سايت خبري تحليلي انديشه ها : تجربيات موفق حكومتداري با ساختار نظام حزبي
یکشنبه، 23 تیر 1398 - 02:49 کد خبر:92260

سايت خبري تحليلي انديشه ها:

براي ورود ملموس به موضوع بحث ابتدا به تحليل جايگاه احزاب و ساختار حكومت برگرفته از قانون اساسي  ۷ كشور  قدرتمند جهان مي پردازيم

۱- آمريكا: در كشور آمريكا  احزاب در شهرها و‌مراكز ايالت ها داراي هزاران عضو و‌شورا خاي مركزي منتخب اعضا هستند و‌نمايندگان مجالس در ايالت ها با حمايت احزاب پر طرفدار وارد مجلس مي شوند و احزاب نامزدهاي خود براي پست رياست جمهوري معرفي مي كنند و هر حزبي كه مردم بيشتر عملكرد و‌اهداف و‌يرنامه هايش را قبول دارند برنده انتخابات مي شود لذا تمامي اجزاي قدرت از شوراي هاي شهر وروستا تا نمايندگان دو مجلس و رئيس جمهور از كانال و‌مسير احزاب وارد جايگاه قدرت مي شوند

۲- چين: در كشور چين چندين حزب فعاليت مي كنند اما حزب كمونيست به دليل عملكرد مناسب و‌حمايت مردم چين بيشترين تعداد عضو‌ ا دارد اين حزب حدود ۶۰ ميليون نفر عضو رسمي دارد. احزاب نامزدهاي مورد نظر خود جهت مجلس را معرفي مي كنند و‌بر اساس نفوذ احزاب در بين مردم احزاب در مجلس نماينده خواهند داشت تمامي اركان قدرت در چين توسط مجلس انتخاب مي شوند،رئيس مجلس، رئيس جمهور، نخست وزير، وزير دفاع و همه اركان قدرت از طريق مجلس تعيين مي شوند و‌كميته دائمي مجلس كه ۱۳۰ عضو دارد و‌از بين نمايندگان توسط نمايندگان  انتخاب مي شوند بيشترين قدرت در مجلس را دارا مي باشند

۳- كشور ژاپن: در ژاپن دو مجلس وجود دارد، مجلس شوراي ملي و‌مجلس مشاوران، مجلس اصلي مجلس شوراي ملي است كه اكثر آنها نمايندگان احزاب هستند و‌حزبي كه در اين مجلس بيشترين راي را كسب كند، نخست وزير را انتخاب مي كند حدود نيمي از نمايندگان كانديداي احزاب هستند و‌سايرين نيز بايد حداقل ۲ درصد راي را كسب كنند يا حزب آنها دو درصد كل آرا را  كسب كند تا بتوانند وارد مجلس شوند مسئولين دستگاه قضايي نيز با پيشنهاد نخست وزير و‌تائيد مجلس انتخاب مي شوند

۴- كره جنوبي:  در اين كشور  نيز احزاب نقش محوري ايفا مي كنند نامزد هاي احزاب در انتخابات رياست جمهوري رقابت مي كنند و رئيس جمهور نماينده محبوب نرين حزب خواهد بود. مجلس نيز در اختيار نمايندگان احزاب است. رئيس جمهور رئيس دولت و فرمانده كل قوا است رئيس دستگاه قضائي توسط رئيس جمهور منتخب ملت تعيين مي گردد.  رئيس جمهور در چارچوب قانون و مقررات مصوب مجلس به وظايف خود عمل مي كند و مجلس مي تواند وزرا را استيضاح نمايد

نمودارهاي مقايسه‌اي ساختار حكومت در ژاپن، كره جنوبي و آلمان را اينجا مشاهده فرمائيد

 

