سايت خبري تحليلي انديشه ها : بانيپال شومون: بارها فكر كردم كاش در آن صحنه عبدالمالك را مي‌زدم
سه شنبه، 18 تیر 1398 - 11:30 کد خبر:92199
سايت خبري تحليلي انديشه ها: او شايد يكي از منفعل‌ترين ماموران امنيتي كه در فيلم‌هاي ايراني به تصوير كشيده باشد را ايفا كرده باشد. ماموري كه در بهترين وضعيت براي نابود كردن يك تروريست قرار دارد اما به يك دليل انساني او را نمي ‌زند.

سايت خبري تحليلي انديشه ها:

 


بانيپال شومون: بارها فكر كردم كاش در آن صحنه عبدالمالك را مي‌زدم

 «در تمام طول فيلم قدرت از نيروهاي امنيتي ايران نمي‌بينيم و برعكس انفعال مي‌بينيم. اين توجيه احمقانه است كه نيروي امنيتي نشانه مي‌گيرد و ريگي را نمي‌زند چون بچه‌اي در بغل دارد.» اينها بخشي از حرف‌هاي مسعود فراستي در برنامه «هفت» جمعه‌شب است. اما آيا نيروي امنيتي «شبي كه ماه كامل شد» منفعل است؟ بانيپال شومون بازيگر اين كاراكتر در گفت‌وگو با خبرآنلاين، گرچه مي‌گويد گاهي از اينكه در تمام فيلم مثل سايه حضور دارد و نمي‌تواند كاري از پيش ببرد حرصش مي‌گيرد، اما در صحنه‌اي كه او مي‌توانست عبدالمالك را بزند و نزد، نگاهش كاملا انساني بود.

گفت‌وگوي خبرآنلاين با بانيپال شومون درباره اين فيلم و فيلم‌هاي ديگري كه در جشنواره سال گذشته داشت را در ادامه بخوانيد:

نمايي از فيلم «شبي كه ماه كامل شد»

نقشي كه در «شبي كه ماه كامل شد» بازي مي‌كنيد يك مقدار منفعل به نظر مي‌رسد. همين نقش از ابتدا به شما پيشنهاد شده بود؟
بله همين نقش پيشنهاد شد اين نقش نگاهي انساني به ماجرا دارد و اصلا فيلم تفاوت همين نگاه انساني و غير انساني است و همين نگاه انساني اين شخصيت مرا جذب خود كرد.

اين آشنايي از قبل با خانم آبيار وجود داشت يا اينكه «شهرزاد» موثر بود؟
خانم آبيار «تنگه ابوقريب» را در جشنواره سال قبل از من ديده بود و از آنجا بود كه خواستند با من براي اين پروژه تماس بگيرند.

وقتي فيلمنامه را خوانديد نقش براي شما جذاب بود؟
بله. خانم آبيار بيشتر مي‌خواست روي قصه فائزه متمركز شود و بعد كه فيلم را ديدم، ديدم كه اتفاقا درست هم بود كه ما حضور اين آدم را تا انتهاي فيلم مثل يك سايه احساس مي‌كنيم؛ آنقدر كه خودم گاهي حرصم مي‌گرفت.

در آن سكانس فكر نكردي كاش مي‌توانستي بزني؟
واقعا خيلي به اين موضوع فكر كردم و اينكه بايد مي‌زدمش؛ اما عرض كردم تفاوت در همين نگاه انساني و غيرانساني است يكي مي‌كشد و ديگري براي اينكه كودك در آغوش فرد است نمي‌كشد. هميشه سعي در گوشزد دارد، بيشتر به فكر پيشگيري هست تا اقدام تلافي جويانه. اما خودم بعضي اوقات فكر مي‌كردم چرا اين‌گونه عمل مي‌كند و وقتي به شخصيت فكر مي‌كردم پي به درست بودن اقدامش مي‌بردم مثلا سكانس بيمارستان مدام به اين فكر كردم كه بايد فائزه را توي گوني هم شده مي‌بردم ولي خب، خانم آبيار گفت اگر مادر باشي مي‌ماني و نمي‌روي. آنجا بود كه گفتم درست مي‌گويد.

