سايت خبري تحليلي انديشه ها : هيچ دموكراسي بدون احزاب امكان تحقق ندارد
دوشنبه، 24 شهریور 1399 - 08:47 کد خبر:93923
سايت خبري تحليلي انديشه ها:
 *مناظره در دانشگاه علم‌وصنعت*
تاج‌زاده: هيچ دموكراسي بدون احزاب امكان تحقق ندارد
كچوئيان: چه كسي گفته اگر حزب نباشد، سركوب حاكم مي‌شود؟

جلسه‌ي مناظره بين تاج‌زاده و كچوييان با موضوع «جامعه‌ شناسي سياسي جامعه ايراني» از سوي بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت عصر امروز (دوشنبه) در اين دانشگاه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر كچوئيان در ابتداي اين مناظره اظهار داشت: « جامعه‌شناسي سياسي يكي از رشته‌هاي جامعه‌شناسي است كه به مسائل سياسي و مواردي چون قدرت و چگونگي انجام هدف‌گيري‌هاي آن، توجه ويژه‌اي دارد. مطمئنا جامعه حاصل تربيت، چينش و ساختارگيري افراد درون جامعه است. ما به عنوان افراد اگر بخواهيم كار جمعي انجام دهيم، ابتدا بايد هدف‌گذاري‌ها را مشخص كنيم و به واقع اين مضمون كاري است كه در سياست انجام مي‌شود.»

وي افزود: « سياست داراي دو بعد است؛ از يك سو به فرصت‌ها و تقسيم منابع نگاه مي‌شود و از بعد ديگر كاملا مستقل از جامعه مي‌گردد. در قالب علوم سياسي بايد توجه داشت در هر جامعه‌اي بايد تئوري‌پردازي خاص صورت پذيرد و اين در تمام جوامع متفاوت است؛ به طور مثال دو حادثه‌ دوم خرداد 76 و سوم تير 83 ، تئوري‌هايشان كاملا با يكديگر متفاوت بود؛ به همين دليل اگر بخواهيم در اين موضوعات وارد شويم بايد براي بحث فهم تحولات سياسي تئوري‌هاي هر كدام از اين دولت‌ها را نگاه كنيم. مطمئنا اينكه در جامعه‌ي ايران تئوري‌ها بايد به چه شكل و چگونه مطرح گردد، بسيار حائز اهميت است.»

به گزارش ايسنا در ادامه‌ي اين مناظره تاج‌زاده تصريح كرد: «تئوري‌ها در عرصه‌ي اجتماعي به خودي خود غلط يا درست نيستند، اما با توجه به آنكه در آن جوامع طبقات اجتماعي شكل گرفته باشد، تئوري‌هاي آن جامعه مي‌تواند پاسخگو باشد. اما اگر طبقات اجتماعي وجود نداشته باشد، جامعه‌اي را نمي‌توان در آن تئوري‌ها گنجاند؛ بنابراين بايد به دنبال مفاهيمي رفت كه واقعيت جامعه ما را نشان دهد.»

وي افزود: « مطمئنا تئوري‌هاي طبقاتي زماني در جامعه شكل مي‌گيرند كه طبقات، هويت واحد، آرمان مشترك و در انتها داراي رفتار سياسي واحدي باشد. يك طبقه از منظر سياسي زماني به شكل طبقه محسوب مي‌شود كه تنها داراي ابزار توليد مشترك نبوده، بلكه الگوهاي رفتاري يكسان، اتحاديه‌ي ويژه، شعار و ايدئولوژي خاص خود را داشته باشند و اگر اين اتفاق بيفتد، يك طبقه مي‌تواند در عرصه سياست نقش مهمي را ايفا كند.»

تاج‌زاده ادامه داد: « در كشور انگلستان سال‌هاست كه دو طبقه كارگر و حزب محافظه‌كار، حرف اول را مي‌زنند. معمولا طبقه كارگر آن در انتخابات به حزب مورد علاقه خود راي مي‌دهند و حزب محافظه‌كار نيز انتخاب خود را انجام مي‌دهد.»