۵- آلمان، در كشور آلمان احزاب نقش تعيين كننده اي دارند، اين كشور دو مجلس دارد يكي بوند ستاك و‌ديگري بوند سرات ، بوند ستاك مجلس اصلي است و‌همه اعضاي مجلس نمايندگان احزاب هيتمد از حدود ۶۵۰ نفر عضو بوند ستاك نيمي از آنها نماينده رسمي احزاب و‌نيم ديگر با راي مستقيم مردم انتخاب مي شوند منتها كسي مي تواند وارد مجلس شود كه حداقل حزب وي ۵ درصد كل آرا را كسب نموده باشد، مجلس بوند سرات نمايندگان‌مجالس ايالتي هستند، قانون با نظر دو‌مجلس وضع مي شود اما صدر اعظم كه بالاترين مقام اجرايي است توسط بوند سرات انتخاب مي شود. دستگاه قضايي بر اساس قوانين خاص خود اداره مي سود و‌قوانين مجالس ايالتي بر آن حاكم است رئيس ديوان عالي كشور توسط صدر اعطم انتخاب مي شود. نيروهاي مسلح تحت امر صدر اعظم هستند، البته براي تصميم هاي خاص مجوز محالس لازم است

۶- كشور انگليس: در اين كشور ملكه اختيارات زيادي دارد اما عملا نقشي در امور اجرايي ايفا نمي كند و نقش اصلي با مجلس نمايندگان است. اين مجلس نمايندگان احزاب با نفوذ و‌قديمي هستند. نخست وزير داراي بالاترين قدرت اجرائي است كه توسط مجلس انتخاب مي شود. هيات وزيران، نيروهاي مسلح و‌ساير مراكز قدرت تحت فرمان نخست وزير است دستگاه قضائي نيز قوانين خاص دارد و‌ تا حدودي مستقل است اما دولت و‌مجلس نيز در آن حوزه تاثير گذاري دارند در چارچوب قانون

۷- فرانسه، در فرانسه رئيس جمهور با راي مستقيم مردم انتخاب مي شود منتها با توجه به نقش تعيين كننده احزاب مردم به  نامزدهاي احزاب راي مي دهند، مجلس سنا و‌نمايندگان نيز نمايدگان احزاب هستند و هر حزبي كه طرفدار بيشتري دارد در مجالس نمايندگان بيشتري خواهد داشت، شوراي نگهبان فانون اساسي نيز نقش مهمي در ساختار قدرت دارد اين شورا ۹ عضو دارد كه ۳ عضو‌توسط رئيس جمهور، ۳ عضو توسط مجلس سنا و ۳ عضو‌توسط مجلس نمايندگان معرفي مي شوند. نيروهاي مسلح و‌د‌ولت زير مجموعه رئيس جمهور هستند، دستگاه قضايي طبق قوانين خاص خود مستقل است اما مسئولين ارشد آن از طريق مجلس و رئيس جمهور نصب مي شوند

 

در كشور ايران قبل از انقلاب شاه در راس قدرت بود و‌نيروهاي نظامي تحت نظر شاه بودند و‌نخست وزير هم توسط شاه به مجلس معرفي مي شد و‌اگر مجلس راي موافق نمي داد  شاه مي بايست با مشورت  رئيس مجلس كسي را معرفي مي نمود كه مورد تائيد مجلس باشد، هيات وزيران  و‌دستگاه قضايي زير مجموعه دولت بود. طبق قانون شوراي نگهبان  ۵ نفر بودند كه قوانين را بررسي و‌هر قانون كه از نظر شرعي ايراد داشت‌را رد مي كردند. بر اساس قانون اعضاي شوراي نگهبان بايد به اين صورت انتخاب مي شدند كه مراجع معظم تقليد ۲۰ نفر را به مجلس معرفي مي كردند و‌مجلس از بين آنها ۵ نفر را انتخاب مي نمود.  شايد اگر اين بخش قانون در آن زمان به درستي اجرا مي شد حكومت پهلوي با روحانيت دچار آن همه مشكل نمي شد. نمايندگان احزاب ملي و‌توده و‌ساير احزاب در مجلس حضور داشتند اما بخاطر ساختار حكومت حضور احزاب خيلي تعيين كننده نبود، البته يكي از دلايل آن اين بود كه اكثر مردم روستا نشبن و‌بي سواد بودند

