سايت خبري تحليلي انديشه ها : روزنامۀ فرانسوي: ايران كارت‌هاي مهمي در مقابل آمريكا دارد
سه شنبه، 21 خرداد 1398 - 07:43 کد خبر:91897
سايت خبري تحليلي انديشه ها: بسياري بر اين باورند كه ايالات متحده آمريكا يك امپراتوري در حال زوال است؛ به نفس افتادن نئوليبراليسم اقتصادي، زير سوال رفتن دمكراسي به خصوص نسخۀ آمريكايي، رقابت با چين و پيشي گرفتن از آمريكا دلايلي است كه براي اين فرضيه مطرح مي شود.

سايت خبري تحليلي انديشه ها:

 


روزنامۀ فرانسوي: ايران كارت‌هاي مهمي در مقابل آمريكا دارد

به گزارش خبرگزاري خبرآنلاين، ماتياس ژيرار، تحليلگر روابط بين الملل در مقاله اي با عنوان" جنگ با ايران، پايان هژموني آمريكاست؟ " در روزنامۀ فرانسوي لوفيگارو، چاپ پاريس، سناريوهاي جنگ احتمالي ميان ايران و آمريكا و پيامدهاي غيرمنتظره و فاجعه بار آن براي آمريكا را مورد بررسي قرار داده است، بخش هايي از اين مقاله جالب را در ادامه بخوانيد:

"اگر ايران جنگ مي خواهد، اين رسما پايان كارش خواهد بود. ديگر هرگز ايالات متحده را تهديد نكنيد" اين جمله اي بود كه ترامپ در 20 مي آنرا در توئيت كرد. لحن تهديد آميز ترامپ طي يكسال اخير و به خصوص طي ماههاي اخير بيشتر و بيشتر شده است؛ آنهم متعاقب خروج نيروهاي ديپلماتيك آمريكا از عراق به دليل تهديدهاي امنيتي در ارتباط با ايران در اين كشور و قرار گرفتن نام سپاه در ليست سازمانهاي تروريستي. 

به رغم اينكه بولتون و پمپئو تلاش مي كنند تا ترامپ را وارد جنگ با ايران كنند، اما به نظر ميرسد ترامپ طي روزهاي اخير تلاش كرده، تا دو مرد آتشين خود را آرام كند. ترامپ به پاتريك شاناهان، وزير دفاع آمريكا اعلام كرد كه خواهان جنگ با ايران نيست و در سفرش به ژاپن صراحتاً اظهارات "مرد جنگي" دولتش يعني جان بولتون دربارۀ جنگ با ايران و تمايل آمريكا براي تغيير رژيم را رد كرد.  

بسياري از روزنامه هاي آمريكايي اظهارات ترامپ در ژاپن و موضع جديدش در برابر بولتن را دلخوري رييس جمهور آمريكا نسبت به مشاور امنيت ملي ارزيابي كردند. اما به نظر ميرسد، رييس جمهور آمريكا تمايل دارد، نومحافظه كاران تندرو را همچنان براي درست كردن حاشيه هاي زياد در كنارش داشته باشد. به نوشتۀ روزنامۀ نيويورك تايمز، ترامپ حتي ماه قبل در يك شوخي دربارۀ بولتن گفته بود: اگر بولتن دربارۀ سياست خارجي آمريكا تصميم گيرنده باشد، آمريكا بايد در 4 جبهه بجنگد.

هرچند از موضع گيري هاي ترامپ اينگونه بر مي آيد كه او به شدت تحت تأثير نومحافظه كاران است، اما واقعيت اينست كه نبايد فراموش كرد كه ترامپ يك نومحافظه كار نيست. او حتي يك مداخله گر متعصب هم به حساب نمي آيد، او داراي ايگويي (ego) است كه تأثيرگذاري و نفوذش را نسبي مي كند. فراموش نكنيم كه ترامپ يك تاجر است و عاشق معامله هاي پر سر و صدا. او تمايل دارد عرصه را بر ايراني ها تنگ كند تا آنها را پاي ميز مذاكره بياورد تا معامله اي بهتر از توافق هسته اي و با نام جمهوريخواهان به ثبت برساند.