وي اظهار داشت: « در ايران از قبل انقلاب اين مساله مطرح بود كه آيا رژيم سياسي در كشورمان طبقاتي است؟ تحليل ماركسيستي از اين زاويه نگاه مي‌كرد اما به طور مشخص دو نفر قبل از پيروزي انقلاب تئوري را به چالش كشيدند كه رژيم شاه،‌ رژيم طبقاتي نيست. دكتر شريعتي آن زمان مطرح كرد رژيم شاه متكي به هيچ طبقه‌اي نيست چراكه از سويي به كشورهاي خارجي وابسته است و از سوي ديگر هيچ طبقه خاصي در كشور وجود ندارد كه براساس آن رژيم شاه بنا نهاده شده باشد. در بين ماركسيست‌ها هم مصطفي شايان در اوايل دهه‌ي پنجاه اعلام كرد رژيم شاه طبقاتي نيست.»

اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي خاطرنشان كرد: «بعد از پيروزي انقلاب، نگاه ويژه‌اي به واقعيت درون جامعه شكل گرفت و در طول سه دهه، نگاه خاصي به حكومت و قدرت ارايه شد. از نظر من چه در زمان شاه و چه در دوره جمهوري اسلامي ايران، يك رژيم طبقاتي وجود نداشته است و اساسا جامعه ايراني فاقد طبقات اجتماعي به معنايي است كه داراي ايدئولوژي، هويت، آرمان، حزب، رسانه ويژه باشد. در ايران شاهد طبقاتي نيستيم كه افراد آن طبقه داراي رفتار واحد سياسي باشند و از اين رو بيشتر روش‌ها، حكومتي و مبناي تقسيم‌بندي آرايش‌هاي سياسي مي‌شود.»

تاج‌زاده افزود: « احزاب و گروه‌هاي مختلفي وجود ندارند كه با گروه‌هاي ديگر به مقابله و چالش بپردازند و از منافع خود دفاع كنند. در جامعه‌ي ما رفتار طبقاتي ديده نمي‌شود و طبقات حرف اول را نمي‌زنند و رژيم سياسي و گرايش‌هاي مختلف داراي پايگاه اجتماعي طبقاتي خاص نيست.»

وي ابراز عقيده كرد: « شايد بتوان با برخي مفاهيم بازي كرد و آنها را به عنوان طبقه برشمرد اما در جامعه‌شناسي سياسي نمي‌توان از اين موارد به معناي پايگاه طبقاتي اصيل استفاده كرد.»

تاج‌زاده افزود: « طبقات در ايران براي خود به منظور حزب، رفتار ثابت، تريبون و... وجود ندارد؛ به همين دليل جامعه‌ي ما يكي از سياسي‌ترين جوامع به حساب مي‌آيد و چون احزاب در كشور ما ضعيف است، جامعه‌ي پيش‌بيني ناپذيري را همواره داشته‌ايم؛ چراكه به فرض در انتخابات شهروندان متناسب با شرايط تصميم مي‌گيرند نه آنكه از قبل با جرياني خاص متحد شده و به آن پايبند باشند.»

اين فعال سياسي با اشاره به انتخابات در فرانسه گفت: « بعد از جنگ جهاني دوم اغلب انتخابات اين كشور، به مرحله‌ي دوم كشيده مي‌شود و معمولان نفر اول و دوم يكي از راست و ديگري سوسياليست‌هاست. طي اين چند سال تنها استثناي بوجود آمده در زمان انتخابات، دوره قبل بود كه شيراك تعارض جدي در جامعه‌ي فرانسه مطرح كرد كه با توجه به آنكه مردم آن جامعه نمي‌خواستند فاشيسم در جامعه حاكم شود، به شيراك راي دادند.»

وي ابراز عقيده كرد: « سياست جامعه ما سيال است، از اين رو رفتار قاعده‌مند، احزاب و تشكل‌هاي خاص اصولي وجود ندارد. به همين دليل رفتار قاعده‌مند سياسي در جامعه معنا پيدا نكرده است.»

