نقش‌آفريني كرده‌اند. يكي از كارويژه‌هاي مهم احزاب سياسي، مشاركت سياسي آنها در انتخابات و تلاش براي رسيدن به قدرت سياسي است به‌گونه‌اي‌كه امروزه موضوع دموكراسي و توسعه سياسي بدون وجود احزاب سياسي، بحثي ناقص خواهد بود.

احزاب شيعي عراق
احزاب شيعي را بايد قدرتمندترين احزاب سياسي در دوره عراق نوين خواند. نخست وزيران سابق عراق يعني ابراهيم جعفري، نوري مالكي و حيدر العبادي همه از احزاب شيعي عراق بودند. در آخرين انتخابات مجلس عراق كه در ۱۲ مه ۲۰۱۸ براي گزينش ۳۲۹ عضو مجلس برگزار شد احزاب شيعي در قالب ائتلاف‌هاي مختلف موفق شدند بسياري از كرسي‌هاي پارلمان را از آن خود كنند.
در اين انتخابات ائتلاف سائرون وابسته به جريان صدر در عراق تعداد ۵۴ كرسي را در انتخابات پارلماني اخير كسب كرد.
ليست ائتلاف الفتح به رياست هادي العامري رئيس سازمان بدر و يكي از فرماندهان الحشد الشعبي عراق ۴۸ كرسي پارلمان را كسب كرده است.
ليست ائتلاف النصر به رياست حيدر العبادي در مجموع ۴۲ كرسي را از آن خود كرد.
ليست جريان الحكمه به رياست سيد عمار حكيم نيز تعداد ۲۰ كرسي پارلمان را به دست آورد.

احزاب كُردي
كردها در دوره صدام مشاركت چنداني در ساختار قدرت نداشتند و سياست همگون‌سازي سعي در تضعيف عناصر قومي و فرهنگي كردي در عراق داشت. اما در دوره جديد دولت ـ ملت‌سازي دموكراتيك و متكثر به كردها فرصت‌هاي بسياري در جهت مشاركت در قدرت و همچنين افزايش آزادي عمل و خودمختاري داده است.
اين موضوع كُردها را به جرياني تأثيرگذار در مرحله جديد تبديل كرده است. كُردها در دوره عراق پس از صدام در قالب دو حزب اصلي كردي يعني اتحاديه ميهني به رهبري جلال طالباني و حزب دموكرات به رهبري مسعود بارزاني سازماندهي شده‌اند و در مجلس نمايندگان عراق بعد از ائتلاف شيعيان دومين فراكسيون عمده را تشكيل مي‌دهند. كردها پست رياست‌جمهوري، يكي از معاونت‌هاي نخست‌وزيري و وزارتخانه‌هايي چون وزارت خارجه عراق را تحت كنترل خود دارند.
كُردها در انتخابات سال ۲۰۱۸ ميلادي عراق هم موفق شدند در پارلمان كرسي‌هايي قابل‌توجه را از آن خود كنند. در اين انتخابات حزب دموكرات كردستان عراق با هدايت بارزاني‌ها ۲۵ كرسي و حزب اتحاديه ميهني كردستان عراق وابسته به خانواده جلال طالباني ۱۸ كرسي، كسب كردند.

احزاب اهل تسنن عراق
در ميان اهل سنت، قدرتمندترين ائتلاف با نام الوطنيه مربوط به اياد علاوي نخست‌وزير اسبق عراق است. اين ائتلاف شامل گروه‌هاي اهل تسنن عراق است كه به رياست اياد علاوي و مشاركت شخصيت‌هاي برجسته‌اي چون سليم الجبوري (رئيس تجمع مدني اصلاح) و صالح المطلك (رئيس ائتلاف العربية) و تعدادي ديگر از شخصيت‌ها و جريان‌هاي سياسي تشكيل شده است. اين ائتلاف در چهارمين انتخابات عراق توانست ۲۱ كرسي را در ميان ائتلاف‌هاي موجود كسب كند.  

احزاب آشوري
از ميان ۳۲۹ كرسي مجلس عراق، ۵ كرسي به آشوري‌ها تعلق دارد. در حال حاضر در مجلس عراق، جنبش دموكراتيك آشوريان داراي ۲ كرسي، مجلس ملي كلداني سرياني آشوري ۲ كرسي، و حزب كمونيست عراق داراي ۱ كرسي هستند.

