سايت خبري تحليلي انديشه ها : نقشه شوراي وحدت براي انتخابات ۹۸؛ سوار شدن بر موج نارضايتي مردم
پنجشنبه، 17 مرداد 1398 - 10:29 کد خبر:92532
سايت خبري تحليلي انديشه ها: در فاصله ۶ ماهه باقيمانده تا انتخابات اسفندماه و در روزهايي كه اصولگرايان سياست به دنبال سازوكاري براي وحدت مي گردند، حدادعادل و طيف سياسي همراه با او از نقشه انتخاباتي خود رونمايي كردند، نقشه اي فرصت طلبانه كه حكايت از خالي بودن دست اين طيف از سياسيون براي ارائه برنامه اي كارشناسي شده و ايجابي به مردم براي كسب رأي دارد.

سايت خبري تحليلي انديشه ها:

 


نقشه شوراي وحدت براي انتخابات ۹۸؛ سوار شدن بر موج نارضايتي مردم
 اين روزها بازهم صداي تشتت و تفرقه از اردوگاه اصولگرايي بلند شده است. صدايي به‌مراتب گوش‌خراش‌تر از ادوار پيشين؛ يك روز از « نو اصولگرايي» قاليباف خبر مي‌رسد و روز ديگر از شوراي وحدت، ساعاتي بعد نيز جمنايي ها كه خود زيربناي شوراي وحدت را پايه گذاري كرده اند، رودروي همان شوراي وحدت يا شاجا قدعلم مي كنند. ليست مستقل پايداري ها و كانديداهاي اصلح شان هم كه فصل تكراري اين داستان تفرقه است.

در ميانه اين صداهاي گوشخراش و تفرقه برانگيز اما اظهارات اخير غلامعلي حدادعادل كه خود يكي از گردانندگان اصلي شوراي وحدت است هم نگاه هايي انتقادي را متوجه او كرد، هم به نوعي پرده از استراتژي انتخاباتي شاجا ها براي انتخابات پيش رو برداشت.

موج سواري شوراي وحدتي ها بر روي سه كليد واژه
«نارضايتي كنوني جامعه از دولت براي جريان اسلام‌گرا در انتخابات پيشرو يك فرصت است.» اين سخنان نه از سوي يك سياست مرد فرصت‌طلب ملتزم به مباني سياست غرب، بلكه بر زبان فردي جاري شده است كه خود را يك سياستمدار اسلامي-انقلابي مي‌داند؛ غلامعلي حداد عادل.

او كه ابايي ندارد خط و ربط سياسي خود را ذيل واژه «دلواپس» تعريف كند، در روزهايي كه اكثريت سياسيون چپ و راست و حتي نظامي ها يكصدا در مقام حمايت از ظريفِ تحريم شده برآمده اند، راز دلواپس بودن خود را بازگو كرده و گفته است« وقتي مذاكرات برجام شروع شد ما اعلام كرديم كه دلواپسيم اما ما را مسخره كردند و اسم خود را هم دل‌آرام گذاشتند.»

اما حدادعادل بعد از اين رازگشايي به سمت رونمايي از جديدترين نگاه انتخاباتي خود و طيف همراهش در شوراي وحدت رفته است، آنجا كه عنوان مي كند«جريان اسلامگرا در انتخابات پيش‌رو فرصت‌ها و تهديداتي دارد كه مي‌تواند از فرصت‌هاي آن استفاده كند. يكي از اين فرصت‌ها نارضايتي جامعه از عملكرد دولت است.»

اظهاراتي كه، چند كليدواژه بيش از همه در آن خودنمايي كرده است؛«اسلام‌گرايي»، «نارضايتي مردم» و «فرصت».

بازي خطرناك با واژه اسلام گرايي
حدادعادل كه يد طولايي در واژه سازي دارد، اينبار خودخواسته يا در راستاي استراتژي شوراي وحدت از كلمه اي غير از كلمه «اصولگرا» براي توصيف طيف سياسي همراه با خود استفاده كرده است.

او عنوان كرده است؛ «اگر در انتخابات آينده جريان انقلابي و اسلامگرا نتواند به فهرست واحد برسد هيچ اميدي به پيروزي وجود ندارد همانطور كه اين حقيقت تلخ را در انتخابات سال ۹۶ تجربه كرديم.» او به نوعي با اين واژه سازي جديد نه تنها خط قرمز بين طيف راست و چپ سياست را پررنگ تر كرده است بلكه حتي در درون طيف راست سياست هم تفكيك بندي كرده است. به نوعي هركه با شوراي وحدت باشد را اسلام گرا و انقلابي و هركه مقابل شوراي وحدت باشد چه اصلاح طلب چه طيفي از اصولگرا را غيراسلام گرا و غيرانقلابي دانسته است.
اظهاراتي كه با توصيه هاي دلسوزانه عضو جامعه روحانيت هم همراه شد كه خطاب به حداد عادل گفت«بدون اينكه بخواهم فرمايش آقاي حدادعادل را تفسير كنم، بايد بگويم آنهايي را هم كه الان كار دست‌شان است نمي‌توانيم خداي ناكرده ضداسلام بدانيم، چرا كه چالش‌ها و ضعف‌ها نمي‌تواند بهانه‌اي براي تشكيك دينداري افراد باشد.»

عبدالله ناصري چهر سياسي اصلاح طلب هم با بيان اين‌كه كشور ايران جامعه‌اي اسلامي است، تاكيد دارد «اگر نگاهي به نظرسنجي‌ها داشته باشيم متوجه خواهيم شد نسل جديد جامعه شايد نظرات متفاوتي داشته باشند، اما اين بدين معنا نيست كه آن‌ها مذهبي نيستند و باوري به ارزش‌هاي ديني ندارند. اينكه يك جريان سياسي خود را اسلام‌گرا و رقيب سياسي را غيراسلام‌گرا تقسيم كند، در جامعه با استقبال عمومي روبه‌رو نخواهد شد.»»