به گزارش ايسنا دكتر كچوييان در ادامه‌ي اين مناظره در پاسخ به صحبت‌هاي تاج‌زاده، خاطرنشان كرد: «از نظر من در صحبت‌هاي آقاي تاج‌زاده مشكل وجود دارد چراكه تمام تئوري‌هاي غربي موجه نيستند و بايد به نوعي ديگر به آنها نگاه كرد. مطمئنا نيروهاي اجتماعي مي‌توانند نقش خاصي را در جامعه ايفا كنند. در زماني كه ماركس در غرب حاكم شد، غربي‌ها بر اين باور بودند تئوري‌هاي اريه شده‌ي او براي تمام جوامع خواهد بود اما بواقع درست است كه جوامع يك واقعيت ويژه‌يي هستند كه يك مفهوم و مصاديقي كلي را دارند اما در بطن جامعه و عملكردها متناسب با شرايط آن جامعه، اين موضوع به گونه‌يي ديگر مطرح مي‌شود.»

وي افزود: « به فرض نگاه آقاي تاج‌زاده به فرانسه به اين معنا بود كه اگر جامعه ايران به پختگي و كمال خود برسد، طبقات و احزاب در آن پيدا مي‌شوند. از نظر من اين تلقي غلط است. هر جامعه شاخص‌هاي خاص خود را دارد و مصداق مشخص آن تحليلي است كه در دوم خرداد مطرح شد. در آن دوران روندهاي نوسازي مطرح شد و با توجه به آنكه آقاي خاتمي پيش‌بيني نمي‌كرد چنين اتفاقي براي نتايج انتخابات بيفتد و جريان تجددخواه ايجاد شود، در حقيقت كنار گذاشتن بخشي از نهادهاي ديني و مشخصا روحانيت مطرح شد.»

كچوئيان يادآور شد: « خروجي دوم خرداد حاصل گسترش آثار اقدامات اقتصادي- ‌اجتماعي هاشمي بود و مطابق اين تئوري، بايد مداخله نهاد علما و روحانيت در سياست كاهش پيدا مي‌كرد.»

وي با بيان اينكه من به ياد دارم دكتر تاج‌زاده در زمان دوم خرداد گفت كمونيست‌ها بايد بتوانند در عرصه‌ي سياست كشور زمينه داشته باشند، تصريح كرد: « يعني به اقتضاي سياست‌هاي متناسب با سطح توسعه كه حاصل آن شكل گرفته بود، چنين موضوعي بايد مطرح مي‌شد؟»

كچوييان افزود: « لزومي براي بوجود آمدن سياست غرب در كشور نيست. سياست غرب طبقات موضوعيت خود را از دست داده است و بسياري از كشورها، ديگر احزاب را قبول ندارند و در حال حاضر جنبش‌هاي جديدي وارد صحنه‌ي سياست شده‌اند. به عقيده‌ي من اصولا لزومي ندارد مصداق‌هاي ما مصداق روند و فرهنگ نيروهايي شود كه در غرب بوده‌اند، چراكه آنچه در ايران وجود دارد، داراي مفاهيم ديگري است. براي آنكه به سمت درست پيش‌رويم، بايد موقعيت‌هاي سياسي در نظر گرفته شود.»

به گزارش خبرنگار ايسنا در ادامه‌ي اين مناظره تاج‌زاده اظهار داشت: « از مشروطه تاكنون نگاه خاصي به غرب و تحولات غرب وجود داشته است؛ البته در ايران به دليل تمدن غرب، دستاوردهاي مادي زيادي را به رسميت شناخته‌ايم اما در زمينه‌ي دستاوردهاي سياسي و معنوي، دو نگاه در جامعه ما نسبت به غرب وجود دارد؛ نگاه اول نگاهي است كه به غرب نگاه منفي مي‌كند و مواردي چون آزادي، برابري و ... را قبول ندارند و نگاه ديگر كه بيشتر در روحانيت و اهل سنت وجود دارد، به اين نكته اشاره مي‌كند كه بايد به تمام مسائل غرب توجه شود و موضوعاتي كه كشف شده است تنها متعلق به غرب نيست بلكه غربي‌ها توانسته‌اند زودتر به آن دست پيدا كنند.»