احزاب تركمن عراق
جبهه تركمن‌ها، تركمن ايلي، تجمع تركمن هاي عراق، تجمع قوميت تركمن عراق، حزب عدالت تركمن هاي عراق، حزب القرار التركماني، جنبش قوميت تركمن و جنبش وفاداري به تركمن هاي عراق، حزب اراده تركمن، احزاب اخوان تركمن، جنبش دموكراتيك تركمن، اتحاديه اسلامي تركمن هاي عراق، حزب خلق تركمن مهمترين حزب تركمن عراقي هستند كه پس از سرنگوني رژيم بعث در عراق فعال هستند. جبهه تركمن ها در مجلس عراق داراي ۵ كرسي است و در دولت اقليم كردستان عراق ۱ وزارتخانه را در اختيار دارند و تركمان‌ها با اينكه اقليتي در دل اقليت هستند. اما از قدرت چانه‌زني بسياري برخوردارند.

چرا‌ در مقايسه با تركيه احزاب در پاكستان، عراق و افغانستان موفق نبوده اند؟

از مجموع ۱۱ حزب اصلي كشور تركيه كه توانسته اند حداقل يك كرسي در پارلمان تركيه داشته باشند و ۱۰ درصد اراء را بدست بياورند، تاريخ تاسيس ۸ حزب به قرن حاضر باز مي گردد و فقط ۳ حزب در دهه ۹۰ يا ماقبل ان تاسيس شده است.
اين حقيقت كه تنها با دو دهه حضور احزاب سياسي در جامعه، انان توانسته اند پايگاه اجتماعي خاص خود و به تبع ان كرسي پارلمان بدست اورند بسيار قابل تامل است، اكثر احزاب موثر موجود در افغانستان ريشه در دهه ۶۰ و ۷۰ ميلادي و اين سابقه براي احزاب موثر پاكستان عمدتا متعلق به ماقبل دهه ۷۰ ميلادي تا ۱۹۰۶ است.
اينكه احزاب سياسي تركيه در مقايسه با سابقه احزاب اصلي پاكستان و افغانستان توانسته اند بسيار موثر تر، عميق تر و مفيد تر عمل كنند و گره گشاي مسئله عقب ماندگي كشور خود باشند جاي الگوگيري و تفكر دارد.
در مقايسه با كشور عراق هم تركيه پيشتاز است، درست است كه عراق از سال ۲۰۰۳ با شكست صدام شاهد حضور احزاب سياسي مختلف بود ولي با وجود مشابهت سابقه با احزاب تركيه، انان نتوانستد انچنان كه بايد نقش افريني موثر مثل احزابي چون عدالت و توسعه در سياست كشور خود داشته باشند.
نكته مهم ديگر كه باعث پيشي گرفتن احزاب در تركيه از همكاران خود در افغانستان، پاكستان و عراق شده است، اتحاد و انسجام بسيار بيش تر جامعه تركيه است، عراق ۳ جبهه شيعه، سني و كرد را در خود دارد و هر كدام به دنبال منافع جبهه خود هستند، افغانستان از تمام قبائل قومي و نژادي خود نماينده حزبي دارد و اوضاع از عراق هم متفرق تر و پيچيده تر است، گاه در پاكستان دو حزب را مي توان يافت كه ايدئولوژي و جهان بينيشان در مقايسه با هم مثل مقايسه غرب و شرق خواهد بود و اينچنين تفرق اراء وجود دارد.
در مجموع احزاب تركيه به نسبت اين ۳ كشور اراء، نظريات و گرايش هاي نزديكتري نسبت به هم دارند و مهم تر از ان انچه كه براي يك شهروند ترك اهميت دارد برنامه و نظرات حزب خواهد بود، نه مثل افغانستان، پاكستان و عراق كه اولويت با گرايش قومي يا گرايش ديني-مذهبي حزب است.
از طرفي احزاب تركيه از نعمت تضارب و تنوع اراء به ميزاني كه در عراق، افغانستان و پاكستان شاهد ان هستيم، بهره مند نيست، درست است كه تفرقه در اين ۳ كشور گاهي خود عامل بن بست و عدم توسعه سياسي است ولي گاهي هم موجب شكوفايي و جذب پايگاه اجتماعي مي شود.
مزيت ديگر احزاب در تركيه شمارش دقيق تعداد اعضاي حزب و روشن بودن امار و اطلاعات پيرامون اعضاي حزب است و هم چنين تعداد بالاي اعضاي بعضي از احزاب در تركيه مثل حزب عدالت و توسعه كه بيش از ۱۰ ميليون عضو دارد كم تر در سه كشور ديگر پيدا مي شود، به نظر مي رسد شفافيت داده پيرامون اعضاي احزاب در سه كشور ديگر وجود ندارد و تنها راه تشخيص ولو كم اعتبار، تعداد راي در انتخابات است.