آيا اين آدم در قصه واقعي فائزه و حميد وجود خارجي دارد؟
بله.

شما از او براي نقشتان كمك گرفتيد؟
خير. من با ايشان صحبت نكردم. راهنمايي‌هاي خانم آبيار براي فهميدن اين شخصيت آنقدر كافي بود كه نيازي به صحبت با آن فرد نبود.

كاراكتر شما خودش تصميم گرفت در آن سكانس عبدالمالك را نزند يا مثلا از طريق گوشي يا بي‌سيم دستوري به او رسيد؟
كاملا نگاهش انساني بود. اين نگاه انساني اين آدم براي من خيلي قابل ستايش است. تصميم گرفته كه نزند و آن لحظه هيچ گوشي هم نداشته. خودش آنجا دودل است كه بزند يا نه، ولي به خاطر آن بچه نمي‌زند.

از تجربه بنگلادش بگوييد.
برايم خيلي جذاب بود. ديدن مردم آنجا، تجربه زيستي آنجا و معاشرت با آنها. فكر مي‌كنم حدود ده روز آنجا بودم.

اينكه به شما گفته بودند ناامن است نرويد ولي شما رفتيد از شجاعت بود؟
يك كار تيمي بود همه دوست داشتيم برويم. در پاكستان يك مقدار استرس بيشتري بود ولي در بنگلادش كمتر بود. براي ما هيجان‌انگيز بود و جالب است كه در عين اينكه ترسناك بود ولي احساس امنيت هم داشتيم.


نمايي از فيلم «پالتو شتري»

در جشنواره امسال چند فيلم داشتيد كه به چشم آمديد.
البته اين سليقه من نيست. خيلي انتخاب من نيست.

اتفاقي كه افتاده اين است كه پس از سال‌ها كه تئاتر كار كرديد اينطور ديده شديد.
بعد از «شهرزاد» اين اتفاق افتاد. يكي دو فيلم نقش اصلي بودم كه هنوز اكران نشده ولي در جشنواره‌هاي خارجي جايزه برده. چند وقت كار نكردم تا دوباره تصميم گرفتم از پيشنهادهايم چندتا انتخاب كنم.

درباره بچه‌هاي تئاتر يك نكته وجود دارد كه براي ديده شدن در همان تئاتر هم بايد كار تصوير كنيد.
قطعا مديوم سينما براي من جذاب است. خيلي محاسبات اينطوري نداشتم ولي اين استثنا گاهي پيش مي‌آيد كه تو بازيگر تئاتر هستي، يك جايي يك كارگردان تو را مي‌بيند و نقش اصلي به تو مي‌دهد. كم پيش مي‌آيد. براي همين بايد روي پرده سينما ديده شوي. خيلي از كارگردان‌ها تئاتري‌ها را نمي‌شناسند مگر اينكه يك اتفاق خيلي مهم باشد. براي همين از پيشنهادهايي كه داشتم انتخاب كردم و بازي كردم.

انتخاب‌هاي بدي هم نداشتيد.
خيلي پشيمان نيستم از انتخاب‌هايم. سعي كردم خيلي پرت بازي نكنم ولي كلا اينطور است كه اگر برگردم شايد چندتا از اين نقش‌ها را بازي نكنم.

«پالتو شتري» را به نظر مي‌رسد بيشتر از همه دوست داشتيد؟
تجربه خوبي بود.

به شخصيتت نزديك است؟
اصلا ولي شخصيت جذابي روي كاغذ بود و تجربه خوبي هم بود.

و خيلي هم خوب بازي كرديد.
اميدوارم اينطور باشد. نظرات مثبت زيادي داشتم. من خودم خيلي با اين نقش فاصله دارم و آدم‌هاي اين مدلي خيلي كم ديدم چون خيلي هم روي مخم هستند براي همين سعي كردم يك مقدار پيازداغش را هم زياد كنم.