تاج‌زاده اظهار داشت: « يك جامعه چه در ايران و چه در جامعه‌ي ديگر، اگر طبقاتي نباشد، نشانه‌ي ضعف و قدرت آن نيست چراكه در آمريكا سياست طبقاتي وجود ندارد. تعميم حكم طبقات به احزاب، يك انحراف بزرگ است و هيچ دموكراسي بدون احزاب امكان تحقق ندارد.»

وي ادامه داد: « به عقيده‌ي من برخلاف گفته‌ي دوست عزيزمان امسال كه سال 2007 است هيچ انتخابات بزرگي در كشورهاي غربي رخ نمي‌دهد مگر آنكه در آن منحصرا احزاب حرف بزنند. اينكه گروه‌ها و جنبش‌هاي اجتماعي و لابي‌هاي خاص ديگر بوجود آمده‌اند و مي‌توانند نقش ايفا كنند، كاملا درست است اما اگر بخواهند آنها وارد انتخابات و حوزه سياسي شوند، بايد به شكل احزاب گردند.»

اين فعال سياسي تصريح كرد: « بنابراين اگر جامعه‌اي دموكراسي داشته و احزاب نداشته باشد، ضعف بزرگي است. كثيري از مفاهيمي كه امروز در جامعه ما به نام اسلام تبيين مي‌شود، در سال‌هاي گذشته ما آن را از غرب گرفته‌ايم؛ مشروطيت، تدوين قانون اساسي، انتخابات، مجلس، پارلمان و... تمام مواردي است كه از غرب گرفته شده است. به تعبير آقاي مطهري خوشبختانه ما نگفتيم هرآنچه در تاريخ ايرانيان است درست و هر آنچه از جاي ديگر آمده غلط است. به همين جهت همه ما نسبت به قانون مشروطه همدلي داريم.»

تاج‌زاده ادامه داد: «تمام حساسيت به غرب به آن وجهي از غرب برمي‌گردد كه از حقوق انسان دفاع مي‌كند، مهم نيست دولت‌هاي غربي عملا دموكراسي دارند يا خير، مهم آن است كه بشر با مفاهيمي آشنا شده كه كشف و تدوين حقوق انساني و غيره كمتر از اتم نبوده است.»

وي ابراز عقيده كرد: « سياست مي‌تواند طبقاتي باشد يا نباشد. اين موضوع هيچ ضعفي براي جامعه به وجود نمي‌آورد اما اگر سياست غيرحزبي شود، مسووليت‌ناپذيري گسترش پيدا مي‌كند. در حال حاضر آقاي عسگر‌اولادي هم مي‌گويد در هر جامعه‌اي تحزب وجود نداشته باشد، ديكتاتوري بوجود خواهد آمد. در جامعه ما دولت همه ابزارهاي برخورد را در اختيار دارد. رسانه‌هاي گروهي به خصوص صدا وسيما، نفت، كارهاي دولتي و... در اختيار دولت است. در برابر اين موضوع طبقات اجتماعي كه از حقوق شهروند دفاع مي‌كنند، در كشور ما ديده نمي‌شود. كساني كه با احزاب مخالفت مي‌كنند، تئوري ارايه نداده‌اند كه چگونه مي‌توان در ايران دموكراسي و حقوق ملت را بدون وجود احزاب مختلف پاس داشت؟ در حال حاضر بحث دفاع از احزاب موجود نيست بلكه بحث دفاع از نظام حزبي است؛ چراكه اگر رفتار حزبي نداشته باشيم، موضوعات جامعه پيش‌بيني نشدني است.»