بررسي اوضاع احزاب پاكستان در مقايسه با تركيه
ميدانيم كه دو حزب اصلي در كشور پاكستان حزب مسلم ليگ و حزب مردم است كه اولي در سال ۱۹۰۶ بدست محمد علي جناح و دومي در سال ۱۹۶۷ بدست ذوالفقار علي بوتو تاسيس شد.
اين دو حزب هميشه با هم رقابت سنگيني براي كسب قدرت در سياست پاكستان داشته اند و رهبران انها نظير نواز شريف و بي نظير بوتو به سمت نخست وزيري نائل شدند.
با وجود سابقه زياد و سالها كسب تجربه در سياست و انتخابات متاسفانه اين دو حزب در مقايسه با حزب عدالت و توسعه و حزب خلق جمهوري خواه تركيه كمتر توانستند برنامه ها و شعار هاي خود را در صحنه حاكميتي اجرا كنند و نتيجه ان عقب ماندگي اقتصادي و فرهنگي اين كشور است.
اگر بخواهيم به اين پرسش پاسخ دهيم كه چرا احزاب اصلي پاكستان با وجود سابقه زياد نتوانستند همچون احزاب اصلي تركيه موثر و نتيجه بخش باشند؟ بايد به چند نكته كه ريشه در بافت اجتماعي، مذهبي و فرهنگي كشور پاكستان دارد اشاره كنيم:
كشور پاكستان ۹۷ درصد مسلمان، ۲۰ درصد شيعه و ۸۰ درصد اهل سنت دارد كه عمده اهل سنت پيرو مذهب حنفي و عمده شيعيان پيرو مذهب اماميه هستند.
با وجود اينكه دولت پاكستان سالهاست تاكيد بر وحدت ميان مذاهب و اقوام دارد و حتي در سرشماري ملي اماري از درصد جمعيتي مذاهب ارائه نمي دهد ولي بافت متنوع قومي و مذهبي و هم چنين حضور جريانات افراطي حنبلي و وهابي كه به دنبال كشتار مخالفان مذهبي و سياسي خود هستند، اوضاع وطن را براي احزاب پاكستان دشوار كرده است.
از لحاظ قومي مردم پاكستان متفرق هستند و شامل ۵ قوم اصلي پنجابي، بلوچ، پشتون، سندي و زبان سرائيكي مي شوند كه اين مسئله يكپارچي ملي را تحت تاثير قرار داده و در مقايسه با كشور تركيه كه اتحاد قومي دارد وضعيت را براي احزاب سياسي كه بايد در پي جذب هوادار باشند سخت مي كند.
پس‌ نبود انسجام و يكپارچگي‌ ملي خود عامل مهمي در عدم موفقيت احزاب سياسي در پاكستان بوده است، چرا كه هر قوم و قبيله يك سري ارزشهاي مذهبي، فرهنگي و اجتماعي براي خود دارد و با نگرشي متفاوت استاندارد هاي حاكميتي و سياسي را ارزيابي ميكند، در واقع اولويت ها و نياز هاي هر قوم با ديگري متفاوت است حال انكه يك حزب سياسي براي جذب حداكثري بايد شعار ها و برنامه هايي را ارائه دهد كه اكثريت انرا بپسندند ولي اين تفرق اجتماعي وجود چنين چيزي را بسيار سخت مي كند.
از طرفي شاهد تفرق مذهبي در ميان اهل سنت و شيعيان هستيم، چنانكه اهل سنت به ۳ شاخه ديوبندي، بريلويه و اهل حديث و شيعه به ۳ شاخه اماميه، زيديه و اسماعيليه تقسيم مي شود.
فرقه ديوبندي سالهاست كه به تبليغ وهابيت با پشتيباني عربستان مي پردازد و گسترش پيروان وهابيت باعث حملات تروريستي اين گروه ها به شيعيان پاكستان شده است.
سپاه صحابه و لشگر جنگوي از سال ۱۹۸۵ به صورت سازمان يافته و مسلحانه دست به كشتار شيعيان مي زنند و بارها مراكز فرهنگي و مذهبي شيعيان توسط اين گروه هاي افراطي مورد حمله تروريستي قرار گرفته است.
پس عامل مهم دوم اختلافات و تفرق مذهبي، فعاليت هاي مسلحانه گروه هاي افراطي سني و تكفير مخالف توسط بعضي از اين جريانات سياسي-مذهبي است.
عامل مهم سوم اين است كه قانون اساسي پاكستان كه محور و مبدا هر حركت سياسي و اجتماعي محسوب مي شود تا به حال ۲ مرتبه به حالت تعليق درامده كه خود عامل مهمي در دامن زدن به شعله اشوب و هرج و مرج محسوب مي شود.
اولين بار در سال ۱۹۵۸ توسط ايوب خان و دومين بار در سال ۱۹۷۷ توسط ضياء الحق به مدت ۱۴ سال به حالت تعليق درامد و درك اين حقيقت كه چگونه ميتوان ۱۴ سال‌بدون قانون اساسي معتبر و فعال انتظار رشد سياسي داشت، ما را به پاسخ سوالمان نزديك مي كند.
بي شك اختلافات مرزي با هند از سال ۱۹۷۷ تاكنون بر سر حاكميت كشمير نيز عامل مهمي براي تحت شعاع قرار دادن توسعه سياسي در پاكستان محسوب مي شود، اختلافاتي كه منجر به كشته شدن هزاران نفر، در وضعيت جنگي قرار گرفتن دو كشور، تنش هاي بين المللي و... شده است.

