سايت خبري تحليلي انديشه ها : درس‌هايي براي تحقق حكومت‌داري خوب
دوشنبه، 29 مهر 1398 - 13:45 کد خبر:92731
سايت خبري تحليلي انديشه ها:

حكومت داري خوب(3)

 

در اين بحث 5 اصل پيشنهادي براي تحقق حكومت‌داري خوب بعنوان مدلي عام و فراگير انتخاب شده است كه نمونة جالبي براي پيگيري اين بحث محسوب مي‌گردد و توجه به فرمول آن و لحاظ كردن شرايط و مقتضيات داخلي مي‌تواند براي برخي كشورها مناسب باشد.


سابقه تاريخي حكومت‌داري خوب
ريشه حكومت‌داري خوب به كشورهاي داراي سابقة دمكراتيك باز مي‌گردد. بنابراين رسم برآنست كه براي بررسي اين پديده بايد به خاستگاه اصلي آن يعني اروپا يا آمريكاي شمالي رجوع كرد. براي بررسي حكومت‌داري بد يا نامطلوب نيز معمولاً به اروپاي شرقي يا كشورهاي توسعه نيافته توجه مي‌شود تا در مطالعه‌اي مقايسه‌اي مشكلات و دشواري‌هاي حكومت‌داري مشخص گردد.
بحران در يوگسلاوي سابق نشانه مهمي بود كه اروپاي شرقي فاقد تجانس فرهنگي، سياسي و اجتماعي است. فراتر از مسايل بنيادين جاري، تفاوت‌هاي مهمي را مي‌توان در اين مناطق مشاهده كرد. اروپاي شرقي در واقع مجموعه‌اي بي‌ثبات از هويت‌هاي مختلف است كه حل و فصل مسائل آنها بسيار دشوار بوده است. از سال 1991 ميلادي روند تفاوت‌هاي فرهنگي ـ اجتماعي در اين مناطق به سوي مناقشه و اختلاف سير كرده است. در چند سال بعد بسياري از اين مناطق نظير اروپاي مركزي، جمهوري‌هاي بالتيك، اوكراين، بلاروس و منطقه بالكان دچار تنش و ناآرامي هويتي شدند، و منطقه بالكان نسبت به ساير مناطق مذكور ناآرامي‌هاي بسياري به خود ديد.
در اروپاي شرقي اصلاحات در بلغارستان زودتر از كشورهاي همجوار آغاز شد. در اين كشور مجلس عالي ملي كه در ژوئن 1990 تشكيل شد، مشاركت جدي در آزادي، دموكراسي و حقوق بشر را آغاز كرد. لذا حكومت‌داري خوب حركتي آرام بود كه از 1990 ميلادي به بعد شكل گرفت و ادبيات آن مربوط به دهه 90 ميلادي مي‌باشد. تفكر حكومت‌داري خوب به شكل مشاركتي يا دولتي انديشه‌اي عام در مناطق اروپاي شرقي نبود، لذا اين ايده از سوي حزب سياسي خاصي مطرح نگشت و يا در خلال رقابت‌هاي انتخاباتي پديدار نشد. در كشور بلغارستان هنگام مذاكرات پيرامون پيش‌نويس قانون اساسي در نيمه اول 1991، دو سوم زمان بحث‌ها، به لوايح حقوقي (حقوق مختلف مدني) اختصاص يافت و كمتر از يك چهارم زمان به مباحث قواي مجريه و قضائيه صرف شد. در انتخابات رياست جمهوري (اكتبر 1996) و پارلمان (آوريل 1997) كه دموكرات‌ها حاكم شدند بسياري از مردم اميد به ايجاد فضاي جديد در كشور داشتند.
در ساير كشورهاي اروپاي مركزي موضوع حكومت‌داري خوب قبل از تغييرات سياسي سال 1989 ميلادي در حال شكل‌گيري بوده است. بعد از 1989 ميلادي موضوع حكومت‌داري خوب براي مؤسسات سياسي بعنوان ابزار ارزيابي برنامه‌هاي سياسي و اجراي آنها محسوب شد. در اين كشورها حكومت‌داري خوب و توانايي شكل‌گيري ساخت سياسي بر مبناي آن، مرجعي براي رأي دهندگان شد. چنين مرجعي به سرعت جاي ايدئولوژي كمونيسم را گرفت و ديدگاه‌هاي اجرايي و توجيهات سيستم سياسي گذشته را باطل اعلام كرد. بعنوان مثال در دوره اوليه انتقالي1 در بلغارستان، ايدئولوژي جايگزين حكومت‌داري اجرايي بود. حكومت‌داري‌ خوب ابتدا به شكل تئوري‌هاي مديريت اجتماعي مطرح شد كه هدف اوليه آن توضيح مسايل عقلاني يا سازماندهي مطلوب منابع طبيعي نبود. هدف تئوري‌هاي مديريت اجتماعي آماده كردن منابع براي رسيدن به كمونيسم بود. به همين دليل حركت تئوري حكومت‌داري خوب در آغاز دوره انتقال شكست خورد و جاي خود را به شيوه‌اي عمل‌گرايانه در حكومت داد.
بين مناطق بالكان و اروپاي مركزي تفاوت مهم ديگري نيز وجود دارد. در مناطق بالكان روند دولت‌سازي ناقص و طولاني بوده است و لذا در نهادهاي دولت‌ نيز ثبات كافي وجود ندارد. به عبارتي، دولت با ويژگي‌هاي كامل و كاركردهاي صحيح به وجود نيامده است. واژه بالكانيزه شدن (Balkanization) كه امروزه متداول است، نشان دهنده‌ي آشفتگي در دولت‌هاي بالكان است، هر چند كه سابقه استقلال اين كشورها به بعد از جنگ جهاني اول بازمي‌گردد. به همين علت هويت‌هاي ملي بعداً به جاي حكومت‌داري خوب قرار گرفت و مجدداً مشكلات آغاز شد. براي ايجاد حكومت‌داري خوب به عنوان نقطة مركزي مباحث عمومي، امروزه به سيستم سياسي با ثبات و امني نياز داريم كه از مدل بالكان فاصله داشته باشد.
بررسي مدل بلغارستان و تجربة اين كشور در زمينة مشاركت داخلي براي اصلاحات در دورة‌گذار مورد مناسبي مي‌باشد. بلغارستان در سال‌هاي 1935، 1956 يا 1968 هيچگاه تحولي به خود نديد و هرتلاشي براي اصلاحات با مقاومت اتحاد جماهير شوروي سابق سركوب شد و لذا در دوره 45 ساله رژيم كمونيستي نشانه‌اي از جنبش‌هاي اجتماعي در اين كشور در دست نيست. با اينحال در 1989نيز روشنفكران و نخبگان سياسي آمادگي بحث پيرامون مشكلات و مسائلي نظير دموكراسي پيشرفته را نداشتند. در عوض گرايش شديدي به سوي مرموز‌گرايي و محرمانه بودن، تفسيرهاي ايدئولوژيكي و اسطوره‌اي رايج شد. بعلاوه بلغارستان از ديگر كشورهاي منطقه بالكان مانند يوگسلاوي و روماني يا آلباني متفاوت بود. كشورهاي مذكور در دورة 47 ساله در بسياري از جهات از شوروي سابق فاصل