وي افزود: «تعجب مي‌كنم چگونه آقاي كچوييان چنين اتهاماتي را به من وارد مي‌كنند. آقاي خاتمي هيچگاه نگفت كه روحانيت از قدرت كنار برود، مگر رييس مجلس ما روحاني نبود؟ خاتمي خود سمبل روحانيت بود. برادر عزيز! بحث اين نيست كه روحاني در عرصه عمومي نيايد، بحث اين است روحانيت حق ويژه‌ا‌ي ندارد و بايد در عرصه عمومي مانند ديگر مردم حاضر شود.»

تاج‌زاده در پاسخ به صحبت‌هاي كچوييان تصريح كرد: « من نگفته‌ام كه كمونيست‌ها در ايران حق فعاليت سياسي داشته باشد. آقاي كچوييان اين حرف امام(ره) است كه در پاريس مطرح كرده‌اند. آيا شما به واقع نمي‌دانيد اين جمله‌ي امام خميني است؟ اگر اين موضوع جرم و نشانه‌ي بي‌ديني شده، چرا به من منتسب مي‌كنيد؟»

به گزارش ايسنا در ادامه‌ي اين مناظره كچوييان ابراز عقيده كرد: « اين موضوع شبيه حكايت مار و مار شده است. خوشحالم كه ايشان تمام چيزهايي را كه در سال‌هاي قبل گفته‌اند، نفي مي‌كنند. شايد آقاي باقي، آقاي حجاريان و... از ايشان نيستند. ما همه قبول داريم غرب با ما متفاوت است و دعواي ما در اين است كه چگونه و در چه حدي اين تفاوت را مي‌توانيم ببينيم. ما نگفتيم لزوما اگر چيزي در جايي مطرح شده، ما نبايد از آن استفاده كنيم. مطمئنا غربي‌ها خيلي چيزها را برداشت كرده‌اند اما به گونه‌اي گرفته‌اند كه بنيان‌هاي خود را داشته باشند؛ به همين دليل حاصل آن بسيار عجيب بوده است.»

اين عضو هيات علمي دانشگاه تهران اظهار داشت: « همان حقوق بشري كه در غرب مطرح شده، دم از هم‌جنس‌بازي مي‌زند و اين موضوع به تاييد كليسا رسيده است، به واقع اين آزادي است؟ ديانت اسلام، پاسخ‌هاي جهاني دارد و توسعه، بازي برد و باخت است. خيلي از نظريه‌پردازها مي‌گويند توسعه باعث تخريب تمام عالم شده و به اين باور رسيده‌اند كه ديگر بايد الاغ سوار شد.»

كچوييان تصريح كرد: « چه كسي گفته است كه اگر حزب نباشد، سركوب حاكم مي‌شود؛ اين حرف درست نيست و من به اين حرف اعتقادي ندارم.»

وي بيان كرد: « ولايت فقيهي كه قرار باشد 4 سال يكبار به آن راي داده شود، ولايت فقيه نيست و از نظر من مبناي ولايت فقيه اين نيست. علما در نظام مرجعيت دارند و اگر آنها وارد بازي قدرت شوند، اشتباه است و اين دقيقا بازي سكولاريسم است. در ديانت ديني، علما قابليت دارند و نبايد طرف‌هاي بازي قدرت شوند.»

به گزارش ايسنا، تاج‌زاده نيز گفت: « نمي‌دانم بر چه مبنايي مي‌توانم ثابت كنم حرف‌هاي آقاي كچوييان تناقض دارد اما درباره احزاب مي‌گويم اگر حزب منفي است، چرا در قانون اساسي ما مطرح شده است، همان قانون اساسي كه مجتهدين و امام(ره) بر آن نظارت داشته‌اند؛ پس بر مبناي حقوقي و شرعي، وجود احزاب مشكلي ندارد و اين موضوع خلاف اسلام نيست. تجربه بشر نشان داده كه هرجا احزاب نبوده، باندهاي كثيف به وجود مي‌آيد.»