اختلافات پررنگ شد
روي ديگر سكه اما همان خودداري حداد در استفاده از واژه اصولگرا است. به نظر مي‌رسد كه رگه هاي اختلاف ديرينه اي كه در تافت و بافت دو طيف اصولگرايان ميانه‌رو و افراد تندروتر ريشه دوانده، بيش از گذشته در حال سر برآوردن است و در انتخابات اسفند سال جاري حتي بيش از گذشته شكاف بين طيف‌هاي اصولگرايي ايجاد خواهد شد. شايد از همين روست كه حداد عادل و رفقاي سياسي او در حال بازتعريف هويت سياسي خود ذيل عناويني چون اسلام گرا و انقلابي در مقابل طيفي از اصولگرايان سنتي و ميانه‌روتر هستند.

فرصت طلبي ماكياوليستي آقاي فيلسوف
اما نكته اصلي در اظهارات اخير حدادعادل، «فرصت طلبي» و سوار شدن بر موج نارضايتي مردم است. تعبيري غيرمرسوم در انديشه و خط‌ مشي سياسي اصولگرايي كه با واكنش انتقادي برخي از چهره‌هاي سياسي نيز مواجه شد.

آنچنان كه محمدتقي  رهبر مي گويد«بايد از ايشان سوال كرد كه منظورش از اين حرف چيست. در شرايط كنوني مشخص است كه نارضايتي جامعه به اين جريان و آن جريان ربطي ندارد و به فشارهايي مربوط مي‌شود كه دشمن به ما تحميل كرده است. حتي بايد گفت اين چالش‌ها و ضعف‌ها در همه دولت‌ها بوده است و اين‌طور نيست كه همه تقصيرها را به دوش دولت فعلي بيندازيم.»

محمد مهاجري، فعال رسانه‌اي و سياسي اصولگرا نيز با انتقاد از اظهارات اخير حداد عادل درباره انتخابات اسفندماه ۹۸، در توئيتي نوشته است:آقاي حداد عادل در اظهارنظري عجيب گفته است: "نارضايتي كنوني جامعه براي جريان ما در انتخابات پيش‌رويك فرصت است." اگر او اين حرف را صريح پس نگيرد چه تفاوتي وجود دارد ميان ديدگاه ‎نيكولو ماكياول و غلامعلي حداد عادل؟ قرار بود به اينجا برسيم ‎مااصولگراها؟

نيكولو ماكياولي كه مهاجري براي تعبير ديد فرصت‌طلبانه حداد عادل نامش را به ميان آورده همان فيلسوف ايتاليايي است كه در قرن پانزدهم ميلادي كتاب مناقشه برانگيز «شهريار» را به رشته تحرير درآورد كه پس از قرن‌ها نيز هنوز برخي اين كتاب را حمايتي هولناك از تشكيل حكومت سياسي جبار توصيف مي‌كنند، كتابي كه بسياري از انديشمندان معتقدند ضد ارزش‌هاي اخلاقي و انساني است و مجال را براي حكومت‌هاي مستبد و تماميت‌خواه فراهم مي‌كند تا با استفاده از حربه‌هاي سياسي نظير فرصت‌طلبي و يا قساوت در شرايط ضروري عنان مردم را در اختيار بگيرند.

دست خالي شوراي وحدتي ها در ارائه برنامه انتخاباتي جديد
اين اظهارات درحالي از سوي حدادعادل مطرح شده است كه خود او در انتخابات ۹۲ مدام به نامزدهاي مقابل خود نهيب مي‌زد كه به‌جاي انتقاد از عملكرد دولت گذشته، برنامه‌هاي خود را براي مردم شفاف مطرح كنيد. حالا اما گويي دست فرمان و استراتژي شوراي وحدت و طيف سياسي نزديك به او در انتخابات پيش رو قرار است سوار شدن بر همين موج نارضايتي و شعارهاي سلبي باشد تا ايجابي.

به نظر مي رسد حدادعادل فراموش كرده است كه از ضرورت‌هاي فرصت‌طلبي سياسي آن است كه يك برنامه منسجم و نقشه راه جذاب ارائه شود تا بتوان با تكيه بر آن آراي شهروندان ناراضي را در سبد طيف سياسي خود ريخت نه آنكه با رديف كردن ليستي از عوامل ناراضي كردن مردم، آنها را دلسرد از كليت عملكرد حاكميت و حتي حضور در پاي صندوق هاي راي كرد. استراتژي كه تنها و تنها حكايت از خالي بودن دست اين طيف از سياسيون در ارائه برنامه و ايده نو براي جذب راي دارد. 

تصور اين طيف از سياسيون آن است كه در شرايط كنوني و فشارهاي اقتصادي بر مردم،  از يك سو حضور و مشاركت مردم پاي صندوق هاي راي كاهش پيدا كرده و آنها از اين كاهش حضور شانس و فرصتي براي پيروزي خود خواهند يافت و از سوي ديگر همين مردم ناراضي تنها گزينه باقي‌مانده را به قدرت رسيدن طيف سياسي نزديك به حدادعادل مي‌دانند و درواقع آينده مملكت را در گرو پيروزي اين جريان در انتخابات اسفند مي‌بينند. تفكري نخ نما شده كه چندان خريداري در بين مردم ندارد و شايد اشكال كار در آن باشد كه اين طيف از سياسيون عنصر آگاهي سياسي مردم در برنامه ها و ايده هاي انتخاباتي را ناديده يا كم اهميت گرفته اند.