هم نقشي كه در «شهرزاد» بازي كرديد نقش خوبي بود هم در «تختي». به نظر مي‌رسد «تختي» برايتان تجربه تلخي شد.
متاسفانه همينطور است. خيلي ناراحت شدم از اينكه نفروخت. همه چيز به كنار به نظر من در ايران فارغ از اين كه فيلم چي است، اسم تختي بايد ده ميليارد بفروشد و اين فيلم خيلي شريف بود. من خيلي دوستش داشتم. شايد چيزهايي در فيلم نباشد ولي هر چه هست واقعيت است و تحريف نشده. با يك پرداخت درست و كارگرداني هوشمندانه توكلي و ... انتظارم خيلي بيشتر است.

تختي در اين فيلم خيلي منفعل است و نقش‌هاي شما كه دوستان تختي بوديد خيلي جذاب‌تر درآمده.
شايد من هم همينطور فكر مي‌كنم ولي وقتي سكانس پاياني را مي‌بينيد كه فيلم با آن شروع مي‌شود، يعني همه اينها را مي‌تواند بشورد ببرد. من مدام منتظرم در فيلم يك اكت ببينم كه بتوانم هم‌ذات‌پنداري كنم ولي وقتي آخرش آن كار را با خودش مي‌كند مي‌بيني كه در سن اوجت نمي‌تواني تمامش كني و تختي شوي.

كاراكتر شما كاملا امامعلي حبيبي است كه البته در فيلم اسم نمي‌برند ولي قهرماني است كه هنوز زنده است. هيچ وقت فكر كردي درباره‌اش بيشتر بخواني و سعي كني به شخصيتش نزديك شوي يا او را از نزديك ببيني.
اصلا كاراكتر من يك شخص خاص نبود. چند نفر بودند كه از هم‌تيمي‌هاي تختي بودند و يك داستان‌هايي بين خودشان داشتند. من برآيند اينها بودم. من خودم پيش منصور برزگر تمرين كشتي مي‌رفتم. سكانس‌هاي كشتي ما حذف شد. شش، هفت ماه تمرين كشتي داشتيم و آنجا خيلي با كشتي‌گيرها و بچه‌ها گپ مي‌زدم. آنها خودشان هم دلشان نمي‌خواست وارد اين بحث‌هاي دعواها شوند. بيشتر حرفشان اين بود كه اگر چيزي بوده براي همان زمان بوده و الان نيست و من خيلي احترام مي‌گذاشتم. تحقيقات زياد داشتم، با فرزندان قهرمان‌هاي آن زمان، اقوامشان صحبت مي‌كردم ولي از يك جايي به بعد هم فهميدم نبايد خيلي وارد داستان شوم.

زمان اكران فيلم، مصاحبه مرحوم مشايخي و بعد مصاحبه بابك تختي به نظر مي‌رسد بيشتر به فيلم ضربه زد.
اتفاق خوبي نبود و كمك كه نكرد ضربه هم زد.

تئاتر را ادامه مي‌دهي يا دوست داري در سينما پررنگ‌تر باشي با توجه به اينكه در سال‌هاي اخير بچه‌هاي تئاتر در سينما خوش درخشيدند.
طبعا و قطعا هم اميدوارم و هم تمام تلاشم را مي‌كنم كه كارهاي خوب داشته باشم. زياده‌كاري دوست ندارم. خيلي دوست دارم گزيده و كم كار كنم. الان بيشتر سعي مي‌كنم به آن سمت بروم كه براي يك پروژه وقت بگذارم. هر چه سخت‌تر بهتر ولي يك اتفاق خوب بيفتد. چون پروسه كار براي من از نتيجه كار مهمتر است.

پيشنهادي كه وسوسه‌ات كند داري؟
در تئاتر هميشه هست. در تصوير هم الان مشغول يك پروژه شبكه نمايش خانگي هستم و بايد ببينم بعد چه مي‌شود.