بررسي اوضاع احزاب عراق در مقايسه با تركيه
سابقه احزاب اصلي كشور عراق به دهه هاي ۴۰، ۵۰ و ۶۰ ميلادي باز مي گردد كه اين سابقه طولاني نشان از ريشه دواندن فرهنگ تحزب در كشور عراق دارد.
كشور عراق از دو حيث نژاد و دين و مذهب شايان توجه است، از ديد نژادي حدود ۷۵ درصد مردم عراق عرب، حدود ۱۵ درصد كرد و مابقي را اشوريان، كلبيان، صائبيان، تركمنان و... تشكيل مي دهد و از ديد مذهبي حدود ۶۵ درصد شيعه، حدود ۳۰ درصد سني و مابقي مسيحي يا پيرو ساير اديان هستند.
اين تفرق دو سويه در نژاد و مذهب بدون شك بر اختلاف اراء و افتراق گروه ها از هم موثر مي باشد و صد البته دستاويزي است براي سوء استفاده قدرت هاي خارجي جهت كسب منافعشان از اين كشور نفت خيز با سابقه تمدني طولاني.
از سال ۱۳۱۱ كه سال استقلال عراق از بريتانياست تا ۱۳۳۷ پادشاهي عراق حكومت را در دست داشت و پس از ان جمهوري عراق تاسيس شد. از ۱۳۴۷ تا ۱۳۸۲ حكومت عراق در دست حزب سوسياليست بعث عراق بود و بعد از حمله امريكا و سقوط صدام فرصت استثنايي و كم سابقه اي براي تمام جريانات سياسي براي كسب قدرت پيش امد.
در سال ۱۳۸۴ قانون اساسي تصويب و سال بعد اولين انتخابات پارلمان عراق انجام پذيرفت.
شيعيان عراق عمدتا در شرق و جنوب شرقي، كرد ها در شمال و شمال شرقي و اعراب سني در مركز و غرب عراق ساكن هستند، هر كدام از اين ۳ جبهه فرهنگ، ارزشهاي اجتماعي و اداب و رسوم خاص خود را دارند و از هويتي مستقل و خاص به نسبت ديگري برخوردارند.
با توجه به نكات گفته شده روشن است كه در چنين جامعه متفرق و از هم دوري به دست اوردن پايگاه اجتماعي و محبوييت سياسي چه ميزان مشكل است، هر حزب يا جريان سياسي از هر جبهه جدا از ملاحظه رقابت خود با چند حزب رقيب داخلي بايد كسب محبوبيت در ميان ۲ جبهه ديگر را در نظر بگيرد.
احزاب اصلي شيعيان شامل الدعوه السلاميه (تاسيس: دهه ۵۰ م) ، عمل اسلامي(دهه ۶۰ م)، مجلس اعلاي انقلاب اسلامي (دهه ۸۰ م) و جريان صدر، احزاب اصلي كرد شامل اتحاديه ميهني (۱۹۷۵) و دموكرات (۱۹۴۶) و احزاب اصلي سني شامل بعث(۱۹۴۸) و التحرير مي باشد.
اگر چه پس‌ از سقوط صدام احزاب مختلف توانستند ازادانه در صحنه سياست عراق فعاليت و در انتخابات شركت كنند ولي در طول اين ۱۵ سال انچنان كه بايد عملكرد تحزب در عراق درخشان نبوده است.
علت اين مسئله در چند مورد كليدي خلاصه مي شود:
تفرق در دين، تفرق در نژاد، تفرق در زبان، دخالت قدرت هاي خارجي مثل امريكا، تركيه، اسراييل، ايران و عربستان در سياست عراق، خسارت سنگين برجاي مانده از دوران سياه حكومت صدام كه كمترين ان تثبيت اقتصاد نفتي‌دولتي است، جداي از قتل عام اكراد و شيعيان به صورت وحشيانه و انهدام شخصيت هاي سياسي طراز اول احزاب همچون ايات الهي حكيم، صدر و...، حمله داعش به عراق و جنگ داخلي با اعراب سني و طرفداران حزب بعث، نفوذ پنهان حزب بعث خصوصا در غرب و در ميان اعراب سني براي باز پس‌گيري قدرت و تسلط بر شيعيان و اكراد، حملات تروريستي در مناطق مختلف خصوصا بغداد، تفرق در نيروهاي مسلح كه شامل پيشمرگه اكراد، ارتش ملي، مسلحين شيعي و... مي شود، ضعف فرهنگ تحزب به علت سستي رسانه ها و متفكران در تبيين صحيح ان، داعيه استقلال اكراد در كردستان و شاخ و شانه كشيدن براي دولت مركزي، عدم محبوبيت دولت بغداد در ميان اعراب سني و مشخصا مردم موصل دو ميليون نفري، حضور مداخله جويانه نيرو هاي نظامي امريكايي‌ و ترور مردان محبوب مردم‌ عراق مثل ابو مهدي المهندس.
بي شك اتكاء به درامد نفت توسط هر حكومت باعث بدبختي ملت او خواهد بود، اقتصاد موفق اقتصاد خصوصي مردمي با پشتوانه كارگاه ها و كارخانجات كوچك و متوسط است، نه اقتصاد تك محصولي نفتي كه دولتمردان را در ايراد و ايجاد ايده ها و خلاقيت ها سست مي كند.
كشور عراق هم مثل ايران متكي به نفت و در نتيجه داراي اقتصادي مريض و پر فساد است، درامد سرشار نفتي بدون تحريم نتوانسته كشور عراق را در توليد ناخالص ملي و درامد سرانه پيشتاز منطقه كند، بلكه بالعكس موجب فساد و بي عدالتي فراوان در جاي جاي دولت شده است، اعتراضات گسترده و عميق مردم عراق خصوصا شيعيان در سال ۹۸ دليل محكمي بر اين مدعاست كه جريانات سياسي و احزاب نتوانسته اند در ايجاد يك اقتصاد كارامد به موفقيت برسند.
جداي از مبحث تفرقه در نژاد، مذهب، زبان، نيروهاي مسلح و...خود اتكاء به درامد نفت و عدم استفاده از اين درامد هنگفت براي اشتغال زايي،ساخت راه اهن، كارخانه، كارگاه، بندر، فرودگاه، مكان هاي گردشگري و توريستي، پل، جاده و... باعث شكست احزاب در ايجاد يك اقتصاد پويا شده است.
كشور عربستان با وجود درامد سرشار نفتي اين تهديد را به يك فرصت مناسب تبديل كرده و سرمايه گذاري عظيمي در بخش گردشگري و توريسم، پتروشيمي و پالايش نفت داشته است، با وجود تبليغات گسترده به زودي شاهد حضور گسترده گردشگران خارجي در سرزمين حجاز خواهيم بود، سرزميني كه جاذبه هاي گردشگريش در مقابل ايران ناچيز و در مقابل عراق كم بنيه است.