بعد از انقلاب ساختار حكومت بگونه اي است كه قدرت در رهبري منصوب مجلس خبرگان رهبري متمركز شده و‌نيروهاي مسلح و‌كل ساختار دستكاه قضائي و‌شوراي نگهبان با اختيارات گسترده تحت پوشش رهبر هستند بخش هاي مهمي از قدرت اجرايي دولت نيز در شوراهاي عالي متمركز شده كه دولت اختيار تعيين كننده در آنها ندارد، احزاب بعد از انقلاب جايگاهي در ساختار قدرت ندارند اما از قدرت فراماسون ها، انجمن حجتيه و‌برخي باندهاي مافيايي قصه هاي متعددي شنيده مي شود كه راست يا دروغ و غلوآميز بودن آنها معلوم نيست. با تقويب احزاب، از قدرت تشكل هاي غير رسمي يا باندها و مافياي ثروت و قدرت كاسته خواهد شد و به مرور به حاشيه رانده خواهند شد. بستر قانوني در نظام ولايت فقيه براي نقش آفريني احزاب وجود دارد اما محافظه كاري فرهنگ ايرانيان و ساختار اقتصادي دولت و برخي ضعف هاي ديگر منجر به عدم بالندگي و شكوفايي نقش احزاب گرديده است.

 

نقش احزاب:

در زمان قديم كانون هاي قدرت مختلفي در كشور حضور فعال داشتند و‌اين كانون هاي قدرت بعضا تعادل زندگي اجتماعي را تنظيم مي نمودند و در مقابل تجاوز به كشور نقش مهمي ايفا مي كردند. كد خداها، اربابان، روساي قبايل و‌برخي كانون هاي قدرت ديگر در كشور حضور فعال داشتند اما رضا شاه برخي از اين ستوان قدرت احتماعي را از بين برد ارتش متمركز ايجاد كرد و‌قدرت ارباب ها و‌كدخداها و‌قبائل  روحانيون و مرجعيت ديني و‌غيره كم شد و‌يه همين سبب متفقين با سرعت باور نكردني و‌بدون مقاومت تهران را فتح كردند ديگر خوانيني چون رئيس علي دلواري و خوانين بختياري و‌قشقايي و‌طبرستاني و‌آذربايجاني و‌خوزستاني و‌غيره نبودند تا در مقابل حمله اجنبي مقاومت كنند و‌ننگ تصرف چند روزه ايران در تاريخ اين كشور نشست. در آلمان و‌ ژاپن و‌كره و‌ديگر  كشورهاي پيشرفته نيز قدرت اربابان و‌قبايل و‌غيره را از بين بردند اما در عوض احزاب مردمي قدرتمند جايگزين آنها شدند در ايران همه كانون هاي قدرت اجتماعي كشور از بين رفتند و‌به احزاب هم اجازه ارز اندام و‌فعاليت جدي داده نشد قدرت مرجعيت ديني نيز همانند گذشته به نظر نمي رسد. تنها راه نجات كشور از شر باندهايي چون فراماسون ها شيطان پرست ها انجمن حجتيه ها و‌باندهاي مافيايي قدرت و‌ثروت  تقويت احزاب مردمي است. احزاب نخبگان را شناسايي و در مسير شفاف سالم پرورش مي دهند احزاب رابط بين قدرت و‌حاكميت با مردم هستند احزاب رابطه بين حكومت و‌مردم را نزديك و‌ناگسستني مي كنند احزاب در واقع تثبيت كننده و‌ قوام بخش حكومت هاي مردمي هستند احزاب ريشه هاي حيات اجتماعي هستند تقويت اين ريشه ها منجر به پايداري و‌قوام و‌دوام حكومت است

 

ساختار حكومت ها نقش تعيين كننده اي در توسعه هم جانبه يا سقوط همه جانبه ملت ها دارد جهت تبيين و تشريح اين واقعيت مهم چند مثال  ذكر و تشريح مي گردد:

    كره شمالي

كره شمالي و جنوبي هزاران سال فرهنگ در هم تنيده داشتند و يك ملت واحده با فرهنگ كهن بود. اما 63 سال پيش كشور را به دو نيم كردند با دو قانون اساسي و ساختار حكومتي متفاوت ناشي از دو قانون اساسي مختلف. بعد از 63 سال فرهنگ و سطح زندگي و تمامي شموم زندگي در اين دو كشور بسيار متفاوت شده گويي اين دو ملت با هم همبستگي فرهنگي نداشته اند. مردم كره شمالي در فقر فلاكت و نكبت و ترس زندگي مي كنند و دائم به فكر فرار از كشور و نجات از اين شرايط سخت هستند  اما مردم كره جنوبي در بهترين شرايط در بين كل ملت هاي جهان بسر مي برند آنها مي توانند در هر حوزه اي كه علاقه دارند استعدادهايشان را فعال كنند و در نشاطو افتخار زندگي مي كنند.

در مقايسه پارامترهاي اقتصادي، كره جنوبي نزديك به ۲۰۰۰ ميليارد دلار توليد ناخالص داخلي دارد در حاليكه كره شمالي با داشتن ۴۰ ميليارد دلار حدود ۵۰ برابر كمتر از كره جنوبي است.
در مقايسه نرخ بيكاري دو كره، كره جنوبي با داشتن ۳.۷ درصد و كره شمالي با داشتن ۲۵.۶ درصد تفاوت فاحشي با هم دارند.
جالب است بدانيد كه درصد رشد توليد ناخالصي داخلي در كره جنوبي در سال هاي ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ تقريبا ثابت هست اما در كره شمالي در سال ۲۰۱۵ به مقدار منفي مي رسد.
براي بسياري از كاربران اين مقايسه بسيار جالب بوده است و ضمن استقبال از آن عنوان كردند كه در يك كشور مديريت حرف اول را مي زند‌.


2- شهر نوگالس

شهر نوگالس تا چند دهه پيش متعلق به مكزيك بود بعد از آنكه نيمي از شهر به آمريكا واگذار گرديد فاصله فرهنگ و اقتصاد و توسعه همه جانبه دو كشور به شدت زياد شد.  نوگالس در مرز كشور مكزيك و آمريكا قرار داره. نوگالس به دو بخش نوگالس آريزونا و نوگالس سونورا تقسيم ميشه كه اولي در خاك آمريكا و دومي در خاك مكزيك قرار دارند. مردم هر دو شهر داراي پيشنيه، فرهنگ، آداب رسوم، مذهب و … مشترك اند. ولي امروز سيم خاردارهاي مرز آنها را جدا كرده است. در شمال و نوگالس آمريكا، درآمد مردم سه برابر نوگالس مكزيك است. مردم در آنجا تحصيل كرده و از سلامت كافي برخوردارند. آنها از سيستم هاي حمل و نقل مناسب، بيمه درماني و سيستم فاضلاب و خلاصه، يك زندگي خوب آمريكايي برخوردارند.ولي در جنوب و نوگالس مكزيك، همه چيز برعكس است.

تحليل نقش قانون اساسي و ساختار حاصل از آن در افول يا رشد و توسعه كشورها

در نوگالس مكزيك، اكثر افراد بي سوادند. ميزان مرگ و مير كودكان بالاست، مردم از سيستم بهداشت عمومي محرومند، ميزان جرم و جنايت زياد است. شما براي انجام يك كار اقتصادي مجبور به پرداخت رشوه هستيد….