در اين بازي ظاهراً حضور يك بولتون و يك پمپئو و تهديدهاي بي امان آنها ضروري است تا بتوانند با سخنان شان ترس از تهديد جنگ را زنده نگه دارند. در واقع همان بازي پليس خوب و پليس بد كه منتفع اصلي آن ترامپ است. اما انتقادات دربارۀ هوش ترامپ و توانايي هايش براي به كارگيري چنين استراتژي‌اي بشدت بالا گرفته است. در واقع اين سياست او نادرست و اشتباه است و نتيجه عكس دارد و او را تبديل به احمقي مي كند كه فقط فحش و ناسزاهاي برجسته مي داند. اما مسئله مهم اينجاست كه آيا اين سياست در برابر ايران موثر است؟ ايراني ها هم در مقابل، همان سياست مزايده را در پيش گرفتند و بلوف را با بلوف پاسخ دادند و احتمالا پشت اين سياست آنها يادآوري رابطه تاريخي ايران و آمريكا و همچنين تهديد به جنگ ميان دو كشور در زمان احمدي نژاد است.

 


 

جالب است بدانيد كه ايدۀ مذاكرۀ "بدون پيش شرط" از سوي آمريكا مطرح شد و به شدت در تعارض با سياستي است كه دولت آمريكا طي يك سال اخير آنرا به كار گرفته است. اين مسئله مي تواند چند علت داشته باشد:

· كاهش تعهدات ايران در توافق هسته‌اي كه باعث نگراني درباره احتماي خروج ايران از برجام شده

· ادامه جنگ اقتصادي آمريكا با چين

· عدم همراهي با سياست هاي آمريكا در قبال ايران از سوي اروپايي ها

· آگاهي ترامپ نسبت به پيامدهاي خطرات ناشي از افزايش تنش با ايران

از سويي ايران مي تواند خطراتي را براي تنگه هرمز كه محل عبور 20 درصد از نفت جهاني است و محل عبور كشورهاي كويت، عراق، بحرين و قطر است، به وجود بياورد.(بدون در نظر گرفتن گاز) خطر براي تنگه هرمز فارغ از افزايش وحشتناك قيمت نفت يعني فلج شدن سيستم مالي جهان.

قاعدتاً براي آمريكايي ها قرار گرفتن در چنين موقعيتي مي تواند بشدت پيچيده باشد. بروز اين سناريو، جداي از پيامدهاي فاجعه بار اقتصادي كه پيشتر دربارۀ آن بحث كرديم، آمريكايي ها را ضعيف نشان داده و در صورتي كه واكنشي نشان ندهند، چهره ديپلماتيك آنها را خدشه دار مي كند؛ و در صورتي كه آنها ناو پنجم مستقر در منطقه را فعال كنند، متعاقباً جنگ رخ خواهد داد.

ايران نه ويتنام است، نه افغانستان، نه عراق و نه ليبي. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979، اين كشور در مقابل تهديدات نظامي آمريكا، همۀ توانش را بر روي قدرت نظامي و دستيابي به تكنولوژي تسليحاتي نهاده است.

ايران داراي نيروي دريايي است كه به دو شكل مي تواند جنگ با آمريكايي ها را هدايت كند: قايق ها تندرو كه توانايي حمل سلاح را دارند و زيردريايي هايي كه داراي موشك بوده و توانايي مين گذاري دارند.

ايران در جنگ نامتقارن كارت هاي زيادي براي بازي كردن دارد. جداي از توانايي هاي سپاه پاسداران، بازيگران و ميليشياي شيعۀ وفادار به ايران، در عراق و لبنان، يكي از اين كارتهاست. در نهايت سيستم موشكي خودكفاي ايراني كه به سختي قابل دسترسي است و از همه مهمتر سيستم دفاع موشكي اس300.

بسياري بر اين باورند كه ايالات متحده آمريكا يك امپراتوري در حال زوال است؛ به نفس افتادن نئوليبراليسم اقتصادي، زير سوال رفتن دمكراسي به خصوص نسخۀ آمريكايي، رقابت با چين و پيشي گرفتن از آمريكا دلايلي است كه براي اين فرضيه مطرح مي شود. اما دلايل ديگري نيز براي اين افول بيان مي شود كه ريشه در تاريخ جهان و تاريخ آمريكا دارد؛ يعني جنگ.

جنگ با ويتنام هزينه هاي گزاف و تورم افسارگسيخته اي را به همراه آورد كه در نهايت پايان برتون وودز را رقم زد. و يا بلايي كه جنگ عراق بر سر شهرت آمريكايي ها آورد. قدرت نرم آمريكايي ها، در يك تقارن قدرت مثبت، آخرين سلاح آنها در مقابل رقبا به خصوص چين است. اگر اين قدرت آنها بيش از اين رو به افول بگذارد، و اگر هزينه هاي انساني و مالي جنگ احتمالي با ايران را نيز به آن اضافه كنيم، جاي شكي باقي نمي ماند كه هژموني آمريكا بشدت در معرض تهديد خواهد بود.

لوفيگارو/ ترجمه: زهرا خدايي