3- آلمان شرقي و آلمان غربي

- فاصله اقتصادي آلمان غربي با آلمان شرقي بخش اول اينجا

- اقتصاد دستوري در آلمان شرقي بخش دوم  اينجا

اقتصاد؛ بازي‌اي كه در پايان آلمان برنده‌اش مي‌شود را اينجا ببينيد 

4- تفاوت فاحش اقتصاد و توسعه تركيه در زمان حكومت نظاميان و ديكتاتورها و نظام حزبي 

بحران اقتصادي تركيه در دوره‌هاي ۱۹۹۴، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۷ چگونه بود؟ را اينجا ببينيد

 

تحليل نظام هاي حكومتي حزب محور:

برخي كشور ها داراي نظام حزبي مي باشند اما از توسعه اقتصادي مطلوبي برخوردار نبوده اند از جمله پاكستان، برخي كشورهاي اروپاي شرقي و آمريكاي جنوبي  علت چيست؟

در كشور پاكستان تا چن سال پيش قانون اساسي كشور بگونه اي بود كه قدرت در اختيار نظاميان بود و هر گاه نظاميان اراده مي كردند دولت را سرنگون مي نمودند از جمله  دولت هاي نواز شريف و بي نظير بوتو و دولت هاي متعدد ديگر، در واقع نظام حزبي به مفهوم واقعي هنوز بطور كامل در پاكستان جا نيافتاده و در حال مشق مردم سالاري و پذيرش نظام حزبي هستند اما اگر نظام حزبي همانند هندوستان در پاكستان نيز نهادينه مي شد قطعا شرايط آن كشور بسيار مناسب تر از شرايط كنوني بود.

در كشور هاي عراق و افغانستان نيز  طي 10 سال گذشته تا حدودي نظام مردم سالاري حاكم گرديده اما شيوه انتخاب نهادهاي قدرت بر اساس نظام حزبي همانند آمريكا و آلمان و چين و انگليس نيست در اين دو كشور هنوز قبائل و شخصيت ها و نقش اصلي را ايفا مي كنند و ساختار انتخابات با شرايط اين كشورها كمي فاصله دارد شايد در اين دو كشور نظام انتخابات تناسبي نتايج بهتري به دنبال دارد. ساختار حكومت ها نشات كرفته از قانون اساسي كشورها نقش تعيين كننده اي در موفقيت يا شكست مردم سالاري كشورها ايفا مي كند.

در كشور برزيل اركان قدرت حاكميت توسط مردم انتخاب مي شوند اما چون نظام رياستي وجود دارد و قدرت بين مجلس و دولت توزيع شده  گاهي تضاد هايي  بين دولت ها و مجالس بوجود مي آيد شايد نظام انتخابات تناسبي براي حداقل يكي از مجالس ساختار حاكميت آن كشور را بهبود بخشد. در مجموع كشور برزيل كشور نسبتا توسعه يافته اي است.

در كشور مكزيك اركان قدرت حاكميت يعني مجلس نمايندگان، مجلس سنا و رئيس جمهور توسط مردم  انتخاب مي شوند اما به دليل شرايط گذشته اين كشور هنوز باندهاي مواد مخدر و سلاح دراين كشور جنايت و ترور و خلاف انجام مي دهند. شايد در اين شرايط كشور نظام انتخابات تناسبي حزبي و انتخاب نخست وزير توسط مجلس منجر به شرايط بهتري براي آن كشور شود. كشور مكزيك تجربه طولاني در دموكراسي واقعي ندارد. اين كشور نسبت به بسياري از كشورها از وضعيت اقتصادي و روند توسعه نسبتا مناسب تري برخوردار است

قوه قضاييه: در راس قوه قضاييه مكزيك دادگاه عالي عدالت قرار دارد. اين دادگاه متشكل از ۱۱ قاضي است كه با تأييد مجلس سنا توسط رئيس‌جمهوري انتخاب مي شوند

گزارش اقتصاد مكزيك را اينجا مشاهده نمائيد

آشنايي با ساختار و اقتصاد مكزيك را اينجا مشاهده نمائيد

 

 

تحليل ها و خبرهاي مرتبط:

نگاهي به نظام انتخاباتي چند كشور جهان را اينجا ببينيد

انتخابات در هند، چين، ژاپن و استراليا را اينجا ببينيد

شيوه انتخاب سران چين، ژاپن و كره جنوبي در نظام انتخاباتي را اينجا ببينيد